سعید شیرزاد همین الان از زندان با من تماس گرفت و خواست این مطلب رو روی صفحه فیسبوک مکتوب کنم:
اتهام من از باب ارتباط با سازمان مجاهدین خلق اینگونه بودِ:دو پسر یکی از زندانیهای سازمانی که ساکن اتاق 1 بند 350 هست به خاطر مشکلات شدید روحی و مالی قرار بود اقدام به ترک تحصیل کنند من در این مدت تلاش کردم با یافتن کار و تشویق این دو برای ادامه تحصیل که خاصه پدر این خانواده هم هست از ترک تحصیل این دو عزیز جلوگیری کنم.فکر میکنم به عنوان یه فعال کودک این کمترین وظیفه ای بوده که داشته و دارم.هر کمکی هم که به این خانواده و خانواده های دیگه زندانی کردم از دسترنج خودم((کار طاقت فرسا در عسلویه)) بودِ.به عنوان یه فعال حقوق بشر و کودک برای من خانواده یک سازمانی هیچ تفاوتی با خانواده یک زندانی چپ»لیبرال»کرد»بلوچ»و غیره…نداره.بنده هیچ ارتباط با اعضای سازمان مجاهدین خلق نداشته و ندارم.جرمم تنها و تنها اینه که» برای من خانواده زندانیها به دور از گرایشات فکریشون» فقط فقط زندانی هستند.
تو فیلمی هم که جزء پروژه اعتراف گیری وزارت اطلاعات بود همه این موارد رو ذکر کردم و از همه گذشته خودم دفاع کردم.
شصت روز»هر روز به من میگفتن:به خاطر ارتباط با خانواده زندانیها تو محاربی و اعدام خواهی شد…
پینوشت:یه پیشنهاد برای برادران گمنام دارم.پیشنهاد میکنم کمی در مورد مکاتب و ایدئولوژی های سیاسی مطالعه کنند.معمولا بعد از بازداشت هر دانشجو یا فعال حقوق بشری اولین اتهامی که به فرد بازداشت شده زده میشه ارتباط با سازمان مجاهدین هست بدون اینکه در نظر گرفته بشه که این متهم لیبراله» چپِ یا…
برگرفته از صفحه فیسبوکی کمپین فعالان درتبعید

