11221477_481405308686380_8343086365137087496_n
‫#‏بگونه‬ : چندي است از زندانيان سياسي ( ازجمله خود من )ميخواهند که درخواست عفو بنويسند، گويي که از اول زندانيان سياسي تنها به خاطر منافع شخصي خودشان به زندان افتاده اند و حال هم بايد براي نجات جان خودشان ، درخواست عفو کنند. برخي هم جديدا و به بهانه عيد فطر و….به درگاه مراجع به اصطلاح تقليدکه خود عمله جور بوده اند ، استغاثه ميکنند…. که آقايان مراجع : شما وساطت کنيد وبخواهيد که زندانيان سياسي را مورد عفو و شفقت ملوکانه قرار دهند و آزاد کنند …!!!
انگار نه انگار که بيش از سه دهه است که حقوق ملتي به تمامي به تاراج رفته واز اوليه ترين حقوق انساني محروم گشته و جز زندان و اعدام حقي برايشان قائل نبوده اند …. آري …همه اينها را بايد ناديده گرفته وتنها براي آزادي فرد خودشان ، درخواست عفو کنند .
عين همين قضيه » جشن و پايکوبي » بر سر مذاکرات هسته ايي است … که بياييد آن همه منافع ملي بر باد رفته را ناديده گرفته ، آن همه محروميت و فقر و فشار اقتصادي و….که بر مردممان تحميل شده را ناديده گرفته و حال که توافق شده با هم جشن بگيريم و البته هيچکس هم حق ندارد بپرسد که پس مسئول اين همه فجايع انساني واقتصادي که يک قلمش را اين روزها معلمان و پرستاران شجاع و آزاده کشورمان در استيفاي حقوق عقب افتاده و پايمال شده شان ، فرياد ميزنند و حتي زندان آمدن را هم شجاعانه پذيرفته اند ، کيست ؟ اين سؤالها ممنوع است و بي خيال همه اينها ، بياييد جشن بگيريم …!!!
راستي در اين مورد نبايد به جاي انتظارجشن و هلهله از مردم ايران ، که دار و ندارشان را بخاطراين ماجراجوييهاي هسته ايي ، بر باد داده ايد ، از مردم ايران حداقل يک عذر خواهي خشک وخالي بکنيد ؟ في الواقع چه کسي بايد طلب عفو بکند ؟؟؟ شما بايد از مردم ايران و بعد هم از زندانيان سياسي آنها ، طلب عفو بکنييد يا مردم و زندانيان بايد طلب عفو بکنند ؟
با اين منطق و ادعايي که شما اقامه ميکنيد لابد همه قربانيان » آشويتس » بايد توبه وبعد طلب عفو ميکردند و قطعا بعد از تسليم شدن آلمان که ديگرتوان ادامه جنگ را نداشت ، نوبل صلح را هم بايد به » ژنرال آلفرد يودل » نماينده هيتلرکه صلحنامه ( تسليم نامه ) را امضاء کرد ، ميدادند ؟؟؟ و بعد هم جشن و پايکوبي !؟؟ خير ، دنيا اينقدر هم که شما تصور ميکنيد بي حساب و کتاب نيست و قطعا » نرويد ز تخم بدي بار نيک » و باز به قول سعدي و براي ختم کلام :
همينت بسند است اگر بشنوي
که گر خار کاري سمن ندروي
سعيد ماسوري
تير ١٣٩٤ زندان رجايي شهر

‫#‏گوهردشت‬ ‫#‏ماسوری‬ ‫#‏مقاله‬ ‫#‏عفو‬ ‫#‏رژیم‬ ‫#‏زندانیان‬ ‫#‏سیاسی‬ ‫#‏آغا‬ ‫#‏ملوکانه‬