به نام خدا
ارژنگ عزیز-خوراک جدید برای مارهای ضحاک – ضحاکِ مار به دوش
ارژنگ – مردی از دیارِ کریم خان زند
مردی از دیار وکیل الرعایای فارس
مردی آرام – مردی فکور – مردی مظلوم – مردی قابل اعتماد
او را در زندان رجایی بند ۴ سالن ۱۰ملاقات کردم. فروردین ماه 89 بود که در پی اعتصاب غذا و به بیان شکنجه گران حفاظت اوین ؛ شورش نوروز 89 ، که از انفرادی به مدت 1 ماه مرا به رجایی انتقال دادند ، سعادت یافتم در سالن ۱۰ با ارژنگ داوودی هم سالن شوم . پیشتر بسیار مشتاق دیدارش بودم و او را از دور می شناختم . ابتدا ملاقات کوتاه و شادی بخشی بود . ولی در ادامه هر روز در هواخوری سعادت هم صحبتی را داشتم . او را بسیار صبور و مقاوم یافتم .وقتی از ظلم هایی که بر او رفته بود به سخن می آمد ؛ انگار تمامی نداشت و من سختی هایم را فراموش می کردم. او جزوه ای داشت که به عبارتی مانیفستِ وکیل الرعایایی بود . از او دفاع می کرد و برای گرفتن نظر چند روزی آن را به من سپرد . مطالعه کردم ولی نظری نداشتم.
اما و اما ؛ آنچه هم اینک مرا در بهت فروبرده ، مساله مجاهد بودن اوست !!! قاضی بیدادگاه کرج به یقین کینه ای از او به دل دارد که فردی اسیر زندان را با آنهمه مظلومیت ، متهم به جرم جدیدی نموده است ، آنهم اعدام ! به یقین او در جایی توسط ارژنگ داوودی تحقیر شده و چون این فاسدین ، عقده های فراوانی از دوران گذشته خود دارند ، خواسته اینگونه انتقام بگیرد .
به قولِ شهید مجید کاووسی فر قاتلِ ملعون «قاضی مقدس» . خداوند در قرآن چنان از قضات ظالم می گوید و چنان آتش جهنم برایشان می افروزد که در نگاه اول ، انگار خونشان مباح شمرده شده . مسلما ظلمی که قضاتِ فاسدِ زنبارۀ رشوه خوار و ظالم به ملت ایران و طی ثلث قرن روا داشته اند ، قطع و یقین در طول ۲۵۰۰ سال بر ملت ایران نرفته بود !! یا اگر رفته بود در حمله عرب ها بود.
البته این حکم بی ربط ، مضاعف بر احکام قبلی و ظلم های وارده بر او ، دلیل قاطعی بر حسین قلی خوانی بودن مملکت است . و الا حالا تصور کنید ؛ این واقعیت داشته باشد که او در زندان با افکار مجاهدین آشنا شده و آن تفکر را انتخاب کرده . خب این می شود بالقوه ، چگونه است که حکم اعدام بر او تعلق می گیرد ؟! باید سَری به آرشیوِ قرون وسطی زد !!
آیا آمارِ اعدام های رژیم به یکصدهزار رسیده ؟! آیا این آمار از یکصدهزار عبور کرده ؟! رژیمِ متزلزل برای بقا به قل و زنجیر و شکنجه هم اکتفا نمی کند و چاره ای جز کشتن ندارد .
اژدهای هفت سرِ زر و زور و تزویر ، منطق کلامی ندارد . هرجا کم می آورد اعدام می کند .
به شهادتِ فوج عظیمِ شهدا و اعدامی های ۳۵سال گذشته ، این رژیم لیاقتِ باقی ماندن و حکمرانی را ندارد . همانگونه که تیمور لنگ نداشت . همانگونه که مغول ها نداشتند . همانگونه که عرب های مهاجم و دزدانِ زنان و دخترانِ ایرانی نداشتند . شما دیدید ؛ خامنه ای بالاخره در ملاقات با دانشجویان ، تسلیم شدن و عقب نشینی تاکتیکیِ فریبکارانه اش در مقابل حقوق بشر بین الملل را با توصیه هایی به مخاطبین چگونه بیان کرد » تحمل و آستانه تحملتان را بالا ببرید» عجب ، آیا عجیب نیست ؟!! این همام گرگی است که در مقابلِ تظاهراتِ آرامِ «۵ ملیونی» و به قولِ شهردارِ نظامی و متقلبش » ۳ ملیونی» ، برای قیمه قیمه کردنِ ملت نجیب و آرام تهران ، آنگونه دستور سری به قضات و چکمه پوشان می دهد : » به هیچ چیز رحم نکنید ، فقط به حفظ رژیم فکر کنید !!» آنجا که گرگ ها روباه و شغال می شوند .
لذا باید به ضرب المثل قدیمی خودمان رجوع کنیم ؛ که دست بالای دست بسیار است .
برای نجاتِ مظلومیت و نجات ارژنگِ داوودی از بلعیده شدن ، از پای نمی نشینیم . . .
#ایران #زضاملک #زندانی_سیاسی_ارژنگ_داودی #بگونه

