10370905_351797618313817_5018117814051191273_n

این روزها صدای آه و ناله از همه جای نظام به گوش می‌رسد.
از نمایش «وحدت دولت و مجلس» آخوندی تا نمایشی تحت عنوان همایش در مازندران و نمایشی تحت عنوان نماز جمعه در تهران و البته در شهرستان ها.

شاید گفته شود که انواع سمفونیها و کرهای وحشت در رژیم تازگی ندارد و به امری جاری و دائمی تبدیل شده است. این گفته درست است اما این بار امواج ابراز وحشت در درون رژیم چنان بالا گرفته که معلوم است که ضربه‌یی بزرگ یا خطری استراتژیک در راه است که ناله‌های وحشت این چنین بی‌وقفه از مجلس ارتجاع تا انواع نمایشها و همایشها به‌گوش می‌رسد. این خطر چیست؟

جواب از خلال همین آه و ناله‌ها به دست می‌آید. روزنامه حکومتی اعتماد روز 17مهر، خطر را ناشی از تحولاتی می‌داند که «چهره ژئوپولیتیکی منطقه را بهم زده است». یعنی خطری است که مبانی استراتژیک نظام ولایت را هدف قرار داده است. برای روشن‌تر شدن موضوع خطر، کافی است به‌دو نمونه اخیر از جیغهای بنفش در 17 و 18مهر نگاه کنیم. یکی ابراز وحشت پاسدار لاریجانی، در به‌اصطلاح همایش مازندران و دیگری ناله‌های آخوند گریان صدیقی نماینده خامنه‌ای و امام جمعه نمره موقت تهران در روز 18مهر.

لاریجانی در جلسه‌یی تحت عنوان «فرصتهای سرمایه‌گذاری استان مازندران» بدون هیچ ربط و قافیه‌یی می‌گوید: «ائتلافی که در شرایط فعلی برای مبارزه با داعش درست کرده‌اند بیشتر شباهت به یک شوی امنیت دارد». سپس از یک طرف آن را بحران «دست ساز» برای «شلوغی» منطقه توصیف می‌کند و از طرف دیگر آن را در ورای هر بحرانی، «آتش فشانی» می‌داند که عده‌یی هم مرتباً رویش «بنزین می‌ریزند». آخوند صدیقی هم روز 18مهر در نمایش جمعه تهران گفت: «مسأله ائتلاف آمریکا و چند کشور عربی یک فریب آشکار و ناشیانه» است. سپس نالید که اینها در پی ایجاد «منطقه پرواز ممنوع» هستند و می‌خواهند «نیروی هوایی سوریه را فلج کنند». او وحشتزدگی نظام را آشکارتر کرد و گفت «آتشی روشن کرده‌اند که همه را می‌سوزاند». معلوم است که منظورش از همه، همان نظام ولایت و عمق استراتژیکش در سوریه و عراق است.

تا این‌جا فهمیدیم که آن علت استراتژیک که چنین وحشتی را دامن زده است تشکیل ائتلاف بین‌المللی است. اما اگر به قسمتهای فرعی اظهارات لاریجانی و همین آخوند صدیقی توجه کنیم به وجه دیگری از نگرانیهای نظام نیز می‌رسیم. نماینده خامنه‌ای در نمایش جمعه تهران می‌گوید بسیاری از مشکلاتی که جوانان به‌خاطر آن دستگیر و محاکمه می‌شوند «منشاء اش بیکاری و فقر» است. او که این اعتراف را به‌منظور حمله به باند رقیب به زبان می‌آورد، دولت روحانی را شلاق‌کش می‌کند که «از حاشیه‌ها بیایید به متن. گیر مردم را برطرف کنید. به داد مردم برسید. گرانیها را حل کنید، مشکل مسکن را حل کنید».

در این جا دو سؤال مطرح می‌شود: اول این‌که چرا تحولات منطقه‌یی تا این حد برای رژیم خطرناک است؟ تا آنجا که سپاه پاسداران جهل و جنایت نیز اخیراً آن را «غائله‌ای خطیر و بزرگ» توصیف کرده است. و سؤال دوم این‌که ربط این خطر به‌وخامت اوضاع اقتصادی و اجتماعی که لاریجانی و صدیقی به آن پرداخته‌اند، چیست؟

برای پاسخ به هر دو سؤال کافی است به یک اعتراف وحشت‌زده از روزنامه حکومتی اعتماد در روز 16مهر، نگاه کنیم، می‌نویسد:
«تحولات منطقه‌یی ناشی از زلزله‌های سیاسی منطقه‌یی و جهانی یا به‌صورت لرزه و پس‌لرزه‌های سیاسی- اجتماعی است یا فوران مذاب و گداخته‌های درونی که باعث حرکت مردم در خیابانها می‌شود».

منظورش از تحولات منطقه‌یی به‌طور خلاصه همان تشکیل ائتلاف بین‌المللی است و از «زلزله‌های سیاسی و منطقه ای» روند این تحولات است که عمق استراتژیک نظام ولایت را فرو خواهد ریخت. آنگاه به‌صورت «لرزه‌ها و پس لرزه‌های سیاسی اجتماعی» به داخل ایران راه می‌برد و «باعث حرکت مردم در خیابانها می‌شود» که حاصل آن «فوران مذاب گداخته‌های درونی» جامعه بر سر و روی نظام ولایت خواهد بود.

به نظر می‌رسد آخوندها حق دارند این چنین هر روز و هرشب و در همه جا کر وحشت برگزار کنند.

#وحشت #چکش #سندان #رژیم #ایران