10341706_367635850063327_8353674155805638110_n
درست گفته چرچيل كه «حقیقت تا چکمه‌هایش را بپوشد، دروغ نیمی از جهان را دور زده است.»!
امُا آخوندها از آنجائيكه بنيادشان بر دروغ و ريا و دجالگري استوار است، و از بس دروغهايشان روزانه به دور دنيا چرخيده و به چهره نامباركشان چون تُفي سر بالا برگشته، ديگر اينبار در قضيه اسيد پاشي حقيقت نيازي به پوشيدن چكمه هايش ندارد تا برود خود را اثبات كند. زيرا پيش ازدروغ بافي پس از وقوعش خود آن را بارها بر منبر و مجلس جار زده كه ميخواهند به چهره زنان و دختران ايراني اسيد بپاشند زيرا به قول خودشان، تذكرات لساني و ديگر مزاحمت هاي خياباني و دستگيري و بازداشت و زندان و شكنجه و … فايده نكرده، از سوي ديگر خطر نارضايتي جامعه با توجه به بن بست و انزواي بين المللي نظام و بارز شدن آن نياز به اسيد پاشي و ديگر روشهاي ضد بشري پيش پاي دستگاه سركوب «خليفه ابوداعش» خامنه اي گذاشته است. اما اينبار وضعيت خليفه مفلوك و بيمار و شكست خورده در عراق و گير كرده در طناب دار اتمي و بحرانهاي لاعلاج دروني و بيروني به گونه اي است كه جامعه بر خلاف گذشته دست به تعرض و واكنش نشان ميدهد و او را مجبور به ياوه گويي براي كتمان حقيقتي كه عيان و غير قابل انكار است مي كند.
به گزارش خبرگزاري حكومتي ايرنا عوض حیدرپور، عضو هیئت اعزامی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس رژیم به اصفهان، روز چهارشنبه، ۱۴ آبان، با اشاره به «تحقیقات» این هیئت گفته بود که «بر اساس برداشت اولیه» عامل اسیدپاشی‌ها در این شهر «تن‌ها یک نفر» بوده و وی «در یک قدمی دستگیری است» و «به‌زودی و راحت» دستگیر می‌شود.»
همين خبرگزاری، روز جمعه، ۱۶ آبان، به نقل از غلامحسین محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضائیه رژیم، درباره سخنان این نماینده مجلس ارتجاع گفت: «طبق شواهد و قرائن به نظر می‌رسد حوادث اسیدپاشی در اصفهان کار یک نفر است، ولی هنوز نمی‌توان با قطعیت در مورد آن سخن گفت.
وی اضافه کرد: «برای روشن شدن ابعاد این پرونده باید تا زمان دستگیری عامل یا عاملان این حادثه اجتماعی منتظر بمانیم.
این سخنان در حالی بیان شده است که ناصر جورکش، پدر سهیلا جورکش، از «قربانیان» اسیدپاشی‌های اصفهان، در گفت‌و‌گو با هفته‌نامه تماشاگران که سوم آبان منتشر شد، با اشاره به دو حادثه اسیدپاشی گفته است که اسیدپاشان دو موتورسوار بوده‌اند و یک پیکان سفیدرنگ نیز «به نوعی حالت مراقبت» از آنان را بر عهده داشته است.
« تناقض رژیم در قضیه اسید پاشی و تهدید رسانه‌ها!
اسیدپاشی سازمان‌یافته و افشای این ترفند جنایتکارانه برای سرکوب زنان، سران و مهره‌های رژیم را وادار به اقدامات متناقضی کرده، آنها از یک طرف مجبورند به‌منظور دربردن رژیم، به صحنه بیایند و به شیوه آخوندی و رندانه آن را محکوم کنند و به گردن ضدانقلاب و استکبار و… بیندازند، و از طرف دیگر روزنامه‌ها و رسانه‌هایی را که در داخل همین رژیم در می‌آید از پرداختن به این موضوع اکیداً منع می‌کنند و دست‌اندرکاران آن را که به مسأله اسیدپاشی پرداخته‌اند، مورد تهدید و ارعاب قرار می‌دهند و خط ونشان می‌کشندتا در مورد اسیدپاشی چیزی ننویسند و به آن نپردازند.
برخورد با رسانه‌ها و تهدید روزنامه‌نگارانی که به موضوع اسیدپاشی می‌پردازند پس از آن جدی شد که تجمعهای اعتراض‌آمیز نسبت اسیدپاشی در تهران و اصفهان برگزار و اخبار و تصاویر آن در رسانه‌ها منتشر شد.
