#بگونه : زندانی سیاسی خالد حردانی در نامهای به خانم عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه حقوقبشر در امور ایران، گوشه هایی از جنایات رژیم آخوندی در زندانها را افشا کرده است.
با سلام و احترام ایران و تن انسانیتی که هر بامداد به چوبه دار سپرده میشود!! سرنوشتی تلخ و غم انگیز، برای مردمی که میگویند وارتان واقعی کوروش پادشاه، که بیش از ٢۵٠٠سال پیش اولین اعلامیه جهانی حقوق بشر، که بیانگر احترام و التزام واقعی به حقوق تمام ادیان و ملیتهای ایرانی و غیر ایرانی بوده را تدوین و به اجرا گذاشته است. اما اینک این مردم سرنوشتی شوم را تجربه میکنند. سرنوشتی که به یک باره رویای کودکان این سرزمین مان را به یکباره در زهر و شوکران تلخ زندگی بلعیده است. بله؛ اعدام، شکنجه، زندان!! مردم ایران طی چهار دهه، بارها و بارها برای ازادی، دموکراسی و حقوق بشر اقدام کردند، بارها و بارها نسبت به ادامه دستگیریهای خودسرانه، اعدام و شکنجه اعتراض کردند بارها و بارها برعلیه گرسنگی، بیکاری، فسادهای گسترده حکومتی، غارت اموال عمومی جلوی نهادهای حکومت و در میدانهای شهر تجمع کردند به حمایت دیکتاتور از رژیم های جنایتکار منطقه همچون بشار اسد و… نه گفتند به آپارتاید دینی،سیاسی،فرهنگی و ملیتی با صدای بلند اعتراض کردند و هر بار نتیجه آن، اعدام بود و شکنجه و زندان…!! و تلخ تر از همه انها سکوت سازمانها و مراجع اصلی حقوق بشر و سازمان ملل متحد و سازمانهای جهانی، و در لوای این سکوت مرگ بار تاریخی جهان، رژیم تهران همچنان اعدامها و شکنجه ها و زندانها را در دستور کار خود قرار داده است.
خانم جهانگیر؛ گزارشگر ویژه محترم میخواهم ابتدای نامه خودم را با ذکر یک خاطره کوتاه اما غم انگیز ادامه دهم. چند روز پیش برای انجام کاری بالا رفتم (زیر هشت) ناخوداگاه چشمم به برد امار افتاد، سالن ١٠ امار صفر، سالن ١١ امار ۴٢ نفر سالن ١٢ امار ۶٣ نفر. واقعا شوکه شدم! در سال ٨٧ یعنی درست یکسال قبل از قیام مردم امار این سه سالن بیش از ٨٠٠ تن بوده است که من دقیقا به خاطر دارم که انقدر امار زندان بالا بود که تعداد بیشماری از زندانیان جلوی سرویسهای بهداشتی میخوابیدند. فقط سالن ما بیش از ٢٨٠ نفر بوده… وقتی برد را دیدم یک لحظه به خود لرزیدم، این چه سرنوشتی است که مردم ایران دچارش شدند. گویی یک سونامی ادم کشی در زندانها در جریان است چیزی شبیه کشتار انسانها در آشویتس یا شاید شبیه کشتار زندانیان سیاسی در سال ٨٨ میلادی در ایران، به یک نسل کشی و یک انتقام جویی تاریخی اعدام کامل زندانیان سیاسی سنی مذهب سالن ١٠ و پاکسازی این سالن و اعدام بیش از صدها زندانی عادی در سالن ١١ و دیکر سالن های زندان رجایی شهر، و تکرار تاریخ و هر تکرار بیش از صدها و هزارها خانواده؛ قربانی سیاست های شریرانه این رژیم است در واقع در زمان ریاست حسن روحانی نه تنها اعدامها متوقف نشده است بلکه بر شدت این ادم کشی حکومتی افزوده شده است، ماشین کشتار با اعدام و شکنجه و زندان ادامه دارد…!! و زنان و کودکان این مرز و بوم همچنان قربانیان واقعی این ماشین کشتار هستند. چندی پیش دفتر ایت الله منتظری یک نوار صوتی از گفت و گوی ایت الله و تعدادی از گماشتگان قتل و عام زندانیان سیاسی در سال ٨٨ میلادی را منتشر کرد که خبر از عمق فاجعه افسارگسیخته کشتار معارضین حکومتی و مردم بیگناه در زندانها را تایید و به نمایش افکارعمومی ایران و جهان میگذاشت از قتل دختران ١٣ ساله در اهواز و اصفهان و تهران و زنان حامله، یعنی به گواهی، تایید برکشتار و اعدام سی هزار زندانی سیاسی در سال ٨٨میلادی و اعدام و تیرباران و حذف فیزیکی بیش از ١٢٠ هزار زندانی از اقشار مختلف جامعه، مبارزین راه ازادی، روشنفکران، استادان دانشگاه … رژیم تهران نه میخواهد و نه میتواند به صلح و حقوق بشر پایبند باشد زیرا میبینیم که مشروعیت شریرانه خود را بر اساس بحرانهای خودساخته در منطقه و سرکوب و اعدام و شکنجه داخلی پایه ریزی کرده است و قانون اساسی رژیم فرمان صدور ارتجاع مذهبی را به رسمیت نشناخته است! خانم جهانگیر در اخرین اخطاریه ای که از طرف دستگاه امنیتی رژیم داشتم پس از سه روز بی غذایی و بی ابی در انفرادی نیروی امنیتی به من گفت: فکر میکنی تو باید زنده باشی؟! سری قبل پرونده اصلی پس از فشارهای فراوان اتحادیه اروپا و سازمانها و نهادعفوبین الملل و دخالت شورای امنیت ملی ان هم به درخواست مهدی کروبی رئیس مجلس وقت اعدام تو متوقف شد! و این به ان معنی نیست که در زندان زنده خواهی ماند و البته در سال ١٣٩١ یعنی حدود ۴ سال پیش یکی از نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات به نام علوی توسط یکی از زندانیان سیاسی کرد برای من، سعید ماسوری، صالح کهندل و شاهرخ زمانی پیام فرستاد که اگر سکوت نکنیم حذف فیزیکی ما اتفاق خواهد افتاد که متاسفانه سال گذشته شاهد مرگ مرموز و مشکوک شاهرخ زمانی بوده ایم که تا اینک دلایل مرگ این زندانی فعال کارگری هنوز نه به خانواده و نه به افکار عمومی پاسخ داده نشده است و این بر شدت مرموز بودن مرگ افزوده است.
اما شاهرخ زمانی اولین و اخرین مرگ مشکوک نبوده بلکه از این میان میتوان به نام های اکبرمحمدی دانشجوی زندانی، منصور رادپور از سازمان مجاهدین خلق، افشین اصانلو از فعالین کارگری، علیرضا کرمی خیرابادی یکیداز معترضین سیاسی از خوزستان، امیرحسین حشمت ساران از جبهه اتحاد ملی ، عبدالرضا رجبی از سازمان مجاهدین خلق و مهدی زالیه از زندانیان کرد و … این مرگها و مرگهای دیگری که در بازداشتگاه های دیگر اتفاق افتاد همگی نیاز به کمیته ای بی طرف و حقیقت یاب را از طرف یک نهادجهانی بی طرف میطلبد. موضوع دیگر جلوگیری از درمان زندانیان به عنوان یک اهرم فشار و از مصادیق بارز شکنجه است که متاسفانه در زندانها برعلیه زندانیان سیاسی ، عقیدتی و دیگراندیشان سیاسی اعمال میشود البته در این موضوع رژیم از معیارهای دوگانه استفاده میکند مثلا زندانیان که ملیتهای دیگری را دارند را محروم میکنند یعنی کردها، عربها،بلوچها، آذری ها و ادیانی مثل مسیحیها،سنی مذهب ها،بهاییان و … تا جایی که بعضی از زندانیان برای درمان ناچار به اعتراض و اعتصاب شده اند، نمونه های اخیر ان اقای طاهری، کاظمینی بروجردی، نسیم نقاش زرگران، شهرام پورمنصوری و رسول حردانی بوده است که همین امر اعتصاب باعث صدمات روحی و روانی و جسمی زیادی هم برای زندانی و هم برای خانواده زندانی شده است. خانم جهانگیر اینحانب به عنوان یک زندانی سیاسی که بیش از ۵٨۵٠ روز در اسارت و تبعید به سر میبرم از تمام حقوق زندان محروم هستم، بیش از سه سال است از ملاقات با فرزندانم محروم هستم و از هر نوع تماس با خانواده وکیل و دوستانم منع شده ام ١۶ سال است تبعید حکومتی شده ام و از سال ٨۵ یعنی حدود ١٠ سال، ادامه درمان اینحانب را مشروط به سکوت اعلام میکنند، فقط سکوت؟؟!! در این مدت علاوه بر شکنجه های فیزیکی، روحی و روانی تعدادی نوجوان را در پرونده اینحانب دستگیر کرده اند یعنی به نوعی گروگان گیری حکومتی و بارها و بارها انها را مورد ازار و اذیت و شکنجه قرارداده اند. رسول حردانی و شهرام پورمنصوری که در زمان بازداشت ١٧ ساله بوده و از لحاظ قانون بین الملل کودک حساب میشوند که متاسفانه آثار شکنجه تاثیر فراوانی بر روی جسم و روح و روان انها گذاشته است. گناه این عزیران این است که در زمان بازداشت حاضر نشدند بر علیه من مصاحبه تلویزیونی بکنند (ولی دیگران که انجام داده اند را ازاد کردند) شهرام پورمنصوری رسول حردانی و فرهنگ پورمنصوری هر کدام براثر فشارها و شکنجه ها در زندان چندین بار دست به خودکشی زده اند که به نظر من در این مورد می بایست تحقیقات بی طرفانه و منصفانه ای انجام شود و این نیازی است که من فکر میکنم که سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشر می بایست به ان اهمیت داده تا جان این سه زندانی را نجات دهیم و گرمای حضور انها دوباره در خانواده حس شود. اخرین