12669645_550557665104477_758873323250065699_n

‫#‏بگونه‬ : زندانی سیاسی محمدعلی منصوری در نامه ای به فعالین حقوق بشر از وضعیت فلاکت‌بار زندانیان و زندان نوشته وبه دستگیر شدن پسرش علیرضا منصوری بخاطر کمک به پدرش و سایر زندانیان اشاره نموده و نوشته :لابد این را هم اقدام علیه امنیت می‌گویند… ؟ ؟! ولی من از همین جا در زندان به مسئولان این نظام جور و بیداد اعلام می‌کنم که اگر کمک به زندانیان جرم است، مجرم من هستم که نیازمندی زندانیان را دیده و از فرزندم خواسته‌ام که به جای من اینکار و یا آن کار را بکند و او تنها به‌عنوان فرزند وظیفه‌اش را در قبال من که پدرش هستم انجام داده است… پس سراغ من بیایید و من هستم که مجرم هستم و تازه در زندان و در چنگ خودتان هستم، چرا پسرم را گروگان گرفته‌اید؟
متن کامل نامه زندانی سیاسی محمدعلی منصوری به فعالین حقوق بشر :
اینجانب محمدعلی منصوری 9سال است که در زندان هستم، همه کسانی که مدتی را در زندان بوده‌اند، به خوبی وضعیت فلاکت‌بار زندانیان و زندان را می‌دانند، یعنی به خوبی می‌دانند کار به آنجا رسیده که کلیه اقدامات و کارهای تأسیساتی و تعمیر و نگهداری ساختمان زندان، آب، لوله کشی آن، تهویه هوا، برق، آبگرمکن، کولر، شوفاژ و… حتی باز کردن مجاری فاضلابهای حمام و دستشویی و یا نشت و چکه آب از سقف سلولهای زندان هم عمدتاً از جیب خود زندانیان تأمین می‌شود، و به‌خاطر همین عدم امکانات و حداقلها در زندان، انبوهی از زندانیان به واقع نیازمند کمک و مساعدت می‌باشند، لذا اغلب زندانیان خیر و همه کسانی که قدری نسبت به هم نوعان خود احساس مسئولیت می‌کنند، دریغ نورزیده و در حد استطاعت خود به زندانیان دیگر کمک می‌کنند و یا اگر بتوانند تسهیلاتی برای کمک دیگران فراهم می‌کنند، چون حتی پول به حساب زندانی ریختن هم یا عملاً امکانپذیر نیست (چون حساب بانکی ندارند) و یا برای هر انتقال انبوهی پورسانت می‌گیرند و…
در همین بند 4 زندان رجایی شهر انبوهی از زندانیان، چه زمانی که خود در زندان بودند و یا حتی بعد از آزادی از زندان در اقصی نقاط جهان، کماکان کمک خود به زندانیان را ادامه داده‌اند. خصوصاً که برخی زندانیان یا خانواده‌هایشان، اساساً در ایران نیستند و یا در اقصی نقاط ایران امکان آمدن را ندارند… در چنین شرایطی من هم مثل همه دوستان دیگر، از آنچه از دستم برآمده دریغ نکرده و از آنجائیکه خودم هم در زندان هستم، آنجا خیلی از این کارها را از طریق فرزندم (علیرضا منصوری) انجام داده‌ام… حال او را به همین دلیل دستگیر، به سلول انفرادی و زیر بازجویی برده‌اند، که چرا حساب بانکی مشترک با همسرت داری؟ ؟ چرا پول برای زندانیان می‌فرستی و یا آنهایی که در زندان کار می‌کنند از طریق تو پول برای خانواده‌هایشان می‌فرستند؟ ؟ ؟ (چون برخی از طریق کارهای دستی و خدماتی مقداری پول به خانواده کمک می‌کنند) که میزان پولها هم از حقوق یک ماه یک کارگر هم تجاوز نمی‌کند…
حال خطاب من به ابتدا به هم میهنانم در ایران است و سپس به کلیه انسانهای شریف و نهادهای حقوق‌بشری از شورای حقوق‌بشر، عفو بین‌الملل و گزارشگران بدون مرز و… و همین طور کلیه مجامع و نهادهای و سازمانهای اسلامی از کنفرانس کشورهای اسلامی تا بین المجالس کشورهای اسلامی و خلاصه هر آنکس که دغدغه انسانی و یا دغدغه اسلامی و مذهبی دارد، همه و همه را خطاب قرار می‌دهم که به نظر شما ما چه باید بکنیم؟ ؟ ؟ این حکومت حتی کمک به هم نوعان و یا کمک قربانیان به یکدیگر را هم جرم قلمداد می‌کند و عاملان خیر و نیک خواه را هم به زنجیر و زندان می‌کشد، نمونه‌اش فرزند من (علیرضا منصوری) که به همین دلیل دستگیر شده… ! و لابد این را هم اقدام علیه امنیت می‌گویند… ؟ ؟! ولی من از همین جا در زندان به مسئولان این نظام جور و بیداد اعلام می‌کنم که اگر کمک به زندانیان جرم است، مجرم من هستم که نیازمندی زندانیان را دیده و از فرزندم خواسته‌ام که به جای من اینکار و یا آن کار را بکند و او تنها به‌عنوان فرزند وظیفه‌اش را در قبال من که پدرش هستم انجام داده است… پس سراغ من بیایید و من هستم که مجرم هستم و تازه در زندان و در چنگ خودتان هستم، چرا پسرم را گروگان گرفته‌اید؟ ؟ ؟ بعداً جزئیات را برای همه مجامع حقوق‌بشری و مجامع اسلامی منطقه‌یی و بین‌المللی ارسال می‌کنم.
محمدعلی (پیروز) منصوری – زندان رجایی شهر کرج – بهمن1394
‫#‏ایران‬ ‫#‏زندان‬ ‫#‏زندانی_سیاسی‬ ‫#‏فعالین_حقوق_بشر‬