تلویزیون سی.ان.ان، روز یکشنبه سی.ان.ان: مالکی و حزب او مانند آدمکشان رفتار کرده اند
تلویزیون سی.ان.ان، روز یکشنبه 25خرداد:
… برنامه امشب را با سقوط احتمالی عراق شروع می کنیم. آیا می توان تروریسم را متوقف کرد؟ اصلاً آنها چه کسانی هستند؟
این سؤال که چه کسی عراق را از دست داد، سؤالی است که به طور اجتناب ناپذیری در واشینگتن مطرح شده است… اولین جواب به این سؤال این است که نوری مالکی عراق را از دست داد.
این نخست وزیر و حزب حاکم او مانند آدمکشان رفتار کرده اند، سنیها را از قدرت حذف کرده اند و از نیروهای ارتش، پلیس و شبه نظامیان استفاده کرده اند تا مخالفان خود را ترور و مرعوب کنند. اما بگذارید نگاهی به این بیندازیم که نوری مالکی اصلاً چگونه به قدرت رسید.
مالکی محصول یک سری تصمیم گیریهای لحظه ای بود که توسط دولت بوش گرفته شد. دولت بوش با یک نیروی کوچک به عراق حمله کرد.
تام ریکس یک کارشناس، در این مورد گفته است، این بدترین طرح جنگی در تاریخ آمریکا بود. دولت نیاز داشت که به سرعت هم پیمانان محلی بیابد و به سرعت تصمیم گرفت تا ساختار سنی عراق را نابود کند و به احزاب تندروی مذهبی شیعی که مخالف صدام بودند قدرت بدهد. معنایش این بود که ساختار قدرت سنیها که، خوب یا بد، برای قرنها سیطره داشت، به سرعت فرو بپاشد. کارهایی هم چون ممنوع کردن ارتش، منحل کردن بوروکراسی و تصفیه کردن سنیها به طور کلی، احتمالاً عواقب بیشتری نسبت به تصمیم برای حمله به این کشور داشته است.
اگر دولت بوش شایسته سهم عادلانه ای از سرزنش به خاطر از دست دادن عراق است، دولت اوباما و تصمیم آن برای بیرون کشیدن همه نیروها از کشور در پایان 2011 چه سهمی دارد. من ترجیح می دادم که یک نیروی کوچک آمریکایی در عراق باقی بماند تا تلاش کنند مانع فروپاشی کشور شوند. اما بیاد بیاوریم که چرا این نیروها در عراق نماندند. نخست وزیر نوری مالکی از تضمینهایی که هر کشور دیگری در جهان، که میزبان نیروهای آمریکایی است، تأمین می کند، خودداری کرد. برخی مفسرین، دولت اوباما را به خاطر این که به طور بدی مذاکراتش را پیش برد، سرزنش می کنند. اما یک سیاستمدار ارشد عراقی در روزهایی که این مذاکرات جریان داشت گفت، ”این مذاکره به جایی نخواهد رسید. مالکی نمی تواند بگذارد که نیروهای آمریکایی بمانند. رژیم ایران برای مالکی کاملاً روشن ساخته که خواست شماره 1 آن این است که هیچ نیروی آمریکایی در عراق باقی نماند و این که مالکی به آنها [رژیم ایران] مدیون است“.
این سیاستمدار عراقی به من یادآوری کرد که مالکی 2 دهه را در تبعید گذراند که بیشتر آن در تهران و دمشق بوده است و حزب او در بیشتر عمرش توسط رژیم ایران تأمین مالی می شده است. در حقیقت دولت مالکی سیاستهایی را دنبال کرده است که به طور گسترده یی مبین طرفداری از رژیمهای ایران و سوریه بوده است.خرداد:
… برنامه امشب را با سقوط احتمالی عراق شروع می کنیم. آیا می توان تروریسم را متوقف کرد؟ اصلاً آنها چه کسانی هستند؟
این سؤال که چه کسی عراق را از دست داد، سؤالی است که به طور اجتناب ناپذیری در واشینگتن مطرح شده است… اولین جواب به این سؤال این است که نوری مالکی عراق را از دست داد.
این نخست وزیر و حزب حاکم او مانند آدمکشان رفتار کرده اند، سنیها را از قدرت حذف کرده اند و از نیروهای ارتش، پلیس و شبه نظامیان استفاده کرده اند تا مخالفان خود را ترور و مرعوب کنند. اما بگذارید نگاهی به این بیندازیم که نوری مالکی اصلاً چگونه به قدرت رسید.
مالکی محصول یک سری تصمیم گیریهای لحظه ای بود که توسط دولت بوش گرفته شد. دولت بوش با یک نیروی کوچک به عراق حمله کرد.
تام ریکس یک کارشناس، در این مورد گفته است، این بدترین طرح جنگی در تاریخ آمریکا بود. دولت نیاز داشت که به سرعت هم پیمانان محلی بیابد و به سرعت تصمیم گرفت تا ساختار سنی عراق را نابود کند و به احزاب تندروی مذهبی شیعی که مخالف صدام بودند قدرت بدهد. معنایش این بود که ساختار قدرت سنیها که، خوب یا بد، برای قرنها سیطره داشت، به سرعت فرو بپاشد. کارهایی هم چون ممنوع کردن ارتش، منحل کردن بوروکراسی و تصفیه کردن سنیها به طور کلی، احتمالاً عواقب بیشتری نسبت به تصمیم برای حمله به این کشور داشته است.