مرگ مشکوک نبوده بلکه از این میان میتوان به نام های اکبرمحمدی دانشجوی زندانی، منصور رادپور از سازمان مجاهدین خلق، افشین اصانلو از فعالین کارگری، علیرضا کرمی خیرابادی یکیداز معترضین سیاسی از خوزستان، امیرحسین حشمت ساران از جبهه اتحاد ملی ، عبدالرضا رجبی از سازمان مجاهدین خلق و مهدی زالیه از زندانیان کرد و … این مرگها و مرگهای دیگری که در بازداشتگاه های دیگر اتفاق افتاد همگی نیاز به کمیته ای بی طرف و حقیقت یاب را از طرف یک نهادجهانی بی طرف میطلبد. موضوع دیگر جلوگیری از درمان زندانیان به عنوان یک اهرم فشار و از مصادیق بارز شکنجه است که متاسفانه در زندانها برعلیه زندانیان سیاسی ، عقیدتی و دیگراندیشان سیاسی اعمال میشود البته در این موضوع رژیم از معیارهای دوگانه استفاده میکند مثلا زندانیان که ملیتهای دیگری را دارند را محروم میکنند یعنی کردها، عربها،بلوچها، آذری ها و ادیانی مثل مسیحیها،سنی مذهب ها،بهاییان و … تا جایی که بعضی از زندانیان برای درمان ناچار به اعتراض و اعتصاب شده اند، نمونه های اخیر ان اقای طاهری، کاظمینی بروجردی، نسیم نقاش زرگران، شهرام پورمنصوری و رسول حردانی بوده است که همین امر اعتصاب باعث صدمات روحی و روانی و جسمی زیادی هم برای زندانی و هم برای خانواده زندانی شده است.
در این مدت علاوه بر شکنجه های فیزیکی، روحی و روانی تعدادی نوجوان را در پرونده اینحانب دستگیر کرده اند یعنی به نوعی گروگان گیری حکومتی و بارها و بارها انها را مورد ازار و اذیت و شکنجه قرارداده اند. رسول حردانی و شهرام پورمنصوری که در زمان بازداشت ١٧ساله بوده و از لحاظ قانون بین الملل کودک حساب میشوند که متاسفانه آثار شکنجه تاثیر فراوانی بر روی جسم و روح و روان انها گذاشته است. گناه این عزیران این است که در زمان بازداشت حاضر نشدند بر علیه من مصاحبه تلویزیونی بکنند (ولی دیگران که انجام داده اند را ازاد کردند) شهرام پورمنصوری رسول حردانی و فرهنگ پورمنصوری هر کدام براثر فشارها و شکنجه ها در زندان چندین بار دست به خودکشی زده اند که به نظر من در این مورد می بایست تحقیقات بی طرفانه و منصفانه ای انجام شود و این نیازی است که من فکر میکنم که سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشر می بایست به ان اهمیت داده تا جان این سه زندانی را نجات دهیم و گرمای حضور انها دوباره در خانواده حس شود. خانم اصمه جهانگیر در اخر: مجازات مرگ ناقض حقوق بشر و کرامت انسانی است و نشان از عدم پایبندی به ارزش های واقعی اعلامیه جهانی رژیم تهران با اعدام و تیرباران و حذف فیزیکی بیش از ١٢٠هزار معارض سیاسی و قتل عام ٣٠هزار زندانی سیاسی با فتوای رهبر رژیم در سال ٨٨میلادی بزرگترین نسل کشتی و اوج کینه و انتقام جویی از مخالفین در طول دوران تاریخ بعد از جنگ جهانی را مرتکب شده است که به قول ایت الله منتظری جهان به خاطر این جنایت شما را نخواهد بخشید. این جانب ضمن محکومیت این جنایات ضدبشری، همگام با جنبش دادخواهی مردم ایران ، خواهان دستور تحقیقات بی طرفانه سازمان ملل متحد، شورای امنیت سازمان ملل، شورای حقوق بشر نسبت به اعدام های صورت گرفته زندانیان سیاسی هستم. لغو مجازات اعدام، پایان شکنجه ها و دستگیریهای خودسرانه و احترام به منشور ملل متحد و به پایی حکومت قانون برای پایان دادن به جنایات رژیم تهران خواست عمومی و مطالبه تمام مردم ایران است. به قول یکی از رهبران اپوزیسیون ایران: اگر برای رسیدن به ازادی باید از هفت خان سرکوب و زندان و شکنجه و تیرباران و … گذشت آری،آری، ما در نبرد برای ازادی برای صدها هفت خان دیگر، حاضر و آماده ایم.
زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج خالد حردانی – ٢۵ ابان ماه ١٣٩۵
*************************
#ایران #زندانی_سیاسی_خالدحردانی #عاصمه_جهانگیر #حقوق_بشر
به کانال تلگرام و اينستاگرام بگونه بپیوندید:
https://telegram.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah

