
نان گران شد؟ در عوض جان در وطن ارزان شده ست!
آب هم گر شد گران! نرخ اسید ارزان شده ست!
تیغ های ریش تراشی هم اگر گردد گران
مفت و ارزان چاقوی بیضامن زنجان شده ست
صبحت از هر چه گران شد میکنید! انصاف کو؟
یک کمی هم گفت باید آنچه را ارزان شده ست
هیچ اگر در سفره باقی نیست، اما در عوض
مستمری وزیر میلیون ها تومان شده ست!
68 میلیون تومن در ماه مزد آن کسی ست
کز تلاشش کهریزک ها سبز و آبادان شده ست
هی نگویید «کار کو، بیکار ده میلیون شده»…،
کارگر با مزد خوب شاغل به گورستان شده ست
شهرداری با لودر گر خانهها ویران کند
بین ز جراثقال چند تن هردم آویزان شده ست
قصه من لامعاش له… . فرامش کن! ببین!
با اسید و تیغ چاقو، خلق با ایمان شده ست
این همه میگفت شیخی بیحیا از منبری
در صف نان ملت از بیطاقتی بیجان شده ست
میرسد روزی که بیت موش هم گردد گران
آن دمی کز خشم مردم در وطن توفان شده ست.
«نان گران شد» شعري با محتواي طنز تلخ از بيژن روشن
