
در حالی که امواج خشم و نفرت مردمی علیه جنایت سبعانه اسیدپاشی به زنان و دختران در سراسر کشور بالا میگیرد، آخوند حسن روحانی روز 30مهر به صحنه آمد و با دجالگری و بندبازی، بهطور مسخرهیی تلاش کرد که این موج را از سر خودش و رژیم بگذراند. روحانی که به زنجان سفر کرده و در این شهر سخنرانی میکرد، با ایما و اشاره و تحت عنوان «امر به معروف و نهی از منکر» در پیرامون و حواشی این جنایت حرف زد، اما حتی یک بار کلمه اسیدپاشی را به زبان نیاورد، زیرا او بهعنوان یک عنصر کهنهکار امنیتی که خودش هم با رسوایی به آن افتخار میکند، خوب میداند که بهای به زبان آوردن این کلمه، در حالی که برای هیچکس جای ابهامی نیست که یک اقدام حکومتی و امنیتی است، چیست؟ واقعیتی که روز چهارشنبه (30مهر) مردم خشمگین و به جان آمده، هم در اصفهان و هم در تهران، آن را فریاد زدند. چه آنجا که علیه مجلس ارتجاع خروشیدند: « ”ننگ ما، ننگ ما، مجلس شورای ما“ ، و چه آنجا که علیه نیروی انتظامی فریاد زدند: ”نیروی انتظامی، چشمای خواهرم کو؟“. یا آنطور که کیهان خامنهای روز اول آبان ناگزیر به اذعان شعار مردم شد و نوشت «اسیدپاشی جنایت، قانونگذار حمایت».
روحانی میدانست که اگر کلمه اسیدپاشی را به زبان بیاورد، بلافاصله یا باید آن را محکوم کند یا مثل باند ولیفقیه توجیه نماید و از این تروریسم سازمانیافته و حکومتی حمایت کند. محکوم که نمیتوانست بکند، چون خودش از بنیانگذاران سرکوب در رژیم آخوندی است و هرگز حاضر نیست مبانی سرکوب را که تا کنون رژیم با آن خود را سرپا نگهداشته، محکوم کند. مگر همین روحانی نبود که در زمان قتلهای زنجیرهیی در سمت دبیر شورای عالی امنیت رژیم، مستقیماً در تصمیمگیری برای آن قتلها شرکت داشت، حالا چگونه اسیدپاشی را که ادامه همان روشهای سرکوب در شرایط ضعف نظام است مردود بشمارد. از این گذشته در صورتی هم که حتی میخواست بهشکل لفظی و تو خالی (مثل تمامی وعدهها و دعاوی مسخرهاش) محکوم کند، طبعاً با ولیفقیه ارتجاع و باندش رو در رو میشد.
اظهارات رئیسجمهور ارتجاع در زنجان، بهخوبی نشان میدهد که او در چه مخمصهیی گرفتار شده است؛ معنی مخمصه وقتی روشنتر میشود که بدانیم روز قبل از رفتن او بهزنجان (سهشنبه 29مهر) روزنامههای باند رفسنجانی ـ روحانی در اشاره به پشت پردههای جنایت اسیدپاشی، به کرات آدرس باند و بیت ولایت را دادند و شگفت اینکه باند خامنهای هم در روزنامههای خودش رسید دریافت داد؛ از جمله آنجا که کیهان نوشت نوشته روزنامههای باند رفسنجانی ـ روحانی، «اسیدپاشی به حجاب» است و آن یکی روزنامه ارگان بسیج (جوان) هم نوشت که این «تخریب نیروهای مؤمن و انقلابی» (اسم مستعار وحوش پاسدار و بسیجی و حزباللهی) و «اسیدپاشی به چهره انقلابیهاست» و حالا فلاکت شیخ اعتدال را ببینید که بهاندازه روزنامههای باند خودش هم امکان مانور ندارد. علت این عجز و درگل ماندگی آن است که روحانی از سه طرف در مخمصه است و میخواهد در بین این دیوارهای مخمصه، یا به قول روزنامههای خود رژیم در میانه دو تیغه قیچی، با بندبازی و پشتهماندازی، مفری پیدا کند. از یک طرف در آستانه مذاکرات اتمی است که او همه موجودیت خودش و باندش را رهن آن گذاشته و میگوید: «ما به تعامل سازنده با جهان و به مذاکره برای حل مشکلات مردم ادامه خواهیم داد» و از طرف دیگر جنایت اسیدپاشی روی دستش مانده که در پشت میز مذاکره، بهعنوان یک عامل منفی عمل میکند و تیم مذاکرهاش در تعادلقوا یک درجه پایین میکشد. بههمین دلیل بهگونهیی زذیلانه اسیدپاشی را بهعنوان امر به معروف مورد اشاره قرار میدهد و میگوید: «اگر میخواهیم معروف را ترویج بکنیم اولین معروف، توسعه در کشور است». اما در عینحال نگران است که احتمالاً اولین چیزی که طرف مقابل در این مذاکرات روی میز خواهد گذاشت، همین مسأله و موضوع حقوقبشر است و طرح این مسأله نیز در شرایط کنونی منطقه و وجود ائتلاف بینالمللی معنایی بهکلی متفاوت از گذشته دارد.
یک وجه دیگر این مخمصه، خشم فزاینده مردم است که اولین نمودههای انفجاری آن را روز چهارشنبه (30مهر) در اصفهان و تهران دیدیم. آخوند روحانی برای مواجه شدن با این خشم سوزان هم بهشدت وامانده است و هنگام سخنرانی در زنجان نمیدانست که چه باید بکند. اگر جلو تظاهرات و بروز خشم مردم را بگیرد که معلوم میشود او در اساس همدست و حامی اسیدپاشان است، اگر هم جلو آن را نگیرد، آمادگی و انگیزه اجتماعی چنان است که این حرکت به سرعت فراگیر شده و به حرکتی و توفانی سراسری تبدیل خواهد شد و او به قول خودش بهعنوان یک عنصر امنیتی خوب میداند که با آن اصلاً نمیشود شوخی کرد.
حاصل بندبازی در این مخمصة چند وجهی، همین به نعل و به میخ زدن و کلیگوییها و دوگانهگوییهایی بود که روحانی در زنجان سر هم کرد و تنها خاصیتش، نشاندادن وحشت خود او و کل رژیم بود. از جمله آنجا که روحانی از «تفرقه و اختلاف و بروز شکاف در جامعه» که بهمعنی قیام در زبان آخوندی است، ابراز وحشت کرد. اما نکته اینجاست که این حرفها، اگر هیچ خاصیتی در خلاصی روحانی و دولت افلیجش از مخمصة بحرانها ندارد، اما این تأثیر را دارد که از یک طرف به خشم و نفرت مردم از تمامیت رژیم بیشتر دامن بزند و از طرف دیگر، جنگ و جدال درونی رژیم و شقه و شکاف در رأس حکومت را عمیقتر کند. این واقعیتی است که در روزهای آینده بیشتر شاهد آن خواهیم بود.
#ابوداعش #مخمصه #بحرانها #ایران #بگونه
