سرها در گریبان است.» اخوان ثالث
▪️علی جان! چشمان سیاهت هنوز با نور گرمشان، زیر کوهی از یخ وسرما کلاس معلم شرمندەات را گرم گرم نگه داشته است.
▪️علی جان ! زبانم از گفتن لال وقلم از نوشتن عاجز است والفاظ، پذیرای محتوای پیام چشمانت را ندارند که این همه معصومانه وآرام و با نجابت
جواب درس نخوانده ام را می دادی و من هم شرمنده با فرو بردن بغض سکوت، حاضری را برایت می گذاشتم و هرگز نخوانده و تنبیهی و یا علامت
منفی برایت نگذاشتم زیرا تو سرا پای وجودت، اخلاق ومثبت اندیشی بود!!
چرا ؟
آخر من شاگرد تو بودم عزیزم !! تو با چشمانت ،غیرت وعزت و مردانگی را به ما آموختی ولی سکوت را جز اهل درد ورنج نمی فهمند!! زیرا مردم
اهل داد وفغان وتظاهرند.
▪️علی جان ! تو کرامت و ایمان و حلال و حرام واخلاق را به ما آموختی بی آنکه کتابی وقلمی وکلاسی در اختیار داشته باشی.!
▪️علی جان توبه من و معلمان ودانش آموزان مدرسه ات آموختی با فقر می توان زیست اما با خفت ودزدی و بازی کردن با جان ومال مردم هرگز.!!
تو به شهروندانت آموختی می توان با شکم گرسنه شب را کولبری کرد وروز را درکلاس حاضر بود وبه معلم ومدیر و وزیر آموزش و پرورش و…….
انسانیت و وانسان بودن وحرمت داشتن را آموخت.
اما خلاف ،بی عزتی ،نامردی ،اختلاس ودزدی از مال مردم وبیت المال هرگز!!
▪️علی جان ! توبا شب زنده داریت و باطنابی که دور کمرت می بستی به مومن ومسلمان آموختی که چگونه » شهادت» را باید معنی کرد وبه ما که نه
نمازمان نماز ،نه زکاتمات زکات ،نه مسلمانیمان مسلمانی ! معنی «جهاد» را با تمام مفاهیمش یاد دادی.
▪️علی جان !! طناب تو واژه های آزادی وانسان و دموکراسی وحقوق بشر را به چالش کشید و به تمسخر گرفت زیرا سیاست مداران کشورها مدعیان
چنین واژەهایی ، کردستانت راچنان قطعه قطعه و پاره پاره کردند که هرگز نتوانستی برسفرەهای نفتی میهنت با شکم سیر بخوابی و در نهایت با
کولبری زیر بهمن خوابیدی وهمان ها بودن که هدیه گران بهایی چون بمباران شیمیایی حلبجه وسردشت را به تاریخت ارزانی فرمودند.!!
▪️علی جان ! درکشوری با این همه نعمت وثروت، با کولبری شبانەات و خالی گذاشتن صندلیت در کلاس به مسوولان آموزش و پرورش و وزیرش
شرم وحیا آموختی!!
▪️درحالی که درکشورت تحصیل رایگان است توبرای نان رسیدن به مدرسه ات در زمستان زیر بهمن جان دادی.
▪️به صدا وسیما هم آموختی که بجای بارها پخش تنبیه جزئی دانش آموزان از طرف معلمان، با شرم، اخبار مرگ جانسوز شما وتهیه هزینەهای صدها
دانش آموز ودانشجو را که از جیب معلمان پرداخت شده پیگر باشد و پخش کند هرچند هرگز نوبت به چون تویی عزیز ودلبندم نرسید!
روانت شاد وبهشت نسیبت باد.
تسلیت و صبوری برای مادر و خواهران گران سنگت.
علی جان ! قول میدهم به عشق تو آنچه در توان دارم تا آخرین روز مدرسه از دوستانت دریغ نکنم ودرخدمت شهر ودیارت باشم.
«روانت شاد ای پرستوی تیز بال خوش خرام.
روانت شاد و!
دستانت به پهنای زمین و آسمان ها باز ودرپرواز.
گرمای خورشید آسمان از چشمانت.
زمستان سرد خونخوار از گرمی پرستوهای چشمانت
چو جان عاشقان آزادی انسان گرم گرم.
روانت شاد!
ای کبک تیز پای کوهسارانم.
سبدهای بصیرت چیدم از دامانت،
ازسکوت سرد بی امان انتهای اتاق دوستانت.
مرا جز شرم برسفرەی سرد زمستانت
چه باید؟
بهاران، گلعذاران سبزەها، در خردل جهل وتعصب ها، خشک و پرپر،
زیر عصیان های شهوتهای بی فرجام.
وتو بی نان ،
چشم به راه من
ومن بی نام ونشان به همراهت،
که شاید لایەای ازظلمت هزار لایەی انباشته بر شانه های شهرت بردارم
برادر جان.
روانت شاد.
محمدرضا مولانی -دبیر آموزش وپرورش سردشت. دهم بهمن ماه ۹۵
ازوبلاگ م. صبح
*********************
#ایران #بگونه #کولبران

16299949_727670994059809_9191491686432188715_o.jpg