پی نوشت : دور ششم و پایانی مذاکرات اتمی وین در مهلت شش ماهه از روز چهارشنبه (یازدهم تیرماه) آغاز شده است و حکومت آخوندها با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی و از دست رفتن برگهای چانه زنی در سوریه و عراق در موقعیت بسیار ضعیفی وارد این گفتگوها گردیده است. در این دور از مذاکرات حکومت آخوندها باید بین ادامه «زهر خوران اتمی» و یا تخطی از آن به یک انتخاب مهم دست بزند. انتخابی که هر چه باشد چشم انداز سرنگونی را برای رژیم ضد تاریخی ولایت فقیه در پی خواهد داشت.
آخرين وضعيت ”مذاكرات” اتمي بين رژيم و۱+۵
مذاکرات هسته یی رژیم با 5+1روز چهارشنبه 11تیر آغاز شد. درباره این که مذاکرات این دور به نتیجه خواهد رسید یا نه؟ تمدید خواهد شد یا نه؟ و نقاط اختلاف دقیقاً بر سر چه مسائل و نکاتی است؟
طرفین دچار تنگناهای حادی هستند که میدان مانورشان را بسیار محدود می کند. بنابراین لازم است ببینیم که مذاکرات بر سر چه مسأله یا مسائلی پیچ خورده و تنگناهای دو طرف مذاکره چیست؟
رژیم اگر نه در تمامیتش، اما باند رفسنجانی ـ روحانی که فعلاً عهده دار مذاکرات است، پذیرفته که اساساً دست از سودای اتمی بردارد و زهر عقب نشینی را بنوشد، زیرا حلقه طناب بحران اتمی چنان گلوی رژیم را می فشارد که در آستانهٴ خفگی قرار گرفته است. اما اعلام علنی و بی پردهٴ دست برداشتن از سودای اتمی که بارزترین وجه آن، دست برداشتن از غنی سازی است، می تواند به انفجار جنگ قدرت در درون رژیم به انجامد. به همین جهت تیم مذاکره کننده در تنگنای کشنده یی قرار دارد، چون طرف حسابها و مشخصاً آمریکا حاضر نیستند غنی سازی را آن طور که تیم مذاکره کننده می خواهد، برای رژیم به رسمیت بشناسند و در قرارداد وارد کنند. به همین دلیل وزیر خارجه روحانی و تیم همراهش در خفا به طرف مذاکره و مشخصاً آمریکا التماس می کنند که در صدی از غنی سازی را که جنبهٴ سمبولیک و حفظ چهره دارد و خطری هم ایجاد نمی کند، برای رژیم بپذیرند و از آن اغماض کنند. این تنها حدس و گمان نیست. همین حرف و همین خواسته را به زبانی که در علنا بشود گفت، می گویند و می نویسند.
ظريف در يك مقاله در لوموند فرانسوي درخواست عاجزانه ”حفظ چهره” را به زبان ديپلوماتيك اينطور بيان كرد :
من از همتایان خود می خواهم که در مقابل تمایل ما در پرداختن به نگرانیهای مربوط به توانمندیهای ما، نسبت به تقاضایمان برای حیثیت و احترام، با درک برخورد کنند».
دربرابر اين عجز هم باند ولي وقيح بيكار ننشست و در روزنامه وطن امروز در روز 24اردیبهشت 93 طی مقاله یی با عنوان «غنی سازی در اندازه ”حفظ چهره!“ » کاملاً روشن و بدون ابهام و به طور مبسوط مورد بحث قرار داده و از جمله در آن به نقل از یک ستون نویس نیویورک تایمز ادعا می کند: «به ایران اجازه داده می شود برای «حفظ چهره» هم که شده تا حدودی به غنی سازی خود ادامه دهد تا بدین وسیله بتواند اعلام کند از حق غنی سازی اورانیوم دست برنداشته، اما این قابلیت باید به اندازه ای کم باشد که کنگره نتواند نسبت به کاخ سفید اعتراضی در این زمینه داشته باشد».
مادهٴ این حرفها پس از دست کشیدن رژیم از اورانیومهای غنی شده 20درصدی، آب سنگین اراک و سایر موارد، در حال حاضر عمدتاً خود را در تعداد سانتریفیوژها نشان می دهد. کیهان (11تیر) این موضوع را چنین بیان می کند: «آنها می گویند ایران باید بین 300 تا 3000 سانتریفوژ داشته باشد که به مفهوم تعطیلی غنی سازی صنعتی در ایران است».
این تنگنای رژیم ایران در پشت میز مذاکرات وین6 بود، اما تنگنای آمریکا چیست؟
جواب روشن است: کنگرهٴ آمریکا بارها به صورتهای مختلف اعلام کرده است که اگر در قرارداد نهایی با رژیم ایران حق غنی سازی به رسمیت شناخته شود، بلافاصله طرح تشدید تحریمها را به رأی خواهد گذاشت. طرحی که یک بار 73سناتور آمریکا طی نامه یی از آن پشتیبانی کرده و به دولت هشدار داده اند که در صورت امضای یک قرارداد بد، آن را در دستور قرار می دهند.
سؤال این است: حالا که هم تیم مذاکره کننده رژیم و هم طرف مقابل در تنگنا هستند، سرنوشت این دور از مذاکرات و امضای قرارداد نهایی چه خواهد شد؟
نظام آخوندي به این سؤال با آه و ناله و ذلت جواب می دهد که آمریکا زیاده خواه است! می خواهد به ما تحمیل کند! و… آنچه آمریکا می خواهد «راهی یک طرفه و بی انتهاست».
اما از آنجا که تعادل قوا در دو طرف میز مذاکره، به شدت به زیان نظامي است که روی زانوان خونین در این صحنه حاضر شده، تنگنای طرف مقابل هم در تنگنای رژیم ضرب شده و آخوندها را در یک بن بست بسیار جدی قرار داده است. آنها یا باید به کلی با سودای قدرت اتمی شدن وداع کنند و عوارض آن، از جمله از مهار خارج شدن تضادهای درونی و سپس انفجار اجتماعی و قیام بنیان کن مردمی را، به جان بخرند؛ یا میز مذاکرات را چپه کنند و در این صورت پیه تشدید تحریمها و حتی مطرح شدن گزینهٴ نظامی و جنگ را به تن بمالند که نتیجه این هم، انفجار خشم خلق و شعله ور شدن همان قیام بنیان کن است.
برگرفته از مقاله ”بن بست و مختصات آن”

