زندانی سیاسی مجید اسدی پس از نامه ۲۵ تن از سلبریتی های حکومتی در رابطه با تحریم ها پیامی فرستاد.
متن کامل نامه ایشان به شرح زیر است:

“فقدان مشروعیت، معنای دیگری از زوال هژمونیک و ایدئولوژیک یک ساختار خودکامه و به مثابه آخرین جان پناهی است که مواجهه تماما سرکوبگرانه دیکتاتور را با مردم، اجتناب ناپذیر می‌کند. نشانه‌های سقوط پی در پی این مواضع ایدئولوژیک – استراتژیک را از دی‌ماه ۹۶ تا به امروز‌، می‌توان در روندی تکامل یابنده و در تداوم و تکثیر قیام‌ها و اعتراضات مردم و نیز در متن شعارهای آنان به خوبی مشاهده نمود.
در خلاء وجود اقتدار و مشروعیت رژیم، به طور قانونمند، دار و درفش سرکوب که پیش از این در پس پرده شعبده بازان فرهنگ ارتجاع پنهان بود، بی نقاب و سراسیمه به روی صحنه آورده شد تا فصل الخطاب و منجی وضع موجود گردد! تشدید و تداوم سرکوب برای پرکردن این خلاء وشکاف، با انگیزه تثبیت و حفظ اوضاع از سوی رژیم و به امید برقراری تعادلی ولو موقت و ناپایدار، بی تردید راه به خلق و ابداع فرهنگ ها و ارزش های نو از سوی مردم می برد، چرا که آلترناتیو ایدئولوژیک و فرهنگی، تنها در کوران مبارزه برای آزادی و نفی و تغییر وضع موجود پدیدار می شود.

و سرشت و سرنوشتی یکسان و یگانه با آلترناتیو سیاسی دارد. پیکار برای احیا و تعالی مناسبات و روابط انسانی ، شکل و محتوایی تازه از هنر و فرهنگ می آفریند. براین اساس، بریدن توده های مردم از ارزش ها ، الگوها و فرهنگ رایج و رسمی حاکم، آن چنان که وکیل الدوله های مجلس از آن تحت عنوان عدم اعتماد مردم نسبت به حاکمیت نام می برند و در هراسند، خبر از شکست ایدئولوژیک رژیم می دهد. از طرفی ، رژیم در خلال تسریع فرآیند افول مبانی و مواضع مشروعیت خود، پای مقوله ای به نام سلبریتی و طایفه ای از هنرمندان را به میان می کشد تا به سان خندق بلای هژمونی و اقتداری عمل کنند که هردم، آن را از دست رفته می بیند.
چند روز از آغاز تحریم ها می‌گذرد اما، زلزله‌زدگان کرمانشاه یک سال است که در سرما و گرما، هنوز بی‌سرپناه و سرگردان‌اند؛ کارگران نیشکر هفت تپه سال‌هاست که درصدد خلع ید غارتگران مزد، کار و کارخانه‌شان در صف اعتصاب‌اند؛ کردستان و خوزستان بر سر دار، سیستان و بلوچستان مدفون زیر خاک، مادران در سوگ فرزندان، معلمان در زندان و کودکان، دوره گرد خیابان‌ها، آگهی فروش قلب و چشم و کلیه فراوان، جنگل‌ها شوره زار، رودخانه ها و دریاچه‌ها نمک زار… و همه این‌ها نتیجه گذشت تنها چند روز نمی‌تواند باشد بلکه‌، ماحصل سال‌ها تجاوز و چپاول و سرکوب است.
از این رو، موضع گیری اخیر این کاست بسته هنر رسمی موجود، علی رغم ادعای انسان دوستی و بی طرفی اش، پیوند ارگانیک خود را با دستگاه حاکم به عریان‌ترین شکل نمایان ساخت. از آنجا که این پیوند، به اعتبار برخورداری از انحصارات و رانت های ویژه این سالیان در تولید ، فروش و نمایش آثار، خصلتا واجد پایه های مادی و طبقاتی است ، در مرحله انقباض و ریزش نیروهای رژیم، سست و به تدریج گسسته خواهد شد. شعله ور شدن قیام ها و اعتراضات، تمامی تعادل ها و تضادهای فرعی پیش رو را در تحلیل نهایی به سمت و به سود بالاترین و اصلی ترین تضاد موجود یعنی همان تضاد میان مردم و حاکمیت، برهم خواهد زد.
فرانتس فانون می‌گوید: اصولا مبارزه، خود در جریان خود و در فرآیند درونی خویش، وجوه مختلف فرهنگ را توسعه می دهد و جهت های تازه ای به روی آن می گشاید. پیکار رهایی بخش ، اشکال ، ارزش ها و حدود سابق فرهنگ ملی را احیا و اعاده نمی کند. این پیکار که تجدید نظر اساسی در روابط میان انسان ها را خواهان است، نمی تواند اشکال و محتویات فرهنگی مردم را دست نخورده به حال خود بگذارد… ارزش این نوع نبرد در آن است که حداکثر شرایط را برای نشو و نما و ابداع فرهنگی فراهم می آورد.
بدین سان، در مسیر شورش‌ها و عصیان‌ها برای رهایی و آزادی، تمامی پیوندها، مرجع ها و صورت بندی‌های اجتماعی موجود، قوانین و سنت‌های کهنه و پوسیده فرو می‌ریزند، جریان‌ها و نیروهای فرهنگی و سیاسی میرا از صحنه حذف خواهند شد و مردم، نمایندگان واقعی هنر خویش را رفته رفته با عبور از پروسه ای خلاق بازخواهند بافت.
مجید اسدی
زندان گوهردشت
۲۳آبان ۹۷”