
#بگونه: در قسمتی از گزارش تکاندهنده خبرنگار سایت حکومتی تسنیم آمده است، باورش سخت است دیدن صدها زن و مردی که وسط چمنهای پارک در روز روشن و در یکی از شلوغترین مناطق تهران اینطور آزادانه پایپ را کنار لب میگذارند و فندک اتمی زیرش میچرخانند و از لب پایپ شیشهای دودزده کام میگیرند، این باور گرچه سخت ولی واقعی است .
امنیتشان آن قدر «پایدار» است که حتی موادفروشان هم بدون واهمه از حضور یک غریبه ــ بدون ترس از احتمالِ مأمور بودن غریبهها ــ ترا نیز مشتری تازهای میبینند و بساط شیشه و هروئین اعلایشان را برایت میگسترانند و بر سر غر زدن تازهوارد غریب، گوی سبقت از هم میقاپند.
بچه تهران قدیم که باشی، آدرس سر راست است، پارک دروازه غار؛ اگر بچه تهران قدیم هم نباشی کافی است پی میدان هرندی و پارک خواجوی کرمانی را بگیری، بوستانی بزرگ در قلب محله هرندی با یک زمین بزرگ چمن، یک کتابخانه بزرگ، چمنکاریهای وسیع و صدها زن، مرد، دختر و پسر معتاد و مواد فروشی که گلهگله روی چمنها، جا خوش کردهاند، دختر و پسرهایی که یا شیشه و هروئین میفروشند، یا میکشند و یا هر دو.
وقتی مثلا به پلیس وضعیت این منطقه را گزارش کنی به گفته یکی از مردان بومی این محله با بی توجهی مطلق پلیس مواجه می شوی.
او که دل پردردی دارد و باور نمیکند که خبرنگاری برای تهیه گزارشی از وضع محلهشان، پا به این منطقه گذاشته با ناباوری میگوید: “کاری از دست شما هم برنمیآید، مگر درمان این معتادها چقدر هزینه دارد، چقدر پول در موضوعات مختلف هزینه میشود، سالانه چقدر هزینه فوتبال میشود.
دست زمختش را به تهریش زبر و سفیدش میکشد و ادامه میدهد: “مطمئنم که از دست شما هم کاری برنمیآید. اگر روزی توانستید یکی از وزرا و مسئولان را اینجا بیاورید که از نزدیک با این مشکلات مواجه شوند شاید بتوانی کاری کنی ولی”، ادامه صحبتش را میخورد و باز تکرار میکند: “اگر توانستی روزی یکی از وزرا و مسئولان را اینجا بیاوری.
هرچه هست مهم دخترها و پسرهایی هستند که جوانیشان در کوچه پسکوچههای این منطقه دود میشود، بقول پیرمرد “هرچه باشد اینها ناموساند، مگر میشود دست روی دست گذاشت !
#ایران #اعتیاد #دروازه_غار #دختران #جوانان
تصاویر تکاندهنده ای از پارک معتادان در دل شهر تهران





