مبارز برجسته و نامدار شكرالله پاكنژاد که دوستانش او را ”شکری“ مي ناميدند،، از فرزندان رشید مردم خوزستان بود که در شهر دزفول متولد شد و دوران نوجوانی خود را در میان مردم این شهر گذراند. مشاهده نابرابریهای اجتماعی و فقر و فلاکت مردم از اولین سالهای نوجوانی، شکری را تحت تأثیر قرار داد و قلبش را لبریز از عشق به محرومان کرد و همین عشق بود که او را به مبارزه علیه نظام ستمگر سلطنتی کشاند.
مبارز برجسته، شکرالله پاکنژاد، با اعتقاد به مبارزه مسلحانه، دست به ایجاد تشکل و هستهیی به نام ” گروه فلسطين” برای آغاز مبارزه قهرآمیز با رژیم شاه زد.
اين اولین تلاش برای سازماندهی مقاومت مسلحانه علیه رژیم شاه بود. اما در سال 1348 شکری بههنگام خروج از ایران بهمنظور پیوستن به جنبش فلسطین توسط ساواک شاه دستگیر شد و تحت شکنجههای وحشیانه قرار گرفت.
دفاعیات پرشور و قاطع او از آرمان رهایی خلق و از مبارزه مسلحانه در بیدادگاههای شاه، نام شکرالله پاکنژاد را در سراسر ایران بر سر زبان مردم انداخت.
درهمان زمان، ژان پل سارتر نویسنده ترقیخواه فرانسوی نیز متن کامل دفاعیات شکری را بهطور کامل در مجله خود به نام عصر جدید چاپ کرد.
پاکنژاد را بهخاطر همین دفاعیات، ابتدا به اعدام محکوم کردند. اما رژیم شاه، تحت فشارهای بینالمللی مجبور شد حکم اعدام او را به حبس ابد تبدیل کند. به این ترتیب دوران اسارت 9ساله شکری در زندان آغاز شد.
شكري پس از آزادي از زندان به ديدار خانواده اش در دزفول رفت، فيلم حاضر در باره اين ديدار كوتاه و تكرار نشدني ولي ماندگار است.
شكري به گواهي همه كساني كه او را از نزديك مي شناختند،درک و بینشي ژرف از مسائل مبارزاتی و سیاسی داشت و پس از پیروزی قیام ضدسلطنتی از مؤسسین جبهه دموکراتیک ملی ایران بود و در صحنه مبارزات سیاسی کشور علیه ارتجاع خمینی و فرصت طلبي و اپورتونيسم راست و چپ
تأکید بسیار میورزید.
شكري سرانجام در یکی از روزهای مردادماه سال 60، در جریان تماسهایي با سازمان مجاهدين جهت پیشبرد امور ”شورای ملی مقاومت“ و پس از خاتمه ملاقات با یکی از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق، در یکی از پایگاههای حفاظت شده سازمانی، در طول مسیر بازگشت، مورد شناسایی گشتیهای مزدور خمینی قرار گرفت به همراه يكي از اعضاي مجاهدين دستگیر گردید.
روز 28 آذر 1360 پیرکفتار خونآشام جماران، حکم اعدام پاکنژاد را صادر نمود و او را به شهادت رساند. يار همراه و همرزمش مجاهد خلق احمد اکملی نیز پیش از او بهدست جلادان خمینی تیرباران گردیده بود.
