« من به پشتیبانی شما [مردم کازرون] با دولت مقتدر بیگانه [انگلیس] وارد جنگ شدهام، زیرا میدانم شما همه شجاعتپیشه و وطندوست هیچوقت راضی نیستید که پای اجنبی به شهر شما باز شود».
این، بخشی از سخنان معروف ناصردیوان، کلانتر نامدار کازرون در سده گذشته است که در اواخر پاییز سال 1295 خورشیدی ابتدا تمامی سلاح و مهمات یک پادگان پلیس جنوب را بهطور کامل مصادره کرد و در دی ماه همان سال با چریکهای دلاور کازرونی در منطقه دشت ارژن، بزرگترین نیروی نظامی پلیس جنوب را شکست داد.
این، بخشی از سخنان معروف ناصردیوان، کلانتر نامدار کازرون در سده گذشته است که در اواخر پاییز سال 1295 خورشیدی ابتدا تمامی سلاح و مهمات یک پادگان پلیس جنوب را بهطور کامل مصادره کرد و در دی ماه همان سال با چریکهای دلاور کازرونی در منطقه دشت ارژن، بزرگترین نیروی نظامی پلیس جنوب را شکست داد.
دردآور آن که درست در همان سالهایی که مردم کازرون و ناصر دیوان به دفاع از ایران و استقلال آن درگیر جنگ با انگلیسها بودند، در تهران رضا خان، یک قزاق بیسواد، مزدور بیگانه، در حال ساخت و پاخت با انگلیسها بود تا مقدمات کودتا و بهدست گرفتن قدرت را فراهم کند.
و از آن دردآورتر آن که در کنار رضا خان، آخوند بدنام سیدابوالقاسم کاشانی قرار داشت که عاشق سینه چاک حکومت رضا خان بود.
اکنون نیز شاهدیم که فرزندان دلاور ناصر دیوان، در شهر کازرون، راه را بر دیکتاتوری فاشیستی آخوندهای انگلیسی نسب بستند و قیامی بزرگ و غرور آفرین برپا کردند.
*************
#کازرون #ناصردیوان #قیام_ایران

