10479730_308729342620645_139818681559512580_n

لختي درنگ كنيم اينجا و ياد كنيم *** زان آتشي كه در دل خاك آشيان گرفت

طي مدت همبندي وهم اتاقي بودن با غلامرضا خسروي در بند ۳۵۰اوين آنچه از او درياد و خاطرم نقش بسته همه حول دفاع از شرف وهويت وايمان راسخ اوست از۲ سال پيش كه حكم اش تاييد و آماده اجرا بود، بعضي از زندانيان بند ۳۵۰ سعي مي كردند او را به كوتاه آمدن از مواضع و نوعي تسليم ولو درحد يك جمله شفاهي دوپهلو وادار سازند و تلاش ميكردند او رامطمئن سازند كه دراينصورت حكمش شكسته خواهد شد. ولي هيهات كه شان و جايگاه غلامرضاي قهرمان بسيار بالاتر ازاين حرفها بود و در پاسخ اين گونه اشخاص ميگفت آيا شما ميدانيد كه همين نصيحت ها و درخواستها را ماموران رژيم هم از زندانيان به عمل مي آورند. ودرثاني آيا فكر ميكنيد ما هيچ گاه از دنيا نخواهيم رفت و آيا نمي بينيد من كه اكنون آماده شهادت هستم ازبسياري از آنها كه به عمر خود مطمئن اند باعشق و نشاط و كارايي بيشتري به زندگي روزمره فعلي خود مشغولم.
يكي از روزهاي سال ۹۱كه يك اعتصاب خودداري از ملاقات در بند۳۵۰ شكل ميگرفت تحريكاتي از آنسوي بند بعمل آمد كه اگر اين اعتصاب با هواداران مجاهدين مشتركا انجام شود اولا كه همه هواداران مجاهدين را از۳۵۰ تبعيد ميكنيم و برايتان گران تمام ميشود، دراين رابطه بعضي ها از آقاي خسروي ميخواستند كه از هواداران مجاهدين كنار بكشند وشركت نكنند كه غلامرضاي پهلوان پاسخ داد مبارزه انحصاري نيست و ما مرعوب تهديدات آنها از آنسوي بند نمي شويم و در نتيجه همه آنهايي كه ميخواستند در اعتصاب شركت كنند جمعا شركت كردند.
يكبار مراسم بزرگداشت ياد مجاهدان و مبارزاني همچون جعفر كاظمي، محمد علي حاج آقايي و فرهاد كمانگر و فرهاد وكيلي در بند۳۵۰ تشكيل مي شد باز بعضي به گوش او مي خواندند كه صلاح نيست شما شركت كنيد صبر كن تا وضع حكم ات مشخص شود و تا آن زمان دست به عصا باش، ولي غلامرضا براي شركت بيقراري ميكرد و در نهايت شركت كرد.
به ياد مي آورم كه غلامرضا در دعاي« الهم انصر المجاهدين» هميشه اين بخش از اين آيه را اضافه ميكرد كه «ومنهم من قضا نحبه و منهم من ينتظر و مابدلو تبديلا»
به ياد مي آورم كه غلامرضا هر وقت كسالتي پيش مي آمد ميگفت مگر دست خودمان است مگر ما اجازه داريم كه مريض شويم ماهميشه بايد سالم و سرحال باشيم وقتي روح اراده كند بدن بايد اطاعت كند.
دربند۳۵۰ غلامرضا هميشه يك آرم مجاهدين كه خود روي مقوا ترسيم كرده بود داخل بوفه اش بالاي سرخود نصب كرده بود يادش گرامي و درجاتش عالي باد.
غلامرضا قلبي سرشار از محبت و عواطف انساني داشت كلاههايي براي بعضي از دوستان دوخته بود به محض اينكه ازنگاه كسي احساس ميكرد كه مايل است از آن كلاه داشته باشد سليقه او را مي پرسيد و با آنكه از لحاظ محدوديت وقتي خيلي مقيد بود يك كلاه برايش مي دوخت و به اين ترتيب بيش از ۷۰كلاه كه بر روي آن نوشته معروف «اوين بند ۳۵۰ با دو بال بر بالاي آن» مزين شده بود با دست خود دوخت و به زندانيان سياسي هديه كرد.
#ایران #زندانی_سیاسی_علی_معزی #مجاهدشهیدغلامرضاخسروی #بند۳۵۰زندان_اوین #بگونه