«شما هرگز نمی میرید»
شعري از: طارق، براي آن گلهاي فروريخته ، پريشان در باد، كز مي جام شهادت مدهوشانند و نام و ياد و راهشان زمزمه ي نيمه شب مستان است، تا نگويند كز ياد فراموشانند. آنانكه مغرور و استوار، بر پيمان و آرمان خويش ايستادند و سربلند سر داران سربدار گشتند.
چو مژگان می گشایم؛ پلک می بندم ، شما هستید
در احساس و سرشک ما… شما در هر کجا هستید
شمیم آبی باروت ، چون در صخره ها پیچد
چو تندر نعره بردارد ، درین و آن ، شما ، هستید
دل آهن ، کوه قامت ، قهرمان ، یاران شیر اوژن!
قسم با خونتان ، آیات سرخ روشنا هستید
شما هرگز نمی میرید؛ سرداران نمی میرند ،
شما با هر نفس ، در خون داغ قلب ما هستید
سحرگاهی که رقص ماشه ها آغاز می گردد
فرا روی صفوف ما ، شمایان رهگشا هستید
سفر کردید – چون قاصد– سبکبال از تعلق ها
کنون در اوج ، در آرامشی آبی، رها هستید
شما از باد پاک کوهساران ، جام می نوشید ،
شما همسایگان سایه سبز خدا هستید
شما در خاطرات کودکان شهر می خندید
شما – با خون خود- سازندگان قصه ها هستید .

