#بگونه : دلنوشته ای از خانم شهین مهین فر مادر شهید راه آزادی امیر ارشد تاجمیر:
چند روزیست دست به قلم نبرده ام
نه اینکه، نخواسته ام، نتوانسته ام
نگرانم، نگران آرش
چرا کسی به دادش نمی رسد؟
مگر عاشقی گناه است؟ مگر صداقت جرم است؟
مگر، بی کسی و بی پناهی تا به حال دامن کسی را نگرفته؟ چرا کسی به فکر او نیست؟
آرش دارد می میرد، تهمتهای ناروا بس است
همه می دانید او هیچ کار خطایی نکرده، جز اعتراض به ناحقی ها
وجدان خفته تان کی بیدار می شود؟
به جوانی اش رحم نمی کنید، به روح نگران مادر کشته شده اش و
یا به التماس پدر مستاصلش بیندیشید.
درب همه ی زندانها را بشکنید
آرش و گلرخ، امید و آتنا و همه ی زندانیان سیاسی، عقیدتی و قومی را
آزاد کنید.
ایران افسرده و دلمرده است
باران نمی بارد، اما همه ی چشمها بارانی ست
خورشید می تابد، اما آفتاب مهربانی
زیر ابری از مه آلوده ی نامهربانی، مدفون و پنهانست
ایران، افسرده و دلمرده است
فریاد حق گویان و حق جویان را بشنوید.
برگرفته از دلنوشته های خانم شهین مهین فر
*********************
#ایران #دلنوشته #زندانیان_سیاسی #اعتصاب_غذا
به کانال تلگرام و اينستاگرام بگونه بپیوندید:
https://telegram.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah

