11020456_427944690699109_7008752409622487824_n

گروهي از زندانيانر سياسي زندانیان گوهردشت : «فراخوان به کلیهء تشکل ها»
اعتراضات معلمین،کارگران، پرستاران و بازنشستگان از روی تفنن نیست.بلکه این شتر فقر، تبعیض و زندگی فلاکت بار اجتماعی است که پشت در خانهء آنها زانو زده و آنان را وادار به اعتراض کرده است.اگر این صنوف و طبقات مولد، آموزشی و خدماتی جامعه کار نکنند و زندگی شرافتمندانه ای نداشته باشند، نه دانش آموز امکان فراگیری علم دارد ، نه دانشجو امکان این را دارد تا هر از چندگاه دست به مبارزات آزادیخواهانه بزند و نه روشنفکر و سیاتمدار و احزاب به یاد توسعه سیاسی و جامعه مدنی می افتد.
اما گویا فرهنگ منحط آخوندیسم سیاسی حاکم بر ایران، طی نزدیک به چهار دههء گذشته، تاثیر زیادی داشته و بخشی از جامعه را بی تفاوت، خودخواه و محافظه کار تربیت کرده است.انگار نه انگار که معلم های جامعه که تربیت آینده سازان این مملکت را بر عهده دارند، به دلیل فقر، تبعیض و نادیده گرفته شدن شأن اجتماعی و آموزشی آنان از سوی حکومت، چند ماه است که به سوی خیابان ها جاری شده اند!
در چنین شرایط محنت زا و از خود بیگانگی فرهنگی و ملی ، بخش های مسئول اما بی تفاوت جامعه ، تشکل های مستقل معلمین، کارگان، پرستاران و بازنشستگان را دعوت می کنیم در جهت همبستگی ملی علیه ستم و نابرابری و برای به دست آوردن حقوق اولیهء خود ، در فدراسیون سراسری متحد شوند.
حاکمیت ضد دموکراتیک ولایت مطلقه و تشدید فقر و ستم و بیکاری و حقوق یا دستمزدی کم تر از 4/ 1 خط فقر، عدم امنیت شغلی به ویژه به دلیل قراردادهای سفید امضاء برای 93 درصد از شاغلین، واردات کالاهای مصرفی و بنجل از مُهر و تسبیح،سنگ قبر تا قطعات ماشین و نابودی 80درصد تولیدات داخلی، تا دزدی های علنی ثروت های ملی توسط حکومتی ها، رانت خواران و شبکه های الیگارشی حاکم ، به نحوی که فقط 576 نفر از نور چشمی ها و ساخت و پاخت کنندگان با عوامل ولی فقیه، توانسته اند 220 هزار میلیارد تومان از بانک ها را غارت کنند.بیش از 80 درصد از مردم زیر خط فقر زندگی می کنند و اعتیاد، دزدی و تن فروشی ناشی از فقر و بیکاری بیداد می کند.
آیا در چنین شرایطی نمی بایست تشکل های موجود متحد شوند تا صدای آنها تقویت گردد؟نمی بایست جوانان در کوچه و محله، تشکل ها و هسته هایی برای پشتیبانی از طبقات فرهنگی و کارگری و به دست آوردن حقوق اساسی خود به وجود بیاورند؟روشنفکران، نخبگان،کوشندگان سیاسی و هنرمندان مسئولیتی ندارند؟
کارگران،معلمین و پرستاران، این سه رکن حیاتی ادامه زندگی مردم ایران در عرصه تولید، علم و درمان با نزدیک به 50 میلیون نفر از جمعیت ایران در مقابله با این شرایط بر اعتراضات و اعتصابات خود افزوده اند.به اعتراف یکی از خبرگزاری های رژیم روزانه بیش از 20 اعتصاب کارگری ثبت می شود و اعتراضات معلم ها لرزه بر اندام حکومت انداخته و شکاف در حاکمیت را تشدید کرده، اما انها قادر به تأمین خواسته های معترضین نیستند.
علی رغم حرکات جانانه، این اعتراضات و اعتصابات پراکنده و خودجوش از تاثیرگذاری لازم در عقب راندن حکومت در برابر خواسته های به حق شهروندان ایرانی برخوردار نیست.برای غلبه بر این پراکندگی چاره ای جز ایجاد تشکل،سندیکا، اتحادیه و فدراسیون در سطح صنوق و طبقات به پاخاسته و تشکیل کنفدراسیون در سطح ملی ،نمی باشد.
باید بر اساس مطالبات پایه ای و سراسری خود ،مانند حق تشکل،حق اعتصاب،حق آزادی بیان و مذهب و حق شغل،آموزش،مسکن و سلامت، در تشکل های گوناگون متحد شویم و به ویژه در شرایط کنونی از معلمین و کارگران دفاع نماییم.از جوانان دانشجو و دانش اموزان و تحصیل کردگان انتظار می رود با حضور مناسب در تشکل های گوناگون، بیش از پیش معلم های فداکار و ستم دیده را در رسیدن به خواسته های خود یاری نمایند.
زندانیان رجائی شهر کرج-23 اسفند 1393
امضاء کنندگان به ترتیب حروف :
خالد حردانی
افشین حیرتیان
شاهرخ زمانی
حشمت الله طبرزدی
#ايران #زندانيان #سياسي #گوهردشت #فراخوان #تشكلها #كارگران #معلمين #پرستاران #دانشجويان #زنان #اعتراض #اتحاد #همبستگي #بگونه