#بگونه: دور تا دور منطقه را فضای سبز زمینهای کشاورزی پوشانده است؛ اما جاده منتهی به نقطه مورد نظر خاکی است. درست مثل محلههای قدیمی با یک درب آهنی بزرگ از جاده خاکی جدا میشود. دیوارها کاهگلی است و به محض ورود خانههای به هم فشرده و قدیمی جلب توجه میکند، خانههایی فاقد حمام که سهمشان یک دستشویی قدیمی در گوشهای از فضای محله است که در هم ندارد و با یک پارچه از حیاط جدا میشود؛ محلهای به اسم قلعه لهک که در جاده تهران قم و مقابل قبر خمینی قرار دارد، درست در چند قدمی تهران ..
«مردمی» که سهمشان یک دستشویی کوچک و قدیمی در کنار فضای محله است که حتی در ندارد.ممکن است روزهای زیادی حمام نروند درصورتیکه شانس حمام رفتن پیدا کنند هم به خاطر نداشن شامپو و صابون بازهم مشکلات بهداشتی دارند. اینجا زنان در تامین ضروریترین وسایل بهداشتی با مشکل مواجه هستند. اینجا از بهداشت خبری نیست.
زنی به ظاهر میانسال از خانه بیرون میآید و با اصرار دعوت میکند که در خانهاش صحبت کنیم، خانهای که نه کولر دارد و نه حتی آشپزخانه. چند تکه ظرف و دو قابلمه سیاه در گوشهای از خانه به چشم میخورد. خانهای که نباید بیشتر از ۳۰ متر باشد، بوی نم میدهد و چند تکه قالی قدیمی دود گرفته را روی فضای سیمانی کف خانه جای داده است. زن ۳۳ ساله است و در ۱۷ سالگی اولین بچه خود را به دنیا آورده است. زمستان سختی که زن از یاد نمیبرد. هیچ درمانگاهی در این منطقه وجود ندارد و برای رسیدن به اولین درمانگاه باید مسافتی ۲۰ دقیقهای را با ماشین طی کنند؛ با وجود اینکه این منطقه ۴۰ خانوار دارد که هرکدام آنها متوسط دو فرزند دارند.
فضای اتاق به قدری گرفته و گرم است که باید بقیه صحبتها را در محوطه دنبال کرد. زیر داغی آفتابی که حتی کف پا را با وجود کفش میسوزاند. زن میگوید که شبها هوا قدری خنک میشود؛ اما زمستانهای سردی دارد که وزش باد نیز به سرمای آن اضافه میکند. رنگ و روی زرد و خشکی صورت بچههایی که در گوشههای حیاط به اسم بازی ایستادهاند مشترک است. کودکانی که اگر کمک سازمانهای مردم نهاد نباشد هفتهای یک بار هم گوشت مصرف نمیکنند؛ بیشتر غذای آنها از گوسفند و مرغ تنها گردن مرغ است.
اغلب زنان قلعه لهک در زمینهای کشاورزی اطراف کار میکنند، از صبح تا نزدیکیهای غروب و کار اصلی آنها در فصل تابستان است. شاید به همین خاطر است که هرچه به غروب نزدیک میشویم تعداد مادرهای جمع بیشتر میشود؛ مادرانی که شپشهای سر کودکان خود را نشان میدهند، دخترکانی که از کوتاه شدن مو فرار میکنند؛ اما نبود دارو و بهداشت مناسب شپش را مهمان موهای آنها کرده است.
*********
#فقر
#قلعه_لهک
«مردمی» که سهمشان یک دستشویی کوچک و قدیمی در کنار فضای محله است که حتی در ندارد.ممکن است روزهای زیادی حمام نروند درصورتیکه شانس حمام رفتن پیدا کنند هم به خاطر نداشن شامپو و صابون بازهم مشکلات بهداشتی دارند. اینجا زنان در تامین ضروریترین وسایل بهداشتی با مشکل مواجه هستند. اینجا از بهداشت خبری نیست.
زنی به ظاهر میانسال از خانه بیرون میآید و با اصرار دعوت میکند که در خانهاش صحبت کنیم، خانهای که نه کولر دارد و نه حتی آشپزخانه. چند تکه ظرف و دو قابلمه سیاه در گوشهای از خانه به چشم میخورد. خانهای که نباید بیشتر از ۳۰ متر باشد، بوی نم میدهد و چند تکه قالی قدیمی دود گرفته را روی فضای سیمانی کف خانه جای داده است. زن ۳۳ ساله است و در ۱۷ سالگی اولین بچه خود را به دنیا آورده است. زمستان سختی که زن از یاد نمیبرد. هیچ درمانگاهی در این منطقه وجود ندارد و برای رسیدن به اولین درمانگاه باید مسافتی ۲۰ دقیقهای را با ماشین طی کنند؛ با وجود اینکه این منطقه ۴۰ خانوار دارد که هرکدام آنها متوسط دو فرزند دارند.
فضای اتاق به قدری گرفته و گرم است که باید بقیه صحبتها را در محوطه دنبال کرد. زیر داغی آفتابی که حتی کف پا را با وجود کفش میسوزاند. زن میگوید که شبها هوا قدری خنک میشود؛ اما زمستانهای سردی دارد که وزش باد نیز به سرمای آن اضافه میکند. رنگ و روی زرد و خشکی صورت بچههایی که در گوشههای حیاط به اسم بازی ایستادهاند مشترک است. کودکانی که اگر کمک سازمانهای مردم نهاد نباشد هفتهای یک بار هم گوشت مصرف نمیکنند؛ بیشتر غذای آنها از گوسفند و مرغ تنها گردن مرغ است.
اغلب زنان قلعه لهک در زمینهای کشاورزی اطراف کار میکنند، از صبح تا نزدیکیهای غروب و کار اصلی آنها در فصل تابستان است. شاید به همین خاطر است که هرچه به غروب نزدیک میشویم تعداد مادرهای جمع بیشتر میشود؛ مادرانی که شپشهای سر کودکان خود را نشان میدهند، دخترکانی که از کوتاه شدن مو فرار میکنند؛ اما نبود دارو و بهداشت مناسب شپش را مهمان موهای آنها کرده است.
*********
#فقر
#قلعه_لهک