اگر دولت بوش شایسته سهم عادلانه ای از سرزنش به خاطر از دست دادن عراق است، دولت اوباما و تصمیم آن برای بیرون کشیدن همه نیروها از کشور در پایان 2011 چه سهمی دارد. من ترجیح می دادم که یک نیروی کوچک آمریکایی در عراق باقی بماند تا تلاش کنند مانع فروپاشی کشور شوند. اما بیاد بیاوریم که چرا این نیروها در عراق نماندند. نخست وزیر نوری مالکی از تضمینهایی که هر کشور دیگری در جهان، که میزبان نیروهای آمریکایی است، تأمین می کند، خودداری کرد. برخی مفسرین، دولت اوباما را به خاطر این که به طور بدی مذاکراتش را پیش برد، سرزنش می کنند. اما یک سیاستمدار ارشد عراقی در روزهایی که این مذاکرات جریان داشت گفت، ”این مذاکره به جایی نخواهد رسید. مالکی نمی تواند بگذارد که نیروهای آمریکایی بمانند. رژیم ایران برای مالکی کاملاً روشن ساخته که خواست شماره 1 آن این است که هیچ نیروی آمریکایی در عراق باقی نماند و این که مالکی به آنها [رژیم ایران] مدیون است“.
این سیاستمدار عراقی به من یادآوری کرد که مالکی 2 دهه را در تبعید گذراند که بیشتر آن در تهران و دمشق بوده است و حزب او در بیشتر عمرش توسط رژیم ایران تأمین مالی می شده است. در حقیقت دولت مالکی سیاستهایی را دنبال کرده است که به طور گسترده یی مبین طرفداری از رژیمهای ایران و سوریه بوده است.خرداد:
… برنامه امشب را با سقوط احتمالی عراق شروع می کنیم. آیا می توان تروریسم را متوقف کرد؟ اصلاً آنها چه کسانی هستند؟
این سؤال که چه کسی عراق را از دست داد، سؤالی است که به طور اجتناب ناپذیری در واشینگتن مطرح شده است… اولین جواب به این سؤال این است که نوری مالکی عراق را از دست داد.
این نخست وزیر و حزب حاکم او مانند آدمکشان رفتار کرده اند، سنیها را از قدرت حذف کرده اند و از نیروهای ارتش، پلیس و شبه نظامیان استفاده کرده اند تا مخالفان خود را ترور و مرعوب کنند. اما بگذارید نگاهی به این بیندازیم که نوری مالکی اصلاً چگونه به قدرت رسید.
مالکی محصول یک سری تصمیم گیریهای لحظه ای بود که توسط دولت بوش گرفته شد. دولت بوش با یک نیروی کوچک به عراق حمله کرد.
تام ریکس یک کارشناس، در این مورد گفته است، این بدترین طرح جنگی در تاریخ آمریکا بود. دولت نیاز داشت که به سرعت هم پیمانان محلی بیابد و به سرعت تصمیم گرفت تا ساختار سنی عراق را نابود کند و به احزاب تندروی مذهبی شیعی که مخالف صدام بودند قدرت بدهد. معنایش این بود که ساختار قدرت سنیها که، خوب یا بد، برای قرنها سیطره داشت، به سرعت فرو بپاشد. کارهایی هم چون ممنوع کردن ارتش، منحل کردن بوروکراسی و تصفیه کردن سنیها به طور کلی، احتمالاً عواقب بیشتری نسبت به تصمیم برای حمله به این کشور داشته است.
اگر دولت بوش شایسته سهم عادلانه ای از سرزنش به خاطر از دست دادن عراق است، دولت اوباما و تصمیم آن برای بیرون کشیدن همه نیروها از کشور در پایان 2011 چه سهمی دارد. من ترجیح می دادم که یک نیروی کوچک آمریکایی در عراق باقی بماند تا تلاش کنند مانع فروپاشی کشور شوند. اما بیاد بیاوریم که چرا این نیروها در عراق نماندند. نخست وزیر نوری مالکی از تضمینهایی که هر کشور دیگری در جهان، که میزبان نیروهای آمریکایی است، تأمین می کند، خودداری کرد. برخی مفسرین، دولت اوباما را به خاطر این که به طور بدی مذاکراتش را پیش برد، سرزنش می کنند. اما یک سیاستمدار ارشد عراقی در روزهایی که این مذاکرات جریان داشت گفت، ”این مذاکره به جایی نخواهد رسید. مالکی نمی تواند بگذارد که نیروهای آمریکایی بمانند. رژیم ایران برای مالکی کاملاً روشن ساخته که خواست شماره 1 آن این است که هیچ نیروی آمریکایی در عراق باقی نماند و این که مالکی به آنها [رژیم ایران] مدیون است“.
این سیاستمدار عراقی به من یادآوری کرد که مالکی 2 دهه را در تبعید گذراند که بیشتر آن در تهران و دمشق بوده است و حزب او در بیشتر عمرش توسط رژیم ایران تأمین مالی می شده است. در حقیقت دولت مالکی سیاستهایی را دنبال کرده است که به طور گسترده یی مبین طرفداری از رژیمهای ایران و سوریه بوده است.
#عراق # بغداد #نوری_المالکی #بگونه
کاریکاتورازشرق الاوسط

