#بگونه: افشاگری یکی از سربازان سپاه پاسداران در دوره قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال شصت و هفت :
«من و چند سربازِ سپاه آن شب آنجا بودیم. آن شب وقتِ کشیک ما در حیاطِ پادگان بود. زندانیان را با چند مینی بوس به پادگان آوردند. صحنه ی دلخراشی بود. آنها را که چشم بسته و چسبیده کنار هم بودند در حیاط پادگان به رگبار بستند. فرمانده ی ما از ما خواست تا برویم جلو و تیر خلاص به سرشان بزنیم. حالم بد شده بود و بدنم می لرزید. من و چند سرباز دیگرِ سپاه به او گفتیم که جسارت این کار را نداریم و خوشبختانه در این جنایت شریک نشدیم. بعد همان طور آنها را ریختند توی وانت ها و بردند بیرون پادگان. اما نقیب که فردِ تندخویی بود قبول کرد، و وقتی اجساد را با همان وانت ها به بیرون بردند تا در کنار پادگان خاک کنند، همراه تیزمغز تیرِ خلاص را به سرِ زندانیان شلیک کردند. نقیب آلبوغبش که متولد و سال ها ساکنِ سربندر (بندر امام خمینی) بود شناسنامه اش را تغییر داد و با اسم دیگری اهواز را ترک کرد و معلوم نیست الان کجا زندگی می کند. بعدها با خبر شدیم چند نفر دیگر از زندانیان را هم تیرباران کرده اند و به گورستان جاده اهواز سوسنگرد برده اند و آنجا خاک کرده اند. البته نمی دانم آنها را در کجا تیرباران کرده اند.»
تیزمغز، جلاد معروف خوزستان، کسی است که پیش از این در سال ۶۳ در زندان ناوا بند ماهشهر تیر خلاص را به سر یکی از زندانیان سیاسی «مسعود رهبر» ۲۴ ساله که هوادار سازمان مجاهدین خلق بود و نیز یک زندانی عادی «علی کوهی» شلیک می کند و برای ایجاد رعب و وحشت با کفش های خونین به داخل سلول ها تردد می کند.
در میان قتل عام شدگان، از جنگ زدگان فعال سیاسی آبادان (محل دستگیری شیراز) گرفته، تا زندانیان سیاسی بندر ماهشهر و بندرشاهپور و شوشتر و دزفول و شیراز و مسجد سلیمان و اهواز، با تعلقات سیاسی متفاوت دیده می شود. هنوز تعدادی از خانواده هایی که فرزندان شان از شوشتر، دزفول، شیراز و مسجد سلیمان به زندانِ کارون اهواز منتقل شده بودند به دنبالِ یافتنِ اطلاعاتی درباره ی سرنوشت عزیزان شان هستند و متاسفانه به رغم تلاش های بسیار تا کنون از سرنوشت فرزندان و همسران شان بی اطلاع هستند.
اسامی تعدادی از جان باختگان قتل عام زندانیان سیاسی سال ۶۷ زندان کارون اهواز به شرح زیر است:
«بهرام کارگرفر» ۲۳ ساله، متولد بندر شاهپور، گرایشات مارکسیستی (بدون تعلق سازمانی)
«سیاوش صالحی زاده» ۲۷ ساله، متولد بندر شاهپور، هوادار سازمان مجاهدین خلق
«عظیم محمدزاده» (رضایی) ۲۵ ساله، متولد بندر شاهپور، هوادار سازمان مجاهدین خلق
«شاپور توکلی» ۲۵ ساله، متولد بندر شاهپور، هوادار سازمان مجاهدین خلق
«شاپور لایق» ۲۴ ساله، متولد بندر شاهپور، هوادار سازمان مجاهدین خلق
شاپور لایق، شاپور توکلی، سیاوش صالحی زاده، عظیم محمدزاده و بهرام کارگرفر در یک گور، و سایر جانباختگان در فاصله ی چند متری همدیگر و در کنار یک درخت «کُنار» به خواب ابدی رفته اند.
سربازان بخش آموزشی پادگان درویش از زمان این جنایت تا کنون از طریق برجک های ساخته شده روبروی محلِ گورهای زندانیان، به بهانه ی مراقبت از پادگان، ترددهای خانواده ها را تحت کنترل دارند و در پاره ای از موارد از جمله گرفتنِ عکس توسط خانواده ها بر سرِ مزارِ عزیزان شان، از برجک ها پایین آمده و با پاک کردنِ عکس ها از دوربین ها و موبایل ها، آنها را تهدید نموده (ممنوعیتِ حضور بر مزارِ قربانیان) و از گورستان بیرون کرده اند. خانواده های قربانیان در اکثر موارد از سوی سربازان آموزشی سپاه مورد توهین و فحاشی قرار گرفته اند. البته سربازانی نیز بوده اند که با سکوت و ابرازِ اندوه با خانواده ها همدردی کرده اند.
نگهبان یک شرکت ساختمانی صحنه را چنین تصویر می کند: «تیر خلاص آنها را که نزدیکِ سی نفر بودند در بیابان همان جا شلیک کردند و بعد اجساد روی هم ریخته شدند و بر روی آنها خاک ریختند. سگ های آنجا، شب ها اطراف گورها جمع می شدند و تا صبح زوزه می کشیدند. دو هفته بعد، در یک روز گروهی آمده بودند و با وسایلی که آورده بودند گور را با میل گرد و سیمان پوشاندند. دو خانواده سه ماه بعد آمدند که دیگر سیمان ها خشک شده بود. مادرِ سیاوش صالحی زاده یکی از جان باختگان قتل عام، وقتی به محل می رسد شوکه می شود و باور نمی کند زندانیان اینجا خاک شده باشند و می گوید: بیابان چرا؟ مگر گورستان کم داریم؟ و بعد بارها دور گور می چرخد و برای همه ی قتل عام شدگان مرثیه می خواند.»
**********************
#مادران #زندان #خانوادهها #قتل_عام_67 #محاکمه
به کانال تلگرام و اينستاگرام بگونه بپیوندید:
https://telegram.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah

