ADFADFA

ونداد اولاد عظیمی‌، فعال حقوق بشر, در این مورد می‌نویسد:

این آقا! ناراحت هست که چرا سحام نیوز، بدون هماهنگی های لازم و بر خلاف «کلمه» و سایتهای زنجیره ای!، در مورد اعدام محسن امیر اصلانی، اطلاع رسانی می کنه!
در همین استاتوس در پاسخ به خانم سپیده پورآقایی نوشته: «می خواهم در خصوص کسانی بنویسم که به توسعه ایران ضربه زده و می زنند.»
همین آقا که حتی دولت امریکا به دلیل لابی های افتضاح و ناشیانه اش، درخواست ویزایش را رد کرده بود، خجالت کشیده بنویسه که موضوع بحث اعتدال هست و انتخابات آتی مجلس و سهمی احتمالی …
ببینید مردک چطور در لباس حمایت از توسعه ایران یقه گیری می کنه، دور از جناب کپک!
در یکی از کامنتها، چه خوب پاسخ داد خانم سپیده پور آقایی که نوشت:
«توسعه ایران چه ربطی به این حرفها داره؟ آیا برای توسعه باید حامیان قربانی ها رو تهدید کرد و خط و نشان کشید برادر؟ برای توسعه باید خفه شد تا توسعه گرها راهشون باز بشه به نظر شما؟ برای توسعه باید شمشیر کشید به روی اعدامی و کسانی که بدون اینکه بخوان درگیر مسایلی شدن و زندگیشون تباه شده؟ برای توسعه باید خنجر زد بر دل های زخم خورده آقای تاجیک؟ این جاده ی خونین به هر جا ختم بشه به توسعه ختم نمیشه. بفهمید این رو..به جای جوسازی علیه ملت ، آستین بزنید بالا برای کمک گرفتن از همه ی کسانی که آرزوی توسعه دارن مثل شما…تفرقه و سینه چاکی برای قاضیان و قاتلان شد حمایت از توسعه ؟!!»

زمانی انقلابیون در دهه 50 در ایران، با طرح مسائل حقوق بشر در مجامع بین المللی به صورت مطلوب، موفق شده بودند، ضرب سرکوب ساواک را تا حد زیادی خنثی کنند؛ همون تجربه خوبی بود که پس از ترورهای اولیه درون مرز و برون مرز احساسی پس از انقلاب 57، ناگهان کمی عقل حاکم شود و سفیرانی در قالب مخالف به برون مرز برای گرفتن زهر گزارشات نقض حقوق بشر و مسائل مختلف دیگر، ارسال شوند!
فقط میشه تاسف خورد به اون «اعتمادی» که امثال این شخص را در تهیه گزارشهای ماهانه و سالانه در خصوص نقض حقوق بشر در ایران، دخیل می کنه!
تاسف تاسف