سازمان گزارشگران بدون مرز که یک نهاد بین‌المللی است، ضمن اشاره به اعمال سانسور توسط رژیم بر رسانه‌ها مبنی بر جلوگیری از انتشار اخبار و گزارشهای مربوط به اسید پاشی توسط رسانه‌ها، به سرکوب خبرنگاران اشاره می‌کند و بر اساس گزارشات واطلاعات گردآوری شده توسط این سازمان، اعلام می‌کند: ”تعدادی از روزنامه‌نگاران به‌ویژه در دو شهر تهران و اصفهان از سوی نهادهای امنیتی با احضار و یا با تماس تلفنی تهدید شده‌اند تا پرونده اسید پاشی را پیگیری نکنند و در این باره ننویسند.»
”هیأت نظارت بر مطبوعات“ رژیم نیز اعلام کرد قصد برخورد با رسانه‌های متخلف را دارد. در همین رابطه پس از برگزاری تجمع مردم در ۳۰ مهر، یک خبرنگار عکاس صرفاً به این جرم که عکسی از این تجمع را منتشر کرده بود، بازداشت شد. پس از او، ۴ تن دیگر از خبرنگاران خبرگزاری حکومتی ایسنا در اصفهان پس از احضار به نهادهای امنیتی بازداشت شدند.
از سوی دیگر، آخوند علم‌الهدی نماینده خامنه‌ای و امام جمعه مشهد جرم خبرنگاران و رسانه‌هایی که جریان اسیدپاشی را منعکس می‌کنند، کمتر از جرم اسیدپاشی نیست، گفت: «الان آمده‌اند قصه اسیدپاشی را باد و متورم کرده‌اند. مردم باید این جریانهای سیاسی را بشناسند، این روزنامه‌ها ارگانهای این جریانهای سیاسی هستند.»
پاسدار رادان سرکرده سابق نیروی انتظامی تهران پا را یک گام فراتر نهاده و جرم رسانه‌هایی را که اسید پاشی را «‌بزرگ‌نمایی بیش از حد» کرده‌اند، بیشتر از اسیدپاشی دانست و به رسانه‌ها هشدار داد.
عضو مجلس ارتجاع از اصفهان نیز به رسانه‌ها هشدار داد: «رسانه نباید التهاب ایجاد کرده یا دروغ منتشر کند…»
باهنر معاون رئیس مجلس رژیم افشاگری رسانه‌ها را مصداق محاربه دانست، جرمی که مطابق قوانین رژیم مجازاتش اعدام است. وی به تلویزیون رژیم گفت: ”اگر رسانه‌ها هم بخواهند فضای جامعه را ناامن بکنند روان پریش بکنند اگر خدای نکرده کسی عالما، عامداً برای پریشان کردن افکار عمومی برای ناامن کردن فضای کلی بخواهد این‌طور کاری را بکند برمی‌گردد به موادی که (مربوط به) محاربه است، (مربوط به) بغی و جنگ بر علیه ملت اسلامیست“ (تلویزیون شبکه 3 رژیم)
سؤال این است که چرا آخوندها از یک طرف اسید پاشی را به‌اصطلاح محکوم می‌کنند و از طرف دیگر رسانه‌ها را تهدید می‌کنند که سکوت کنند و چیزی ننویسند و حتی تا تهدید به اعدام متخلفان هم پیش می‌روند؟ علت این تناقض چیست؟
این تناقض‌گویی از یک طرف ناشی از ترس و وحشت این رژیم از نفرت عمومی و واکنش مردم نسبت به این جنایت است و ترس اصلی رژیم نیز همین است که نفرت مردم شعله ورشود. و از طرف دیگر مطرح شدن این موضوع، این سؤال را در حتی نیروهای خود رژیم برمی‌انگیزد که اگر رژیم راست می‌گوید چرا تا کنون حتی یک نفر از اسیدپاشها دستگیر و معرفی نشده است؟ اما عنصر ریشه‌یی‌تر این است که این تناقض‌گویی ناشی از مخمصه‌یی است که نظام ولایت در تمامی زمینه‌ها با آن مواجه است. به عبارت عمیقتر، این تناقض، ناشی از تعارض وضعیت یک رژیمی قرون‌وسطایی با مقتضیات این عصر و این مرحله از موقعیت جامعه ایران است.»

#ايران #اصفهان #زنان #اسيدپاشي #رسانه ها #سازمان گزارشگران #خامنه اي #متهم اصلي #فيسبوك #بگونه