10603716_384112015082377_7450591467078402300_n

خاطره ای از دوران کودکی شادروان ریحانه جباری با شادروان ناصر حجازی از زبان شعله پاکروان «مادر ریحانه «:
«با ناصرخان حجازي هم محل بوديم. همسرم استقلالي بود و گاهي ريحانه را با خود به مسابقات مي‌برد. گاهي در پارک سر کوچه ناصرخان، با هياهو و هيجان بازي‌هاي کودکانه مي‌کرد. وقتي اين مرد مهربان بيمار بود , ريحانه حالش را مي‌پرسيد. يکبار گفتم کاش بروم و برايش بگويم ماجراي تو را. ريحانه راضي نشد. مي‌گفت ناصر خان به اندازه کافي درد مي‌کشد. چرا به غمش اضافه کنيم. کاش برايش مي‌گفتم. شايد راهي پيدا مي‌کرد.
روحش شاد و جايش در بهشت.»

‫#‏ایران‬ ‫#‏ناصرحجازی‬ ‫#‏ریحانه_جباری‬ ‫#‏شعله_پاکروان‬ ‫#‏سالگرد_تولد‬ ‫#‏بگونه‬