
مارتین لوتر کینگ : او برای کاری که وجدانش میگفت درست است، از میلیونها دلار گذشت.
آري قهرمانان مردمي اين چنين اند. در برابر بي عدالتي و تبعيض و ديكتاتوري مي ايستند و در قلب توده هاي مردم جاودانه مي مانند. كلي در اوج قهرماني و شهرت حاضر نشد براي كشتار مردم ويتنام به خدمت سربازي برود, بهايش را هم پرداخت, نه اينكه مانند كساني كه پرچم ننگين يك رژيم فاشيستي و ضد ايراني را كه توهيني به تاريخ ايران و ايراني و بشريت معاصر است بر سر دست بگيرند و به تاريخ و ملت خود توهين بكنند. او به ملت خود سياهاني كه مورد ستم و سركوب و بي عدالتي بودند پشت نكرد و در اعتراض به كشتار مردم ويتنام از تن دادن به ننگ و خيانت سرباز زد.
کاسیوس ماچلوس کلی را «قهرمان قهرمانان» مینامیدند. همان که بعدها به محمدعلی معروف شد، نه تنها در تاریخ مشتزنی اسطوره بود بلکه تاریخ سیاسی ایالت متحده را نیز تحت تاثیر خود قرار داد. ضربات سنگین و رقص پای بی نظیرش او را در سال ۱۹۶۴ زمانی که فقط ۲۲ سال داشت قهرمان سنگین وزن جهان کرد.
كلي در ۱۷ ژانویه ۱۹۴۲ در ايالت كنتاكي آمريكا بدنيا آمد و نام وي را کاسیوس مارسلوس کلی، به یاد سیاستمدار آمریکایی قرن نوزدهم که در همان ایالت کنتاکی برای پرچیدن بردهداری میجنگید گذاشتند.
پدرش يك تابلونویس بود. یک روز، وقتی دوازده ساله بود، به یک افسر پلیس گفت دوچرخهاش را دزدیدهاند. گفت اگر دزد را پیدا کند حالش را جا میآورد. آن افسر، جو مارتین، در یک باشگاه محلی به بچهها بوکس یاد میداد. به کاسیوس هم پیشنهاد داد اگر میخواهد با دزد دعوا کند اول بوکس یاد بگیرد.
چیزی نگذشت که کاسیوس پا به رینگ گذاشت. جو مارتین بعدها تعریف میکرد که «از بیشتر بچهها مصممتر بود.» میگفت: «بچهای سختکوشتر از او هرگز ندیده بودم.»
اولین بار سال ۱۹۵۴ در یک مسابقه آماتور شرکت کرد. پنج سال بعد، بین آماتورها چهره شده بود. چندین جایزه هم برد، از جمله دستکش طلایی در سال ۱۹۵۹.
سال ۱۹۶۰ در تیم بوکس آمریکا انتخاب شد. باید به المپیک رم میرفت. اول گفت از پرواز میترسد و نمیرود. نهایتا – آنطور که پسر جو مارتین میگوید – یک چترنجات دستهدوم خرید و هنگام پرواز پوشید.
روز پنجم سپتامبر ۱۹۶۰، در مسابقه فینال، زیبینیو پیترژیکوفسکی لهستانی را شکست داد و قهرمان سنگینوزن المپیک شد.
به آمریکا که برگشتند مثل قهرمانها از او استقبال شد. ولی وقتی از نیویورک به خانهاش در کنتاکی رفت، واقعیت تلخ نژادپرستی دوباره به حلقش ریخت: در رستورانی که میخواست غذا بخورد راهش ندادند، چون سیاه بود.
محمدعلی تبحر و قدرت خود را اینگونه توصیف کرده بود: «مثل پروانه می رقصم اما زهرم زهر زنبور است.» او بر اهمیت رقص پا و سرعت در مشتزنی تاکید داشت و می گفت: «اگر هدف را نبینی، نمی توانی به چنگش بیاوری.»
او بر خلاف پیشکسوتان آن زمان بجای دفاع به حمله مستقیم و جا خالی دادن به مشت های حریفان روی آورد و به این ترتیب سبک کلاسیک مشتزنان سنگین وزن را متحول کرد.
شروع جنگ ویتنام و اوج گیری جنبش های مدنی سیاهان در آمریکا، زندگی کلی را کاملا متحول کرد. او تحت تاثیر جنبش ها و رهبران سیاسی مذهبی از جمله الیجاه محمد و مالکوم ایکس به اسلام گروید و نام خود را به محمدعلی کلی تغییر داد. سپس در اوج معروفیت، در مخالف با جنگ ویتنام، از حضور در ارتش آمریکا سر باز زد و در توضیح آن گفت: «می خواهید آنهایی که شماها کاکا سیاه خطابشان می کنید بروند آنسوی جهان بمب بریزند بر سر یک عده رنگین پوست دیگر که کاری به کار ما نداشته اند؟! نه آقایان، من به این جنگ نخواهم رفت!»
او به جنگ نرفت و تاونش را نیز پرداخت؛ سه سال محرومیت از حضور در کلیه رقابت های بوکس. اما در سال ۱۹۷۰ سربلند بازگشت و در نبردی که به مبارزه قرن معروف شد به مصاف جو فریزر رفت. و حتی شکست در برابر فریزر از محبوبتش نکاهید.
چهار سال بعد، جورج فورمن را در نبردی تاریخی شکست داد و بار دیگر قهرمان جهان شد. در سال ۱۹۸۱ محمد علی اعلام بازنشستگی کرد و با دنیای پر جنجالی رینگ و مشتزنی خداحافظی کرد، اما اسطوره او از یاد رفتنی نبود؛ فیلم سینمایی راکی تحت تاثیر هنرنمایی های او ساخته شد. حتی زمانی که محمدعلی به بیماری پارکینسون مبتلا شد، دست از فعالیت بر نداشت و تا پایان عمر برای برقراری صلح در جهان تلاش کرد.
اسکار دی لا هویا، مشتزن حرفه ای سابق مکزیکی-آمریکایی در وصف محمد علی می گوید: «ظرافت در طنز، جذابیت او را دوچندان می کرد.»
لنوکس کلادیوس لوئیس، بوکسور بازنشسته اهل بریتانیا-کانادا هم او را چنین ستایش می کند: «احترام زیادی برای او قائلم. دلم برایش تنگ شده، جای او همیشه در میان مشتزنان خالی ست.»
سیدنی پواتیه، بازیگر و کارگردان باهامایی-آمریکایی هم با تحسین از محمدعلی گفت:« شجاعت، ویژگی یگانه او بود؛ همه ما تحت تاثیر او بوده و هستیم.»
بسیاری او را بهترین مشتزن تاریخ می دانند، بسیاری هم او را تاثیرگذارترین مشتزن دوران طلایی بوکس نامیدند. او به معنی واقعی برازنده لقب «بزرگترین» بود؛ لقبی که خود عمیقا بدان باور داشت.
اين نوشته برگرفته از يورو نيوز, دويچه وله است.
#محمدعلي #كلي #زندگينامه
به کانال تلگرام و اينستا گرام بگونه بپیوندید: https://telegram.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah
