خلاصه ای از مطلب خامنه ای خمینی بهتراست ازوبلاگ گفتنی ها ..
در اسفند ۱۳۷۰ خامنه ای از طریق میرحجازی به حسین الله کرم پیغام می فرستد که برای مسئله مهمی به دفتر او بیاید ، حسین الله کرم که یکی از فرمانده گردانهای لشگر ۲۷ حضرت رسول در زمان جنگ و از فعالین گروههایی موسوم به حزب الله بوده به دیدار خامنه ای می رود و خامنه ای به او می گوید :« ظرف چه مدتی می توانی این گروههای مختلف و نامنظم را شکل بدهی و یک کادر بسازی ؟»، الله کرم از وی یکسال مهلت می خواهد و خامنه ای می گوید :« برو و کادر و تشکیلات بساز ! » در طی این یکسال جمعی کمتر از بیست نفر که من هم جزوشان بودم چند وظیفه داشتیم که اول کار تشکیلاتی و شبکه ای را یاد بگیریم و اینکه اگر بخواهیم یک حرکتی را در سطح کشور و در همه اقشار جامعه و دانشگاه و سیاست و حتی اقتصاد پیاده کنیم چه باید بکنیم ؟ در طی این یکسال ما از همه تجارب موجود در کشور و حتی تجربه های مخالفین انقلاب نیز استفاده می کردیم ، با تعدادی از بریده شدگان سازمان مجاهدین خلق دیدار داشتیم و از خاطرات و تجارب آنها استفاده می کردیم ، به دیدار کیانوری رفتیم و او از خاطرات و تجارب تشکیل حزب توده و چگونگی بسط و گسترش آن در اقصی نقاط ایران برایمان می گفت وظیفه دوممان هم این بود که در تهران و قم و اصفهان و مشهد چند پایگاه در مساجد تشکیل داده بودیم و از آنها خواسته بودیم تا می توانند «افراد پای کار» را شناسایی نمایند و لیست تهیه کنند ، مهلت یکساله الله کرم از خامنه ای البته دو سال شد و نهایتا در ۱۳۷۲ توانستیم عملا تشکیل «انصار حزب الله» را اعلام نماییم . …به محض اعلام موجودیت و آغاز فعالیت انصار بصورت ثابت و هر سه ماه یکبار و گاه ماهانه ما جلسات دیدار خصوصی با خامنه ای داشتیم و البته مواردی هم بود که بصورت فوق العاده به دیدار می رفتیم که هر کدام دیدارها خود داستان مفصلی دارد که در این مجال نمی گنجد ، اما در تمامی دیدارهای بین سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ خامنه ای همواره عنوان می کرد خود را آماده نگه دارید که دوران سختی پیش رو هست ، دورانی که منظورش دوران بعد از هاشمی بود ، در طی این چهار سال گرچه در بدنه انصار مشکلات و ریزش هایی پیش آمد مثل کناره گیری حجت السلام پروازیان اما عملا انصار دوران آماده باش و آموزش برای روزهای سخت را طی میکرد .
خروج حجت السلام پروازیان اگرچه بار منفی شدیدی در میان انصار داشت اما یک مسئله را برای بسیاری تمام کرد که بقول حسین الله کرم «ثابت کرد آقا پشت سر ماست» ! پروازیان می گوید : به دیدن آقای «خامنه ای» رفتیم. ایشان به «اللّه کرم» گفت: «آقای اللّه کرم شما مسئول حزب اللّه هستی» واقعاً تکان خوردم. ایشان نپرسید «اللّه کرم» آیا تو مسئول انصار حزب اللّه هستی؟ بلکه طوری گفت که یعنی بنده رهبر، تو را به عنوان مسئول حزب اللّه قبول دارم. در آن لحظه متوجه شدم«اللّه کرم» مرا آورده است تا به چشم خود ببینم آقای «خامنه ای» او را تأیید می کند»
با دوم خرداد ۱۳۷۶ و آغاز ریاست جمهوری خاتمی «آن روزهای سخت» ظاهرا آغاز شده بود ، روزی نبود که دانشجویان در یک دانشگاه تجمع و میتینگ و راهپیمایی برگزار نکنند ، روزنامه های مستقل از حکومت یکی پس از دیگری انتشار می شدند و در هر دیداری که ما با خامنه ای داشتیم وی درباره تک تک آنها از ما سئوال می پرسید و اینکه در موردش چه کاری انجام دادید ؟
یکی از طولانی ترین دیدارهای ما با خامنه ای که نزدیک هفت ساعت بطول انجامید در خرداد ۱۳۷۸ بود ، جلسه ای که برای خود من یکی از روزهای فراموش ناشدنی بود چند هفته قبل آن جلسه در پارک لاله تهران چند گروه دانشجویی به منظور سالگرد دوم خرداد نشستی را برگزار کرده بودند که به صحنه درگیری دانشجویان با انصار حزب الله تبدیل شده بود از آن نشست و درگیری فیلمی تهیه شده بود و در جلسه ما فیلم را آوردند و با پروژکتور نمایش دادند و خامنه ای درباره لحظه به لحظه آن نظر می دادند و از ما سئوال می کردند که آنها چه کردند ؟ نیروی انتظامی چه میکرد ؟ و سئوالهایی که واقعا برای من یکی دست کم خیلی عجیب بود که مثلا وقتی شما با اینها درگیر می شدید آیا فرار می کردند یا مقاومت میکردند ؟ آنها چند نفر بودند ؟ شما چند نفر بودید ؟ و…
در آخر هم رو به جمع نقل به مضمون گفتند :«شما مسئولید مگر می شود یک گروهی که می گویید هسته اولیه برگزار کنندگانشان کمتر از پنجاه نفر هستند از شما نترسند و بتوانند کارشان را بکنند ، خوف بیندازید در دلشان تا جرات تکرار این کارها را نداشته باشند!»
همین خامنه ای که این حرفها را به ما زد درست چند ماه بعدش رفت دانشگاه امیر کبیر تهران ، آنجا یکسری از دانشجویان بلند شدند و اعتراض کردند که به اسم دفاع از شما ما را کتک میزنند و تجمع ما را بهم میزنند ! چرا اینها را محکوم نمی کنید و خامنه ای هم پاسخ داد :«… وقتی کار بدی صورت گرفت، نمیشود گفت که مثلاً فلان جوانِ خوب، یا فلان جوانِ فلان جناح، یا فلان جوان وابسته به فلان جا این کار را کرده، پس از بدی آن کار یک مقدار کم میشود؛ نه. وقتی بد است، بد است؛ در این هیچ بحثی نیست» و در همین نشست گفت که من به مسئولین هم گفتم دو گروه دانشجویی که دارای عقاید مختلف با همدیگر هستند حق ندارند در تجمعات
همدیگر اخلال کنند.
در بعد از این نشست بود که دانشجویان تحکیم وحدت و گروههای دیگر دانشجویی با استناد به این اظهارات انصار را ضد ولایت فقیه می خواندند و اینکه شما حرفهای رهبر را هم قبول ندارید! و وقتی ما در دیدارمان با خامنه ای این مسئله را عنوان کردیم خامنه ای پاسخ داد بدین مضمون که : « به این حرفها توجه نکنید شما دنبال مسئولیت و وظیفه شرعی و انقلابی خودتان باشید ، حضرت علی هم شبها تو کوفه می رفت برای ایتام غذا می برد و می شنید خدا خلیفه را حفظ کند و بدون اینکه بشناسنش بر علی لعن می فرستادن و ایشان هم دم نمی زد ، راه و وظیفه شما مشخص است !»در طی اون سالها ما خیلی دیدار داشتیم با خامنه ای و اعضای دیگر بیت اما چند دیدار بود که همیشه تو ذهنم شاخص بوده و برایم خیلی مهم بوده که الان که فکر می کنم شخصیت واقعی و خلقیات خامنه ای برایم مصور می شود یکی از آنها همین دیدار که گفتم و دیگری دیداری بود که بعد از حمله به حسینیه و بیت آیت الله منتظری شده بود ، یک بار در قبل شرح ماجرای آن حمله را نوشته ام که چه شد که انصار به قم و اصفهان رفت اما جلسه ای که بعد از آن ماجرا با خامنه ای داشتیم ، ایشان توضیح می خواستند و اینکه بگویید چه کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ معمولا بچه ها همه شرم حضور داشتند از توضیح دقیق ماجرا و مثلا به آنجاهایی که کار به درگیری کشیده شده بود دیگر می گفتند : درگیری پیش اومد که هماهنگ و حل شد و دیگر توضیح نمی دادند که در آن جلسه ایشان می پرسید دقیقا چه درگیری پیش آمد ؟ یادم هست الله کرم گفت درگیری هم پیش آمد و پسر منتظری هم بود و بچه ها درگیر شدند بعد ایشان پرسیدند چه کسی با پسرش درگیر شد ؟ که الله کرم فردی را که با احمد منتظری درگیر شده بود را نشان داد که در جمع ما بود که محمد بابائیان بود ( همان فردی که با مهدی صفری تبار در کوی دانشگاه عزت ابراهیم نژاد را کشته اند) که بعد خامنه ای از محمد توضیح خواستند که تعریف کنید ، یادم هست محمد سرخ شده بود و نمی دانست چه بگوید ! که گفت : بله ایشان دم در ایستاده بودند و نمی گذاشتند ما داخل شویم و ما هم مجبور شدیم با ایشان درگیر شدیم ، که باز خامنه ای پرسید دقیقا چجوری درگیر شدید ؟ همه جمع مات و مبهوت بودیم ، محمد توضیح داد هلش دادیم و افتاد روی زمین و درگیر شدیم ، بعد ایشان حتی میخواست بداند وقتی که محمد با میله ایشان را کتک زده دقیقا به کجایش زده !جلسه آن روز تاثیر عجیبی روی من و چه بسا دیگران گذاشت.
این ماهیت واقعی و لخت و عور خامنه ای است ! این واقعیت خامنه ای
هست که می گوید من مخالفینم را اعدام نمی کنم و زندان می اندازم
برگرفته از وبلاگ گفتنی ها امیر فرشاد ابراهیمی است كه خود از بسيجي هاي رژيم و عضو انصار حزب الله بوده است.
#ایران #اعتراض #بگونه#

