آنهايي كه بخا طر جنايات « داعش» در عراق ، دستهاي « پدرجد داعش» را ميشويند ، خائن به مردم ايران و مرد م عراق وخلقهاي منطقه هستند.
روستاي قارنا در پنج کيلومتري شهرستان نقده، واقع در کردستان ايران
ساعت يك بعدازظهر يازدهم شهريور ماه سال ۱۳۵۸ در يك يورش فجيع سه ساعته به روستاي قارنا ۴۷ نفر از مردم بيگناه و بيدفاع که جملگی غيرنظامی بودند، كشته شدند. آری، مقتولين زن و مرد و پير و جوان و حتي بعضي از كودكاني بودند كه هنوز سنشان به پنج سالگي هم نرسيده بود. اگرچه منابع مربوطه تعداد کشتهها را ۴۷ نفر ذکر کردهاند ولي طبق گفتههاي اهالي روستا و مطلعين تعداد کشتههاي اين حادثه به ۶۸ نفر رسيده است. در اين ميان برخي از خانوادهها تا شش نفر از اعضايشان را از دست دادند.
محاصرهی روستا
– روز یازده شهريور، تمام اطراف ده را با تانك و توپ محاصره كرده بودند، و ساعت يك بعدازظهر عدهاي حدود صد نفر بهمراه شخصي به اسم قادري، بشكل مجاهدين پاسدار، بخانهها ريختند و هر كسي را دم دستشان ديدند، كشتند و سر بريدند. روحاني ده، با يك جلد قران، نزد انها رفت و قسم خورد كه مردم اين ده هيچ تقصير و گناهي ندارند. مهاجمين روحاني ده را فوراً كشتند و سرش را بريدند و با خود بردند و هنوز سر روحاني ده پيدا نشده است.
زني كه دو فرزند ۱۵ و ۱۸ سالهاش را در اين كشتار از دست داده است مي گويد:
– آنها به هيچكس رحم نكردند. اينهمه بيرحمي را ما هيچ جا نشنيده بوديم. انها كه حالا زنده اند در ان ساعت يا در ده در خانهشان نبودند يا توانستند به طريقي خود را مخفي كنند.
پيرمردي بنام سيداحمد درباره نوع اسلحهاي كه بكار برده شده بود، ميگويد:
– بعضيها را با تفنگ كشتند بعضيهارا با چاقو و كارد سر بريدند، بعضيها را هم مخصوصاً كودكان را زير لگد و پوتين خفه كردند.
سيد احمد كه ۹ نفر از اعضاي خانوادهاش را از دست داده است درباره چگونگي زنده ماندن خود مي گويد:
– من انروز در نقده بودم و غروب، وقتي وارد قارنا شدم، جهنم را جلوي چشم خود ديدم. ……»
(اطلاعات۱۶/۹/۱۳۵۸)
#ایران #داعش # #بگونه

