1800483_368305153329730_1945659963425371906_n

نامه رسان نامه ي من دير شد

کودک ولگرد فلک پیر شد

خون به رگ زال زمان شیر شد

برده ی بیچاره ز جان سیر شد

قاصد وامق بر عذرا رسید

دستخط قیس به لیلا رسید

نامه ی یوسف به رلیخا رسید

نامه رسان خون به دل ما رسید

نامه رسان نامه ی من دیر شد

کودک ولگرد فلک پیر شد

لک لک آواره ی بی خانمان

روی چنار آمد و زد آشیان

جوجه برآورد زمان در زمان

هر نوه اش شد سر یک دودمان

نامه رسان نامه ی من دیر شد

کودک ولگرد فلک پیر شد

نامه ی ما را نکند باد برد

یا که فرستنده اش از یاد برد

یادگری بر دگری داد برد

صید شد اندر ره و صیاد برد

نامه رسان نامه ی من دیر شد

کودک ولگرد فلک پیر شد