#بگونه: نگارشی از شعله پاکروان تحت عنوان : عشق حرف اول و آخر مادران سرزمینم در روز تولد افشین اسانلو
***
روز تولد افشین اسانلو
شهین عزیزمان پسری را به فرزندی پذیرفت . و ما شاهد پیوند مادر و پسری او با آرش صادقی بودیم . هیچکداممان در مقابل بعضی سوالات شهین از آرش جوابی نداشتیم . شهین میخواست بداند پسر تازه اش چه جرمی دارد که باید 19 سال زندان باشد ؟ از او پرسید : پسرم کسی را کشته ای ؟ دکل دزدیده ای ؟ اختلاس کرده ای ؟ به ناموس دیگران طمع کرده ای ؟ حتی ارش هم نمیدانست چه بگوید به مادر سیاهپوش و سپید مویش که چشم در چشمش دوخته بود و لبخند محوی بر لب داشت . مادری که شراره های عشق از وجودش میجهید و یک عکس در دستش بود . عکس پسری زیبا رو و مواج مو . عکس ارشدترین امیرها را.
ناگفته نماند که کل کل من و شهین هم بدانجا رسید که گفتم گلرخ هم دختر من است . آهای آرش حواست باشد که گوشه ی عشق گلرخم را با 19 سال ترک نیندازی . و همه مان غمگین بودیم از اینکه میدانستیم آرش با رفتن به زندان درست در مسیری قرار خواهد گرفت که انتهایش مرگ در گوشه زندان است . همان اعدام خاموش.
مادر ریحانه (شعله پاکروان)
#مادران #شعله_پاکروان #امیر_ارشد_تاجمیر #آرش_صادقی
به کانال تلگرام بگونه بپیوندید: https://telegram.me/begoonah
