#بگونه: این روزها که ماجرای «فیش های نجومی» مدیران حکومتی در خلال جنگ و جدال مافیای قدرت بالا گرفته است؛ نخستین چیزی که روح و روان هر شهروند ایرانی را تا بُن مغز و استخوان آزار میدهد حرف های مُفت و باد هوایی است که آخوند حسن روحانی به دهانش بسیار شیرین است و مثل نُقل و نبات تناول می کند.
این حرف های آزار دهنده فقط مختص این راسپوتین نظام نیست. خمینی؛ خامنه ای؛ رفسنجانی؛ خاتمی؛ احمدی نژاد و هر کدام از روسای این حکومت در طول سی و هشت سال عمر ننگین و ضد ایرانی و ضد مردمی این حکومت از این روش با وقاحت آخوندی استفاده کرده اند. بگونه ای که ملت ایران مانند بُز میدان بُزکشی باندهای جنایت و فساد و چپاول است. به قول معروف :
همه حرف و همه حرف وهمه حرف
به حرف مفت وقت ما شود صرف
سی و هشت سال است علاوه بر اینکه از هیچ جرم و جنایتی علیه این ملت فروگذار نکرده و غارت و چپاولش کرده و به خاک سیاهش نشانده اند؛ با حرف های مُفت سرش کلاه گذاشته اند که بُزک نمیر بهار میاد و کمپزه با خیار میاد! بهاری نیاورده اند؛ هیچ دو قورت و نیمشان هم باقی است وطلبکار هم هستند که ما با خرج اموال به یغما برده شما داریم در سوریه و لبنان و عرق برای امنیت شما می جنگیم! وقتی ملت می گوید :«سوریه را رها کن فکری به حال ما کن» جواب می دهند که اگر در سوریه و عراق نجنگیم باید در کرمانشاه و تهران با شما بجنگیم!
اشاره ای به ریشه ضرب المثل «حرف مفت زدن» بکنیم و ببینیم چرا پس از آنکه تشت رسوایی همه این باندها ی مافیایی در ماجرای افشای «فیش های نجومی» و اختلاس های میلیاردی از بام عالم افتاده و مردم دندان خشم برجگر خسته می سایند باز با حرف مُفت میخواهند این موضوع را کوچک جلوه دهند و به قول معروف ماستمالی کنند؟
‌نخستین خط تلگراف در ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجار مابین قصر گلستان و باغ لاله زار کشیده شد و پس از آن قراردادی با کمپانی‌های خارجی منعقد گردید و خط تلگراف بین تهران و دیگر شهرهای مهم ایران در آن روزگار کشیده شد.
روزی که تلگرافخانه در تهران دایر گردید مردم باورشان نمی شد ‌ که بتوان از شهری به شهر دیگر مخابره تلگرافی کرد و وزیر تلگراف وقت علیقلی خان مخبرالدوله تدبیری اندیشید و با اجازه شاه یکی دو روز را به مردم اجازه داد که مجانی با دوستان یا طرف حسابهای خود که در شهرهای اصفهان یا شیراز و تبریز و نقاط دیگر بودند صحبت کنند. مردم هم ازدحام کردند و سیل مخابرات به ولایات روان شد. چون مُفت بود و مجانی و دولت هم چون به هدف خود نایل گردیده بود دستور داد جمله ای بر سر در ورودی تلگرافخانه الصاق نمایند «از امروز به بعد حرف مفت قبول نمی‌شود» و برای هر کلمه مثلاً یک عباسی یک پنجم ریال حق المخابره باید پرداخت کنند.
پیداست برای آنهایی که به حرف مفت عادت کرده بودند به هیچ وجه قابل قبول نبود که متصدیان مربوط به آنها بگویند حرف مفت نزن و حرف مفت نگو زیرا حرف قیمت دارد و بی تامل نباید به گفتار دم زد و به همین جهت از آن روز به بعد کلمه حرف مفت در اذهان مردم جزء کلمات ناخوشایند تلقی گردید و افرادی را که بدون تامل و اندیشه و غالباً به منظور تحقیر و توهین مطلبی اظهار کنند با عبارت حرف مفت نزن یا حرف مفت نگو متقابلاً پاسخ می‌گویند. و این اکنون حالت و احساسی است که مردم ایران نسبت به حرف مُفت زدنهای آخوند روحانی و دیگر سران این حکومت دارند؛ که دیگر زر زیادی نزن!
