10416589_319894624837450_643651160588190347_n

هوشي مين و كساني كه نبرد دين بين فو را رهبري و فرماندهي كردند در باره فرديت خودپرستانه كه بسيار « خُدعه آميز و غدار و مخاطره آميز» است و آدمي، بويژه انقلابيون و مبارزين را به ورطه تباهي مي كشاند چنين مي گويد: ” تنها رهروي توانا راهي دراز را با باري گران بردوش در نوردد. يك انقلابي بايد پاي بستي محكم از اخلاق انقلابي داشته باشد تا بتواند وظيفة پر افتخار خود را به تمام انجام بدهد.
همة ما، كه زاده و پروردة جامعة كهن بوده ايم، در تفكر و عادات خويش بيش و كم اثرات آن جامعه را با خود حمل مي كنيم. بدترين و مخاطره آميزترين نشانة جامعة ديرين، فردگرايي است. فردگرايي، نقطة مقابل اخلاق انقلابي است. خردترين اثر باقيماندة فردگرايي در اولين فرصت رشد مي كند، فضايل انقلابي را بي اثر مي كند و مانع از آن مي شود كه ما با دل و جان براي آرمان انقلابي مبارزه بكنيم.
فردگرايي چيزي است سخت خدعه آميز و غدار، به چالاكي فرد را به ورطة تباهي مي كشد. و همه ميدانند كه غلتيدن به سراشيب تباهي سهل تر است از بالندگي و ترقي. بي سبب نيست كه فرد گرايي سخت مخاطره آميز است.
فردگرايي خاستگاه بسا خطا كاريهاست . انتقاد و انتقاد از خود در حزب بايد به جديت عملي گردد. سلول حزبي بايد از ضوابط پيروي كند. انضباط حزبي بايد برحق و دقيق باشد.
اخلاق انقلابي از آسمان نازل نمي شود. اخلاق انقلابي به واسطة مبارزه و تلاش مستمر روزانه، قوام و كمال مي يابد. اخلاق انقلابي هم چون ”سنگ يشم” هر چه بيشتر صيقل يابد درخشنده تر مي شود و به سان طلا، چون در بوته رود، نابتر مي گردد».