من یک معلم کارگر زاده هستم
درود و صدها درود به کارگران، معلمان، کامیونداران، دانشجویان،کسبه و بازاریان و دیگر اقشار جامعه که امروز برای احقاق حقوق خود به پا خاسته اند و فریاد حق طلبی سرداده اند.
من پدرم یک کارگر بود و خودم یک معلم هستم.کارگر یدی وکارگر فکرییکی با دستهایش میسازد و دیگری با فکرش
به همه آنها که بپا خاسته اند و برای بازستانی حق خود از زندان و ضرب وشتم و مشکلات دیگر نمی هراسنددرود میفرستم
میگویند وقتی فقر میاید کفر و نفاق را با خود میاورد
بد نیست برای روشن شدن آثار فقر و نداری مثالی از زندگی خودم به هموطنان عزیزم ارائه دهم تا بهتر روشن شود آثار و عواقب فقر چیست.
در شعارهای راهپیمایان دیدم و خواندم که«ما گرسنه ایم» القصه آن که من در نوجوانی خواهری داشتم بسیار دوست داشتنی که در بستر بیماری افتاد و بعلت کمبود غذا و دارو روز به روز حالش بدتر میشد. بالاخره بازحمت پولی فراهم شد تا داروی لازم خریداری گردد. من که بچه تجریش بودم به داروخانه ای در قلهک سر خیابان دولت مراجعه کردم. پس از تهیه دارو هنگامی که با عجله خود را به بالین خواهرم رساندم دیدم که قبل از رسیدن من فوت کرده بود.
این واقعه زندگی و افکار مرا تغییر داد. هنوز وقتی بیاد خواهرم مریم میافتم معنی فقر و نداری را میفهمم. بعدها شنیدم « رضا» بچه شاه دستور داده برایش یک کره خر بخرند، تا با آن سرگرم باشد. میگفتند این بچه الاغ دو تا پرستار دارد.
راستی آیا فردی که اینچنین بزرک شده میتواند عدالت و آزادی برای مردم بیاورد؟
من معلمی کارگرزاده هستم و با درد کسانی که امروز در خیابانها فریاد ما گرسنه ایم سر داده اند؛ آشنایم. متاسفانه بعلت بیماری نمیتوانم خود را به جمع آنها برسانم ولی پشتیبانی و تحسین خود را به تک تک آنها اعلام میکنم و از آنها میخواهم همه پشتیبان هم باشند تا حق خود و ملت را از ظالمان بستانند.
بله اعتراضات و تجمعاتی که این روزها در سراسر کشور برای حق ستانی برپاست اگر همه متحد و متفق شوند به ازادی و عدالت و برابری خواهند رسید.
هموطنان اتحاد شما ضامن پیروزی حتمی است.
مستحکم باد اتحادکارگران، معلمان دانشجویان و کسبه
به امید پیروزی همه مردم زجردیده ایران
اول اذر ۹۷
دکتر محمد ملکی