”در روز پس از اعتراف زنگنه به ورشکستگی صنعنت نفت و گاز در کشور، خامنه ای برای پاک کردن این آبرو ریزی، امروز به میدان آمد و سخنانی گفت که بیانگر درماندگی نظام و پریشان گوئی ولی فقیه است. سخنان وی آنقدر بی معناست که حتی مزدبگیران و دلالان خارج از کشوری رژیم، که وظیفه آنها بازپخش رجزخوانی های ولی فقیه است، از امروز صبح، انگشت به دهان مانده اند که این سخنان مسخره را با چه شیوه ای به خورد مخاطبین غربی خود بدهند
خامنه ای، برای پاک کردن آثار منفی عجز و لابه های زنگنه به میدان آمد و در سخنرانی خود کشورهای غربی را تهدید کرد که اگر تحریم ایران را ادامه دهند، جمهوری اسلامی نیز به تلافی، آنها را تحریم کرده و از صادرات گاز به این کشورها خودداری خواهد کرد. خامنه ای گفت: «ملّت ایران هم میتواند تحریم کند؛ این را بگوییم که اگر بنای بر تحریم باشد، در آینده این ملّت ایران است که آنها را تحریم خواهد کرد. بیشترین سهم گاز دنیا در اختیار ما است، مال ملّت ایران است؛ گازی که یک انرژی بسیار مهم و اثرگذاری است و دنیا به آن احتیاج دارد و همین اروپای بیچاره احتیاج به این گاز دارد، این گاز در اختیار ما است؛ ایران بیشترین سهم گاز موجود در دنیا را فعلاً – تا حدّ اکتشافات فعلی در ایران – دارد؛ ما تحریم میکنیم آنها را در وقتی که مناسب باشد؛ و جمهوریاسلامی میتواند این کار را بکند.»
رجز خوانی خامنه ای، آنقدر مسخره و بی معناست که حتی مزدبگیران و دلالان خارج از کشوری رژیم، از تریتا پارسی تا هومن مجد و دهها مثلا خبرنگار آمریکائی و اروپائی قلم به مزد که وظیفه شان رله کردن و بازپخش خط و نشان کشیدن های ولی فقیه میباشد، از صبح تا بحال، در مقابل سخنرانی خامنه ای سکوت کرده و انگشت به دهان مانده اند که این رجزخوانی مسخره را با چه شیوه ای به خورد مخاطبین غربی خود بدهند.
اظهارات خامنه ای شبیه آن است که یکنفر برای ترساندن حریف گردن کلفت خود، او را تهدید کند و بگوید که در صورت ادامه دشمنی، با صورت به مشت او خواهد کوبید. اصولا این غرب است که برای مجازات جمهوری اسلامی، بدنبال قطع صادرات نفت و گاز رژیم است و اگر خامنه ای خودش زحمت این کار را بکشد، دیگر کنگره آمریکا نیازی به نشست و برخاست و رأی گیری و کلنجار با کاخ سفید را نخواهد داشت.
برای نشان دادن مسخرگی و هذیان گوئی ولی فقیه، باید گفت که جمهوری اسلامی، به برکت مافیاهای اقتصادی و دزدان سرگردنه که وظیفه ای بجز غارت منابع طبیعی و به جیب زدن آن و تأمین بودجه سرکوب در داخل و تقویت گروههای تروریستی در منطقه ندارند، وضعیت کشور را به جائی رسانده که ایران، یعنی دارنده بزرگترین ذخائر گاز جهان، وارد کننده گاز است و اصولا توان صادرت ندارد که خامنه ای قصد تعطیل کردن آن را داشته باشد.”
ادامه مقاله فوق در باره هزيان گويي خامنه اي از آقاي حسن داعي است كه در سايت فوروم ايرانيان مي توانيد در آدرس زير بخوانيد:
http://iraniansforum.com/…/aar…/675-2015-02-19-03-48-33.html
اما در باره بيهوده گويي هاي خامنه اي به اين ضرب المثل قديمي توجه كنيد كه وقتي كسي حرف بيهوده مي زند تا ديگران را فريب دهد يا سرشان را گرم كند ، گفته ميشود كه بشنو و باور مكن!
در زمانهاي دور، مرد خسيسي زندگي مي كرد. او تعدادي شيشه براي پنجره هاي خانه اش سفارش داده بود . شيشه بر ، شيشه ها را درون صندوقي گذاشت و به مرد گفت باربري را صداكن تا اين صندوق را به خانه ات ببرد من هم عصر براي نصب شيشه ها مي آيم .
از آنجا كه مرد خسيس بود ، چند باربر را صدا كرد ولي سر قيمت با آنها به توافق نرسيد. چشمش به مرد جواني افتاد ، به او گفت اگر اين صندوق را برايم به خانه ببري ، سه نصيحت به تو خواهم كرد كه در زندگي بدردت خواهد خورد.
باربر جوان كه تازه به شهر آمده بود ، سخنان مرد خسيس را قبول كرد. باربر صندوق را بر روي دوشش گذاشت و به طرف منزل مرد راه افتاد.
كمي كه راه رفتند، باربر گفت : بهتر است در بين راه يكي يكي سخنانت را بگوئي.
مرد خسيس كمي فكر كرد. نزديك ظهر بود و او خيلي گرسنه بود . به باربر گفت : اول آنكه سيري بهتر از گرسنگي است و اگر كسي به تو گفت گرسنگي بهتر از سيري است ، بشنو و باور مكن.
باربر از شنيدن اين سخن ناراحت شد زيرا هر بچه اي اين مطلب را مي دانست . ولي فكر كرد شايد بقيه نصيحتها بهتر از اين باشد.
همينطور به راه ادامه دادند تا اينكه بيشتر از نصف راه را سپري كردند . باربر پرسيد: خوب نصيحت دومت چه است؟
مرد كه چيزي به ذهنش نمي رسيد پيش خود فكر كرد كاش چهارپايي داشتم و بدون دردسر بارم را به منزل مي بردم . يكباره چيزي به ذهنش رسيد و گفت : بله پسرم نصيحت دوم اين است ، اگر گفتند پياده رفتن از سواره رفتن بهتر است ، بشنو و باور مكن.
باربر خيلي ناراحت شد و فكر كرد ، نكند اين مرد مرا سر كار گذاشته ولي باز هم چيزي نگفت.
ديگر نزديك منزل رسيده بودند كه باربر گفت: خوب نصيحت سومت را بگو، اميدوارم اين يكي بهتر از بقيه باشد. مرد از اينكه بارهايش را مجاني به خانه رسانده بود خوشحال بود و به مرد گفت : اگر كسي گفت باربري بهتر از تو وجود دارد ، بشنو و باور مكن
مرد باربر خيلي عصباني شد و فكر كرد بايد اين مرد را ادب كند بنابراين هنگامي كه مي خواست صندوق را روي زمين بگذارد آنرا ول كرد و صندوق با شدت به زمين خورد ، بعد رو كرد به مرد خسيس و گفت اگر كسي گفت كه شيشه هاي اين صندوق سالم است ، بشنو و باور مكن
از آن پس، وقتي كسي حرف بيهوده مي زند تا ديگران را فريب دهد يا سرشان را گرم كند ، گفته ميشود كه بشنو و باور مكن!
#ايران #خامنه اي #سخنراني #فوروم -ايرانيان #حسن #داعي # مقاله #هذيان #تحريم #گاز #ورشكستگي #نفت #زنگنه #گزارش #ضرب المثل #بگونه

