11130145_441160716044173_7533984828902555336_n
‫#‏بگونه‬: باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا روز شنبه 22فروردین در یک کنفرانس خبری در پاناما گفت: ”از سخنان خامنه‌ای در مورد تفاهم سیاسی لوزان شگفت‌زده نشدم، او نیاز دارد تندروهای داخلی را راضی نگه دارد“.
اگرچه به قول معروف ”سگ داند و پينه دوز كه درانبان چيست”! و خامنه اي خوب ميداند كه در جريان جزء به جزء مذاكرات و بيانيه پاياني لوزان بوده، همانطور كه اوباما نيز ميداند كه به نعل و ميخ زدن خامنه اي مصرف داخلي دارد و از واكنش رسوا و دجالگرانه وي شگفت زده نميشود. ولي اوباما با ديدگاه مماشاتگرانه هرگز قادر به فهم و شناخت ماهيت خامنه اي و رژيمش نخواهد بود، او را بايد بسان اسبي كه با سر به طويله نمي رود با دم به طويله اي برد كه نمي خواهد برود. اما ببينيم چرا خامنه اي مجبور شد به صحنه بيايد و بگويد ” چه تبريكي! چه كشكي! با بيانيه لوزان ” نه موافق است، نه مخالف”! خامنه‌ای آمریکاییها ‌ را ”لجوج، بدعهد، بد معامله و اهل خنجر زدن از پشت “ توصیف کرد. اظهارات روز پنجشنبه (20فروردین 94) خامنه‌ای بیش از همیشه در آتش جنگ قدرت درونی رژیم دمید. روزنامه‌های دلواپسان با تیترهایی مانند «منتفی شدن پروتکل الحاقی» یا «آقا راه خدعه را بست» و روزنامه‌های باند رفسنجانی با عناوینی مثل «با تمام وجود از مذاکرات دفاع می‌کنم» و «این تجربه را می‌توان در مسائل دیگر ادامه داد» و «صد درصد حمایت می‌کنیم» هر کدام عباراتی از حرفهای خامنه‌ای را برداشته و بر سر هم کوبیده‌اند. خامنه‌ای این بار آن‌چنان دوگانه صحبت کرد و به‌نعل و به‌میخ زد که بیش از همیشه فرصت جنگ را به باندهای متخاصم داد.
حالا سؤال این است که خامنه‌ای پس از یک هفته تأخیر و حساب و کتاب به صحنه آمده بود تا با ارائه عریان‌ترین نمود صنعت به نعل و به میخ زدن و دوگانه‌گویی چه بگوید؟
جواب را می‌توان در چند مورد خلاصه کرد:
1ـ سعی کرد خود را تا آنجا که ممکن است، از عقب‌نشینیهای فوق افتضاح لوزان تبرئه کند و کنار بکشد. گفت: «بنده در جزئیات مذاکره دخالتی نکردم، باز هم نمی‌کنم». او به‌این ترتیب به‌خیال خودش خواست با شیادی آخوندی از مسئولیت عواقب ذلت‌بار بیانه لوزان، شانه خالی کند.
2ـ تلاش کرد با سفسطه بازی، زیر پا گذاشته شدن دو خط قرمزی را که اخیراً اعلام کرده بود، رفع و رجوع کند. او گفته بود: که توافق باید در یک مرحله انجام شود و همه تحریمها هم با امضای توافقنامه لغو شود. حالا با گفتن این که: «اتفاقی هنوز نیفتاده» و توافق همان وقت است که امضا شود و همچنین با گفتن این‌که «تحریمها به‌طور کامل یکجا بایستی لغو بشود» تلاش کرد چنین وانمود کند که این دو مرز سرخ رد نشده است.
3ـ او با محدود اعلام کردن بازرسیها زمینه را برای دبه درآوردن و زدن زیر توافقهای قبلی باز گذاشت. گفت: «به هیچوجه اجازه داده نشود که به بهانه نظارت، به حریم امنیتی و دفاعی کشور، اینها نفوذ کنند، مطلقاً !» و «هیچ شیوه نظارتی غیرمتعارف» پذیرفته نیست. خامنه‌ای همچنین قطعیت ضرب‌الاجل آخر ژوئن (10تیر) را نیز به چالش کشید و گفت: «حالا 3ماه بشود 4ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید!».
البته ولی‌فقیه درمانده ارتجاع، در دوگانه‌گویی و کلک‌بازی سوابق ممتدی دارد، اما تا کنون این چنین عریان و رسوا سخن نگفته بود؛ به‌همین دلیل این سؤال به ذهن می‌آید که چه عامل یا عواملی او را واداشته که پیه چنین رسوایی را به تن بمالد و خود را بیش از پیش بی‌آبرو کند؟
آیا مخاطب اصلی او داخل رژیم و مشخصاً نیروهایی بود که با مشاهده ضعف و ذلت رژیم در لوزان و به‌خصوص لگدمال شدن خط قرمزهایی که او برای مذاکرات هسته‌یی مشخص کرده بود، از این پس دیگر برای ولی‌فقیه تره هم خرد نمی‌کنند؟! آیا خامنه‌ای به این ترتیب می‌خواست آشفتگی و بلبشوی درون رژیمش را که بر اثر ضربه لوزان مضافاً بر ضرباتی که در یمن و عراق و سوریه متحمل شده، فرو بنشاند و رژیمش را به تعادل برساند؟ مخاطب و هدف اصلی خامنه‌ای عمدتاً مصرف داخلی داشت و رو به نیروهای خود رژیم بود و تا آنجا که به هدف خامنه‌ای در آرام کردن درون رژیم برمی‌گردد، او نتیجه معکوس گرفت و حرفهایش در کوره جنگ و جدال درون رژیم دمید. چرا که نه می‌تواند با پشت کردن به مذاکرات، دلواپسان را راضی کند و نه می‌تواند هژمونی و فرمان را به دست دولت روحانی بدهد؛ چرا که در آن صورت، آنها قالی را از زیر پای خودش می‌کشند. در نتیجه، براي خامنه‌ای داستان هم چوب و هم پیاز شد. یعنی از یک طرف عواقب زهر لوزان تا همین جا به داخل رژیم ریخته و از طرف دیگر طرف حسابهای خارجی هم سخنان او را ابراز تردید نسبت به توافق لوزان تلقی کرده و سعی می‌کنند کارشان با رژیم را محکمتر بگیرند و فشارها را بیشتر کنند. از سوي ديگر دیگر، دو راهی و بن‌بستی که رژيم بر سر آن قرار گرفته بود‌، پیش روی رژیم، نمایان شده است و گريزي از انتخاب يكي از اين دو راه را ندارد كه هر دو مسير مرگ است با تفاوت فاصله طي كردن تا گورستان.
‫#‏ايران‬ ‫#‏خامنه‬ اي ‫#‏لوزان‬ ‫#‏چايي‬ ‫#‏سخنراني‬ ‫#‏مصرف‬ ‫#‏داخلي‬ # دوراهي ‫#‏زهرخوران‬