10636617_367941596699419_5063750553427184512_o

عزیز لجباز و دل نازک من !
سختی انسان را می سازد. آدمی را دقیق می کند و دیدگاهش را نسبت به مسائل اطراف تغییر میدهد .
شاید چیزهایی که تا قبل ارزشمند بودند دیگر به چشم نیایند و مسائلی که دیده نمی شد جلوه پیداکند .
عشق من ! خیلی به مرگ فکر کرده ام . مرگ منظور مردن در زندان و اعدام و اینها نیست . دور از جان همه مان ؛ به مرگ خودم و کیفیتش و حتی چیزهایی که روحم خواهد دید . حتی به مرگ تو . فکر پریشبم این بود . مرا ببخش ولی یکی از بچه ها داشت از فوت مادرش می گفت و من هم ناخودآگاه فکرم به آنجا رفت و البته کلی هم اشک ریختم . اگز کسی بتواند صد در صد راضی به رضای پروردگارش باشد در اینصورت هیچ چیز او را ناراحت ، خسته و ناامید نمی کند .همانطور که می فرماید : چه بسا آنچه را که دوست دارید برای شما شر و از آنچه اکراه شما در آن است خیر به بار آید . مگر نه اینکه هر چیز مثبتی از منفی آن به وجود آمده است ؟ مگر نه اینکه کمال از نقص ، علم از جهالت و زایندگی از میرندگی است ؟
یادت می آید مدت ها پیش داستان مردی را برایت تعریف کردم که دچار دگرگونی شد ؟ او وقتی عمیقا تغییر کرد که عزیزترین کس یعنی دخترش و عزیزترین عضو یعنی چشمانش را از دست داد .او به محض فقدان بینایی به بینش درونی رسید . در اوج بیماری ظاهر به سلامت باطن می رسد و در تاریکی رنج کوری به آرامش و بصیرت دست پیدا می کند .پس اگر ما هم تاریکی هایمان را روشن کنیم همیشه شادیم و به هم نزدیک حتی اگر کیلومترها فاصله میانمان باشد .
شب خوش
Reyhaneh