#بگونه: در دانشگاه مدنی آذربایجان دانشجویی حسن عباسی را بر سر پاسخگویی به قتل عام ۶۷ به چالش میکشد اما حسن عباسی نمیتواند سخنان او را قطع کند.
شنبه دوم اردیبهشت حسن عباسی از تئوری پردازان سپاه با پشتیبانی «بسیج دانشجویی» یعنی بازوی سپاه، در دانشگاه مدنی آذربایجان حاضر میشود تا سخنرانی کند. دانشجویی در پشت تریبون قرار میگیرد و متنی را خطاب به او از جانب مردم قرائت میکند.
او، حسن عباسی و «اربابانش» را همان هایی میخواند که به مدت «هشت سال احمدی نژاد را تقدیس» کردند و اکنون « باید جواب گوی خون های ریخته شدهی شهدا ۸۸، کهریزک ها، سالها زندانی و شکنجه و شلاق جوانان مملکت» باشند.
او ادامه میدهد که « تئوری شما حمایت از بشار اسد خونریز است» و میافزاید که « گفتمان شما دفاع از قتل عام های فجیع، غیر انسانی، غیر قانونی و غیر شرعی سال ۶۷ است».
او در پایان میگوید: «و کلام آخر اینکه ما خیانت ها و جنایت های شما را نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم و داغ دل مادران سرزمینمان را مردم از شما خواهند گرفت».
در طول سخنرانی او، حسن عباسی در سکوت و البته با حالتی به هم ریخته گوش فرا میدهد. نیروهای بسیج که دو طرف سالن را پرکرده نیز توسط فرماندهانشان، به ظاهر، کنترل میشوند. حتی در نقطه ای که بلندگو قطع میشود یکی از فرماندهان بسیج میگوید که بلندگو را باز کنید.
آیا بسیج خویشتن دار شده است؟ آیا در جمهوری اسلامی! آزادی بیان به رسمیت شناخته شده است؟ کسانی که کمترین تجربه در مواجه با نیروهای بسیج و سپاه را داشته باشند میدانند که آنها افرادی هستند که برای صراحت های کمتر از این حاضر به کشتن افراد میشوند، پس چگونه شده است که سکوت میکنند و هرجایی هم که میخواهند کاری بکنند توسط فرماندهانشان کنترل میشوند؟
دانشجویی که در پشت تریبون قرار گرفته است، پرسشهایی را مطرح میکند. او از سال ۸۸ و شکنجه و کشتار جوانان میگوید. او از حمایت حکومت گران از بشار اسد خونریز میگوید. او گام را فراتر میگذارد و از قتل عام ۶۷ میگوید. سخن گفتن او با تشویق های مکرر آن بخش از حاضران که از وابستگان بسیج نیستند مواجه میشود. جوانانی که وجدان بیدار خود را در سخنان آن دانشجو میبینند. جوانانی که حسن عباسی میداند کوچکترین اشتباهش با چه واکنشی از جانب آنها مواجه خواهد شد. او میفهمد که توانایی قطع کردن سخنان آن دانشجو را ندارد.
آن دانشجو، پرسش هایی را در میان میگذارد، که شاید در اعماق ذهن نیروهای جوانتر بسیج و سپاه نیز نفوذ کرده است. آیا آنها از قدیمی ترهایشان نمیپرسند که موضوع چه بوده است؟ آیا از امثال عباسی نمیپرسند که علت قتل عام زندانیانی که در حال گذراندن دوران محکومیت خود بوده اند آنهم در ظرف چند روز و چند هفته چه بوده است؟
در چنین ملائی از «نیروی خودی» و در چنان ملائی از دانشجویان ا ست که حسن عباسی نمیتواند سخنرانی آن دانشجو را قطع کند. حسن عباسی حرف هایی را میشنود که در طول ۳۹ سال گذشته با کشتار انسان ها خواستار نشینده شدن آنها بوده است. در حقیقت این حسن عباسی نیست که مخاطب قرار گرفته است، این خامنه ای است که به چالش کشیده میشود. او در تعادل اجتماعی پایین آمده است. او حتی در میان نیروهای خودش نیز نزول کرده است. این شیب تاریخ است که نمیتوان آنرا به عقب برگرداند. او باید پاسخ بدهد.
منبع: وب سايت ايران آزادي
https://www.facebook.com/pg/begoonah/videos/?ref=page_internal
***************
#ایران #حسن_عباسی #قتل_عام67 #تبریز #دانشگاه
به کانال تلگرام و اينستاگرام بگونه بپیوندید:
https://telegram.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah
شنبه دوم اردیبهشت حسن عباسی از تئوری پردازان سپاه با پشتیبانی «بسیج دانشجویی» یعنی بازوی سپاه، در دانشگاه مدنی آذربایجان حاضر میشود تا سخنرانی کند. دانشجویی در پشت تریبون قرار میگیرد و متنی را خطاب به او از جانب مردم قرائت میکند.
او، حسن عباسی و «اربابانش» را همان هایی میخواند که به مدت «هشت سال احمدی نژاد را تقدیس» کردند و اکنون « باید جواب گوی خون های ریخته شدهی شهدا ۸۸، کهریزک ها، سالها زندانی و شکنجه و شلاق جوانان مملکت» باشند.
او ادامه میدهد که « تئوری شما حمایت از بشار اسد خونریز است» و میافزاید که « گفتمان شما دفاع از قتل عام های فجیع، غیر انسانی، غیر قانونی و غیر شرعی سال ۶۷ است».
او در پایان میگوید: «و کلام آخر اینکه ما خیانت ها و جنایت های شما را نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم و داغ دل مادران سرزمینمان را مردم از شما خواهند گرفت».
در طول سخنرانی او، حسن عباسی در سکوت و البته با حالتی به هم ریخته گوش فرا میدهد. نیروهای بسیج که دو طرف سالن را پرکرده نیز توسط فرماندهانشان، به ظاهر، کنترل میشوند. حتی در نقطه ای که بلندگو قطع میشود یکی از فرماندهان بسیج میگوید که بلندگو را باز کنید.
آیا بسیج خویشتن دار شده است؟ آیا در جمهوری اسلامی! آزادی بیان به رسمیت شناخته شده است؟ کسانی که کمترین تجربه در مواجه با نیروهای بسیج و سپاه را داشته باشند میدانند که آنها افرادی هستند که برای صراحت های کمتر از این حاضر به کشتن افراد میشوند، پس چگونه شده است که سکوت میکنند و هرجایی هم که میخواهند کاری بکنند توسط فرماندهانشان کنترل میشوند؟
دانشجویی که در پشت تریبون قرار گرفته است، پرسشهایی را مطرح میکند. او از سال ۸۸ و شکنجه و کشتار جوانان میگوید. او از حمایت حکومت گران از بشار اسد خونریز میگوید. او گام را فراتر میگذارد و از قتل عام ۶۷ میگوید. سخن گفتن او با تشویق های مکرر آن بخش از حاضران که از وابستگان بسیج نیستند مواجه میشود. جوانانی که وجدان بیدار خود را در سخنان آن دانشجو میبینند. جوانانی که حسن عباسی میداند کوچکترین اشتباهش با چه واکنشی از جانب آنها مواجه خواهد شد. او میفهمد که توانایی قطع کردن سخنان آن دانشجو را ندارد.
آن دانشجو، پرسش هایی را در میان میگذارد، که شاید در اعماق ذهن نیروهای جوانتر بسیج و سپاه نیز نفوذ کرده است. آیا آنها از قدیمی ترهایشان نمیپرسند که موضوع چه بوده است؟ آیا از امثال عباسی نمیپرسند که علت قتل عام زندانیانی که در حال گذراندن دوران محکومیت خود بوده اند آنهم در ظرف چند روز و چند هفته چه بوده است؟
در چنین ملائی از «نیروی خودی» و در چنان ملائی از دانشجویان ا ست که حسن عباسی نمیتواند سخنرانی آن دانشجو را قطع کند. حسن عباسی حرف هایی را میشنود که در طول ۳۹ سال گذشته با کشتار انسان ها خواستار نشینده شدن آنها بوده است. در حقیقت این حسن عباسی نیست که مخاطب قرار گرفته است، این خامنه ای است که به چالش کشیده میشود. او در تعادل اجتماعی پایین آمده است. او حتی در میان نیروهای خودش نیز نزول کرده است. این شیب تاریخ است که نمیتوان آنرا به عقب برگرداند. او باید پاسخ بدهد.
منبع: وب سايت ايران آزادي
https://www.facebook.com/pg/begoonah/videos/?ref=page_internal
***************
#ایران #حسن_عباسی #قتل_عام67 #تبریز #دانشگاه
به کانال تلگرام و اينستاگرام بگونه بپیوندید:
https://telegram.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah

