12696940_555119664648277_832540477172660009_o

شعری زیبا از پدرمحمد مختاری ، برای فرزندش که در روز والنتاین با گلوله دژخیمان به قلبش به شهادت رسید:
********
«پسرم با دل بی‌کینه ز دنیا رفتی — خوب کردی که از این بزم غم‌افزا رفتی
تیرگی‌های زمین جان و تنت را افسرد — بال پرواز گشودی به ثریا رفتی
بشنو از نی که در اندوه تو آهسته سرود — به سراشیب فنا با دل شیدا رفتی
دست بر صورت و جان و تن خود بنهادی — همچو عطر گلی از دامن دنیا رفتی
گفته بودی که ایستاده سفر خواهم کرد — حسبنالله که چنان سرو به طوبا رفتی
عاقبت سوخت تن و جان تو با هُرمِ فشنگ — این چنین بود که با قامت رعنا رفتی
آری ای عشق چه گوییم که از سوز فراق — با نسیم سخن حافظ تنها رفتی
ماه بهمن ز فراق تو سرودیم غزل — پسر خوب پدر ای گل زیبا رفتی
میچکد قطره باران ز نگاه دل من — همچنان اشک که از چشم دل ما رفتی
شکوه از منطق دین پیش خدا می‌گویم: — پسرم با دل بی‌کینه ز دنیا رفتی
*********
‫#‏ایران‬ ‫#‏بگونه‬