اما تا آنجا که به دعواهای درونی خودشان برمی گردد جنگ واقعی است و مهره های هر باندی تلاش می کند برای زدن زیرآب باند رقیب از پدیده اختلاس و فیش های نجومی استفاده کند. ولی چرا به مردم که می رسند می خواهند دزدیهایشان را کوچک جلوه دهند؟
جواب را می‌توان از خلال حرفهای خود سردمداران نظام پیدا کرد. مثلاً آنجا که آخوند آملی لاریجانی، می‌گوید: «چرا باید اعتماد مردم را متزلزل کنیم… نباید مسأله ملی با هر حادثه‌یی درست کرد» . (۵تیر ۹۵) منظور آملی لاریجانی از تزلزل اعتماد مردم، افزایش تنفر و خشم مردم و نزدیک شدن به مرحله انفجار است. سایتها حکومتی وابسته به هر دوباند نظام از این نوع هشدارها پر است: «بین فقیر و غنی فاصله نجومی اتفاق افتاده است، فردی برای پول خورد تو جیبیش هزینه‌های میلیونی می‌کند و افرادی دیگر در یک وعده غذای روزمره خود مانده‌اند» . (سایت حکومتی راه دانا-۸تیر۹۵) آری، وحشت از همین اختلاف نجومی طبقاتی‌ست؛ اختلافی که از یک سو «حضرات حقوق نجومی بگیر، نه کار شاقّی انجام می‌دهند و نه باری از دوش مردم بر می‌دارند و مرتباً دنبال فزون‌خواهی و امتیازطلبی هستند (و) برخی از آنها… ۵۰ الی ۱۴۰ برابر یک شهروند معمولی حقوق می‌گیرند» (سایت حکومتی سراج۲۴ – ۸تیر۹۵) و از طرف دیگر در نقطه مقابل این وضعیت «اشرافی»، برای نمونه در «محمود آباد تهران»، در یک کوره‌پزخانه «کارگرانی که (سن آنها) از ۳ سال شروع می‌شود تا ۷۰ و ۸۰ سال (کار می‌کنند)… کوره‌هایی که از سال ۵۶ خاموش شده‌اند، اما فقر و کودک‌کار و دشواری و غم نان، هنوز آنجا ادامه دارد» . (سایت حکومتی سلامت‌نیوز-۸تیر۹۵) همین «اختلاف نجومی طبقاتیست» که مردم را بیش از پیش در مسیر قیام و انفجار قرار می‌دهد. به‌ویژه ‌این‌که این روزها «جریانی که با انتشار این فیشها در اجتماع به راه انداخته، تبری شده که به جان اعتقادات و باورهای مردم و به‌ویژه نسل جوان افتاده است» (روزنامه حکومتی جوان-۸تیر۹۵) و «انتشار فیش‌های حقوقی چند ده میلیونی، موج گسترده‌یی از نارضایتی را در میان مردم برانگیخته است» . (سایت حکومتی تحلیل ایران-۶تیر۹۵)
اما آیا سران نظام ولایت، می‌توانند با این به صحنه آمدنها و توجیه کردنها، بر روی موضوع حقوقهای نجومی، سرپوش بگذارند؟ به‌ویژه «حالا که تشت حقوق‌های نجومی از بام افتاده است» (سایت حکومتی سراج ۲۴- ۸تیر۹۵) مگر می‌شود «ننگ فیش‌های حقوقی ۵۷ملیون تومانی مدیران نظام و از آن زشت‌تر، حق میلیونی اوقات فراغت فرزندانشان را با آب هفت دریا از چهره… نظام… شست؟ !» . (سایت حکومتی هلیل-۷تیر۹۵).
به این ترتیب روشن می‌شود که سردمداران نظام توان سرپوش گذاشتن بر روی پدیده تکان دهنده «فیشهای نجومی» را ندارند. واقعیت این است که به‌ویژه در شرایطی که نظام «در شرایط حساس و خاصی قرار دارد» (خامنه‌ای-۲۵خرداد۹۵)، این افشاگریها که حاصل جنگ و چنگ و دندان کشیدنهای باندهای متخاصم نظام است، تنها بنزینی بر روی آتش خشم مردم است. چرا که بن‌بست و شکاف درون رژیم را به نمایش می‌گذارد و مردم و به‌ویژه جوانان و دانشجویان، راه و بستر حرکت به سمت قیام را بهتر پیدا می‌کنند. برای همین بود که خامنه‌ای در ۲۹خرداد با نگرانی نسبت به خطر فعال شدن «گسست‌های اجتماعی و قومی و مذهبی و سیاسی و جناحی» که به زلزله راه خواهد برد، هشدار داد.

به کانال تلگرام و اينستاگرام بگونه بپیوندید:https://telegram.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah

13566909_616154505211459_5712392185026421026_n.jpg