می دانیم که رژیم حاکم بر ایران دچار بحران های شدید و عمیق و لاعلاجی است. بحران و رکود  اقتصادی؛  تعطیلی روزانه کارگاهها و کارخانه ها و نابودی و توقف تولید داخلی و بحران بیکاری که آمار آن به  بیش از ۱۵میلیون نفر می‌رسد. بحران نقدینگی ناشی از چاپ بدون پشتوانه که از۱۶۰۰هزار میلیارد تومان فراتر رفته  است و چون امواج یک سونامی  ویرانی بزرگ به بار می‌آورد.

فاصله عمیق طبقاتی که به نوشته سایت مشرق  ۷۵درصد سپرده های  بانکی در دست ۷درصد است و طبقه متوسط جامعه به زیر خط فقر رسیده و بیش از ۳۰میلیون نفر از مردم ایران در فقر مطلق روزگار میگذرانند و ناتوان از تامین حداقل های زندگیشان هستند.

رئیس اتاق بازرگانی تهران ( پنجشنبه  ۲۲شهریور۹۷ ) گفته که ۱۳۹هزار کانتینر در بنادر رسوب کرده اند: «اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت!»

افزون بر اینها  فجایعی به بار آورده مانند بی آبی؛ نابودی محیط زیست ؛ اعتیاد و گسترش انواع مفاسد اجتماعی  ناشی از فقر  و…که به اعتراف کارگزاران حکومتی دهها «  ابرچالش اجتماعی » هستند که برآیند آن نارضایتی های اجتماعی و  شرایط انفجاری جامعه و عبور از آستانه تحمل را نشان می‌دهد به درون  نظام می‌ریزد. و جنگ قدرت نه تنها پابرجاست بلکه دعوا بر سر بود و نبود نظام هم به آن افزوده شده است.

در همین رابطه مصطفی تاجزاده از باند اصلاح طلبان قلابی می گوید:

«الان ۸۰درصد مردم از وضع موجود ناراضی هستند. اگر این درصد به ۹۰درصد افزایش پیدا کند و اذهان عمومی تحریک شود، ممکن است خدای ناکرده وارد چرخه شومی شویم که خروج از آن بسیار پر هزینه خواهد بود».

باید گفت در این شک نکنید که هزینه آن سقوط نظام ولایت فقیه است که بر شاخ گاوی خشمگین آشیان گزیده است و ریشه این بحرانها که سابقه ای چهل ساله دارد در ماهیت و ساختار و عملکرد نظام ولایت فقیه است که نظامی واپسگرا؛ متحجر ؛ ضد تاریخی؛ ضد انسانی و ضد ایرانی است و هر روز که بماند فاجعه و ویرانی و فقر و تباهی به وجودمی آورد.

اما دو عامل عمده دلیل اصلی بحران درونی رژیم است:

یکم: نارضایتی عمیق و گسترده و ادامه دار اجتماعی که  انفجاری است و پس از قیام دی ۹۶ همه معادلات را تغییر داده و جامعه ایران را وارد دوران تازه‌یی کرده است.  به گونه ای که آخوند حسن روحانی رئيس جمهور نظام به صراحت  گفت از تاریخ ۵دی ۹۶ همه چیز تغییر کرد.

دوم: شرایط بین‌المللی و منطقه‌یی است. شرایطی که دوران مماشات و باج دادن به رژیم پایان یافته است.

در همین رابطه سه سر فصل جدی پیش روی نظام است.

نخست جلسه شورای امنیت به ریاست دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا که در ۴ مهر برگزار می‌شود  و موضوع اصلی آن، مسائل مربوط به ایران و برخورد با رژیم ایران به‌ویژه حسابرسی در مورد دخالتهای منطقه‌یی آن می باشد.

سرفصل دیگر پایان مهلت کنوانسیون اف.ای.تی.اف در ۹ مهر ماه است که اگر لایحه مربوط به پیوستن به این کنوانسیون را امضا نکند  وارد لیست سیاه آن خواهد شد و به‌معنی قطع رابطه بانکی با عموم کشورها (نزدیک ۲۰۰کشور عضو اف.ای.تی.اف) است.

سومین سرفصل  ۱۳آبان یعنی ماه نوامبر میلادی می باشد که  زمان شروع سری دوم تحریمهای آمریکا شامل تحریمهای نفتی و بانکی است. که  نظام را به شرایط قبل از برجام برمی گرداند و با وجود تحریمهای دیگر، فشار بسا بیشتر از قبل از برجام خواهد شد.

برآیند این بحرانها و تاثیرات و عواقب آن رژیم آخوندها را در مسیر سرنگونی قرار می دهد. اما نه خودبخود بلکه با پیکار مردم و پیشاهنگان آزادی ایران زمین.

 

42122456_501228593677491_2615286108581265408_n