12471535_541263912700519_3096615810788714720_o

عصمت آتلی قهرمان ترک در باره خصوصیات اخلاقی تختی می گوید:
« تختی، قهرمانی بود كه شاید مثل او، دو یا سه نفر دیگر نیامده باشند. از همه مهمتر، او انسانی والا بود، خصوصیات اخلاقی و صمیمیت او را در هیچ كشتی گیر دیگری ندیده ام ».
و تختی می گوید:«به نظر من تاریخ تولّد و مرگ یک انسان، همۀ زندگی او را تشکیل نمی‌ دهد. آن‌چه زندگی یک مرد را از لحظۀ آغاز؛ از روز تولّد تا لحظۀ مرگ می‌سازد، شخصیت، روحیۀ جوانمردی، صفا، انسانیت، و اخلاقیات اوست. امّا چون شما از من با‌اصرار همۀ زندگیم را، از آغاز تولّد تا امروز، خواسته ‌اید، خواست شما را اجابت می‌ کنم. امّا این‌کار در اعتقاد من تغییری نمی‌ دهد.
ورزش ابتدا برای من نوعی سرگرمی و تفنّن بود. مدتی خیال قهرمان‌ شدن، مرا به وسوسه انداخت.‌ امّا همیشه معتقد بودم که ورزش برای تندرستی و سلامتی جان و تن با هم لازم است.‌ با آن‌ که علاقۀ فراوانی به ورزش داشتم، مجبور بودم در جستجوی کار برآیم.‌ زندگی نان و آب لازم داشت. مدتی به خوزستان رفتم و با مزد روزی هفت، هشت تومان کار کردم. دنیا در حال جنگ بود.‌ زندگی به ‌سختی می‌ گذشت.
آشنایی حقیقی من با ورزش و کشتی در باشگاه «پولاد» شروع شد.‌ پیش از این گودها و زورخانه‌ های فراوانی دیده بودم. پهلوانان نام‌ آوری را به چشم دیده بودم که در عین قدرت، افتاده بودند. ‌۱۷سال پیش (۱۳۲۹) به باشگاه پولاد رفتم.‌ در آن‌ جا از «رضی‌خان»، صاحب باشگاه، صمیمیت و صفای بسیار دیدم. رضی‌خان ‌آدم خوبی بود.‌ اگر کسی را نشان می‌ کرد و می‌ دید که استعداد کشتی دارد، دست از سرش برنمی‌ داشت. در گرمای تابستان لخت می‌ شدیم و هر روز از ساعت دو بعدازظهر تا چندین ساعت کشتی می‌ گرفتیم.‌ از دوش آب گرم و حمام خبری نبود. کشتی‌گیران برای وزن ‌کم ‌کردن به خزینه می‌ رفتند.‌ تشکهای کشتی را با پنبه پر می‌ کردند. امّا خاک و خاشاک آن بیش از پنبه بود. بگذریم.‌
تمرینهای جدّی را در سربازخانه شروع کردیم.‌ وقتی در سال۱۳۲۸ در نخستین مسابقۀ بزرگ ورزشی شرکت کردم، در همان اولین دوره ضربه‌فنی شدم. ‌امّا تمرینهای جدید و جدّی و سختی که در پیش گرفتم، ‌مرا یاری کرد تا حقیقت مبارزه را درک کنم.‌ اگرچه شور پیروزی در سر داشتم، امّا کار و کوشش را سرآغاز پیروزی می‌ دانستم.‌ عاقبت این کار و کوشش باعث شد که همراه تیم ایران در وزن ششم به «هلسینکی» بروم.‌ در مسابقات جهانی هلسینکی ‌که در سال۱۹۵۱ برگزار شد، من با ۶ کشتی‌گیر رو به‌ رو شدم و مقام دوّم جهان را به‌ دست آوردم. این نخستین سفر من به خارج از ایران بود و تجربه ‌های تازه،‌ چشمان مرا به حقایق تازه ‌یی گشود.‌
بعد از مسابقات جهانی، دیگر مسابقات و المپیک بود که لزومی به بازگفتن آنها نمی ‌بینم. ‌نتایج این مسابقات را هر کسی می ‌داند. اصولاً فکر می ‌کنم که نتایج این مسابقات به من تعلّق ندارد، بلکه متعلق به ورزش و به مردم ایران است.

‫#‏ایران‬ ‫#‏بگونه‬ ‫#‏ورزش‬