چند روزی است سخت دلتنگ دوست عزیز و فرهیخته ام هستم که دو ماه است بازداشت است آرش کیخسروی وکیلِ با شرافتی است که وطن دوستی اش شهره شهر و کشور است است سالها و بارها در پرونده هایِ سیاسی و انتظامی به همراه خانم نسرین_ستوده و آقایان،پیام_درفشان و ابوذرنصرالهی وکالت بنده را رایگان و با عشق پذیرفته اند و همیشه در پناهِ دفاعِ شایسته و شجاعانه آنها تحمل پرونده های فرسایشی آسان شده است
من دلم پیشِ مادرِ پیر و چشم به راهِ آرش است. گرچه خانواده هم به بازداشتهای مکرر آرش عادت دارند. زنی کُرد،که امید زندگانی اش آرش است.
امیدوارم مدیران و بزرگان برای این وکلای عزیز در بند آنچنان که شایسته است دفاع بعمل بیاورند و جامعه وکالت بایستی همیشه به خود گوشزد کند که اگر جامعه وکالت آبرو و شرافتی دارد از ابروداری همین وکلایی است که در حبس و رنج اند و رنج انها ابدا برای امور شخصی نیست ؛بلکه دلیل رنجشان دفاع از کیانِ ایران و انسان است.
روزی آرشِ دیروزِمان کمان به دست گرفت برای تعیین مرز ایران و آرشِ امروزِمان قلم به دست گرفت برای دفاع از خزرمان؛
اگر انسانهای فداکار و وطن دوستان نباشند نه آبِ خزر می ماند نه آبرویِ مان
درود بر انسانِ در میدان
به امید ازادی تمام زندانیان سیاسی وعقیدتی
آرش کیخسروی؛ قاسم شعله سعدی، نسرین ستوده؛هدی عمید،مصطفی دانشجو؛عبدالفتاح سلطانی؛ناصر زرافشان؛دادخواه؛پیام درفشان
قلم اگر از بیداد ننویسد قلم باد
محمدنجفی وکیلدادگستری
شازند۲۳/۷/۱۳۹۷