10587254_296011277248547_1169552310_o

نوشته اي از زنداني سياسي ارژنگ داودي

هم ميهنان
كساني كه مدعيانه جار ميزدند ميخواهند جامعه بي طبقه توحيدي بسازند ، حتي دندانها را طبقاتي كرده و اسيران زنداني را هرچند به گروهاي مختلف از مقرب(آدم فروش ) تا مغضوب تقسيم نموده اند ولي نه تنها هيچ حقي براي هيچيك قايل نيستند بلكه بر سرنوشت مغضوبين نيز عقده گشايي ها ميكنند.
كساني كه مدعي شدند محمد رضا شاه گورستانها را آباد كرد،خود مرده ها را چنان طبقاتي كرده اند كه در مشهد الرضا كه به بركت وجود امام هشتم شيعيان بايستي در جميع جوانب ،سالم ترين نقطه در ايران باشد ،جاي يك قبر را تا ۷۵۰ ميليبون تومان ناقابل !؟ به فروش ميرسانند.
كساني كه مدعي بودند هم دين و هم آخرت مردم را آباد ميكنند چنان فقر وتنگذستي را در كشور رواج داده اند كه با استناد به اين گفته صريح پيامبر اسلام :”من لا معاش له لا معادله ” حتي اميد مجازي به آسايش اخروي رانيز ازمردم سلب كرده اند.
كساني كه خودرا مستضعف و طرفدار مستضعفان جهان جا زده و يكريز برابري و مساوات را آروغ ميزدند ،به انواع بهانه هاي رذيلانه ، همه آنها كه دست شان به دهان شان ميرسيد را مستكبر خوانده ، اموال شان را مصادره و داروندارشان را به غارت بردند ، وبسياري ديگر را نيز تحت عنوان ضد انقلاب يا كشتند و يا مجبور به فرار از ميهن كردند ،اما طولي نكشيد كه بر خانه هاي همه اين بخت برگشتگان كاخ هايي چندان بلند ساختند كه قصر قيصر روم در برابرشان چون كوخ به نظر ميآيد !؟
كساني كه با شعار توخالي نه شرقي نه غربي ،مدعي بودند در برابر ايسم و ايست هاي شرق و غرب ،راه سومي را دربرابر جهانيان ميگشايند ،چندان مثل خر لنگ در گل حرفهاي احمقانه و رفتارهاي بربر منشانه خود گير كرده اند كه روابط انساني در ميهن اهورايي بجا مانده از دادگستراني چون فريدون و كورش ، به روابط حقارت بار مريد ومرادي تقليل يافته و اختلاف طبقاتي به مراتب بدتر از دوران كهن ارباب و رعيتي شده كه با تاخير زياد در دوران پهلوي دوم الغا گرديد .
اين همه در حالي ست كه با دندان گردي تمام ،حداقل حقوق كارگران براي سال ۹۳ را ۷۰۰ هزارتومان تعيين كرده اند يعني يك ميليون تومان كمتر از شاخص خط فقري كه با هزار اما و اگر از سوي عمال رژيم رسما اعلام گرديده است !؟با اين حال جارچيان ، بله قربان گويان و ساير طرفداران جمهوري و هواداران اجاره ايي رژيم چنان بي محابا براي سقف ميزان حيف و ميل خود حد ومرزي قايل نبوده اند كه سنجاب كوچولي رژيم ،جنتي امام جمعه و رييس شوراي نگهبان سر گردنه داري خامنه اي – ده سال پيش با پررويي تمام گفت كه دانه درشت ها را بگيريد!؟ از صد ميليون تومان به بالا را بگيريد !؟
و بدينوسيله از تريبون نماز جمعه سقف مجاز براي حيف و ميل از بيت المال و….از سوي گردنه داران ،گردنه گيران و گردنه زنان فقيه را فقط تا سقف يكصد ميليون تومان آنروز يعني معادل يك ميليارد تومان امروز جايز اعلام كرد!؟
اين حقيقت كه از يكسو عنترك سابق جمهور فقيه ،احمدي نژاد ،دولت بي سروپا ترش از سوي مخالفان درون حكومتي و باندهاي متخاصم رژيم به عنوان فاسد ترين دولت در طول حيات ننگين دستگاه فقيه معرفي ميشود ولي كسي را ياراي كمترين مقابله با آنان نيست و از ديگر سوي او گستاخانه دولت خود را پاكدست دولت تاريخ كشور ميخواند ،حاكي از طنز غم انگيزي است كه كمترين نكته نهفته در آن به وضوح دال بر گستره فاجعه و عمق فساد مزمن جاري و نيز نشان دهنده ريشه اصلي پلشتي هاي رايج در كشور بوده كه از دولت شيخ معتاد علي خامنه اي آغاز و در دولتهاي رفسنجاني و خاتمي و احمدي نژاد استمرار و تاكنون ادامه دارد.
اما جالب تر ازهمه ماجراي دكتر ۹۱ احمد توكلي ست كه طفلكي هر گردي را گردو ميپندارد و خود را زنداني سياسي !؟در زمان پهلوي دوم ميانگارد ، او هر چند كه تا پيروزي انقلاب۵۷ با وجود ۲۳ سال سن هنوز سيكل اول دبيرستان را به اتمام نرسانده بود ولي با استفاده از يكي از گله پرورانه روح الله هندي مبني براينكه تعهد – بخوانيد بله قربان گويي مهم است نه تخصص-دانش علمي !؟ اين بره پيروزي باند فقيه، توانست وزير كار بشود !؟
گنديدگي ذهني ناشي از فقدان شعور اجتماعي – سياسي او همراه با توهمات ساده انديشانه اين مغز عليل ،خودرا در قالب يك سري از زشت ترين لوايحي نشان داد كه او و دار و دسته چوپان منش اش تنظيم و ارايه كردند.اين لوايح ضد انساني چندان موجب بهت و خنده هاي بدتر از گريه شد كه بناچار از وزارت كناره گرفت و به پاركينگ بزرگ بله قربان گويان درجه سوم رژيم يعني مجلس شوراي فقيه انتقال دائم يافت
احمد توكلي كه پسر خاله برادران لاريجاني –بخوانيد برادران لاشيجاني – است در مقام باد آورده جديد از انواع رانت هاي تحصيلي ،اقتصادي و ……به نفع خود واطرافيان بسيار سوء استفاده كرد و مثل خيلي هاي ديگر از جمله علاءالدين بروجردي – متولد كربلا!؟ – ريس مادام العمر كميسيون امنيت ،نمايندگي زوركي مردم را حق لايزال و مجلس فقيه را ملك مشاع آباد و اجدادي خود انگاشته ،همانند ساير اهالي باند همه جانبه حريص فقيه پس از 35 سال مفت چري و مفت بري هنوز قصد باز نشسته شدن ندارد .
اين فرد كه مثل سايرين سالها متهم به انواع فساد كلان و دزديهاي آشكار بوده است به محض اينكه در ارتباط با مجتمع غير انتفاعي اش رسما مورد اتهام قرارگرفت ،بلا فاصله همان رويه متداول و نخ نما شده فرافكني را در پيش گرفت و براي اينكه كارش را همچون محسن نوربخش ،علي كردان و ……به جاهاي باريك نكشانند ،خود طلبانه ضمن تعميم اتهامات وارده به كليت رژيم ،رك و پوست كنده به سيم آخر زد و گفت كه فساد در رژيم فقيه سيستمي !؟ شده و بدين ترتيب از يكسو نشان داده شد كه دزدي وفساد در رژيم خامنه اي چون ويروس مسري يا غده سرطان بدخيم به همه اعضا و جوارح آن سرايت كرده و از ديگر سو ثابت شد كه رژيم آن قدر پوشالي ست كه متوليان اصلي آن نيز براي كليت آن ارزشي قايل نيستند و به آن به ديده گاو شيرده مينگرند زيرا هنگام كه ذره اي از منافع شخصي و باد آورده شان تهديد گردد فورا حاضر ميشوند كليت رژيم را به چالش بكشند يعني اعضاي هر باند حاضرند براي مصون از تعرض ماندن در برابر ديگر باندهاي متنوع و متخاصم فقيه، كليت سرگردنه خواري خامنه اي و شركاي شارلاتان ترش را به گروگان بگيرند ،حتي قرباني كنند!؟
در طول ۳۵ سال گذشته اين فرافكني هاي آشكار بارها از سوي بسياري ديگر از اهالي رژيم و از آن جمله حتي شخص علي شيره چي نيزمطرح شده است . اما اين موضوع هنگامي اتفاق ميافتد كه انگشت اتهام مستقيما به سوي آنها نشانه رفته باشد و درچنين شرايطي همه كساني كه مستقيما مورد اتهام واقع شده اند به صراحت هر چه تمامتر بنيان رژيم را نشانه رفته و اراجيفي بافته اند كه ياد آور حكايت همان دزدي ست كه در كلام مولوي به منظور فريبكاري و نجات خود ،جلوي صف مردمي كه از پي او دوان بودند با صدايي بلندتر از ديگران فرياد مي زد :”آي دزد ،آي درد !؟”
واقعيت آن كه اهالي چوپان منش دستگاه ضد ايراني فقيه از صدر تا ذيل آن يعني از علي شيره چي تا دربان هاي خانه هاي اين نااهلان و نامحرمان انقلاب ۵۷ ايرانيان ، همه بدون حتي يك استثنا به انواع فسق و فجور آلوده اند ،كه اگر نباشند اين سيستم درد خيز و فساد پرور با مشكل اساسي مواجه شده و از كار ميافتد.
نيش اين عقرب هم از ره كين است و هم اقتضاي طبيعت اش اين است .
با نقل خاطره اي تلخ كه به عنوان مشتي نمونه خروار بوضوح نشان ميدهد خانه اين رژيم قرون وسطايي از روز اول هم از پاي بست و هم از بالا بست آن ويرانه اي بيش نبوده است ،مطلب را به پايان ميبرم .
در سال ۶۰ در آمفي تئاتر ساختمان شيشه اي وزارت كشاورزي – كه روي دروديوار ساختمان و حتي توالت هاي آن پر شده بود از شعار مرگ برخميني – گانگستر معروف شيخ هادي غفاري ريا كارانه از پشت تريبون فرياد كشيد كه ما – يعني باند بي سر و پاي فقيه – ريختيم تو خيابونا ،۷۰ هزار كشته داديم ،حكومت را گرفتيم حالا هم چشم تان كور سوار بنز ضد گلوله ميشويم !؟شما هم به چاي اينكه انقلاب توالتي بكنيد اگر مرد هستيد بريزيد توي خيابون ،كشته بديد ،حكومت را بگيريد و سوار بنز ضد گلوله بشويد !؟
آري هم ميهنان
مساله و ماموريت رژيم فقيه از بدو تولد نامشروع اش تاكنون چيزي بيش از اين نبوده ، همين فرد كه پدرش هم آخوند بود و به علت پر خوري در زندانهاي شاه در گذشت ،كارخانه استارلايت را در اوايل دهه ۶۰ سر جمع به ۹۰ميليون تومان بطور اقساطي مفت خري كرد وبلافاصله محصولات موجود در انبارهاي كارخانه را به ۲۷۰ ميليون تومان فروخت ولي هنوز كه هنوز است با گذشت ۳۰ سال اقساط آن را نپرداخته است !؟
آري اين چنين است برادر، رفيق، هم ميهن كه قصه بي سروساماني اين ملك وملت هنوز سر بسيار درازي دارد .
ارژنگ داوودي.نويسنده، شاعر – زنداني سياسي در تبعيد. بندرعباس
#ایران #زندانی_سیاسی_ارژنگ_داودی #بگونه