روز چهارشنبه ۴ دی ۹۷ در رویداد دلخراش واژگونی یک دستگاه اتوبوس فرسوده دانشگاه آزاد ۱۰ دانشجو از ۳۵ سرنشین آن جان باختند و سایرین مجروح و مصدوم گردیدند که حال برخی از آنها وخیم می باشد. دانشگاه آزاد در تیول باند رفسنجانی بود و باند خامنه ای آن را از چنگ این باند در آورد و علی اکبر ولایتی مشاور معتاد خامنه ای با داشتن ۳۶ شغل دیگر ریاست آن را بر عهده دارد. در آمد دانشگاه آزاد سالانه ۶هزار میلیارد تومان می باشد. اما می بینیم که دانشجویان با اتوبوس های فرسوده که اتوبوس مرگ باید آنها را نام گذاشت در دانشگاهی که در منطقه ای کوهستانی است جابجا می شده اند و باند خامنه ای فقط به فکر چپاول دانشجویان و خانواده هایشان بوده و می باشد. ابتدا گفتند علت حادثه سکته راننده بوده! اما وقتی دانشجویان علت تصادف را برملا کردند از یک سو شروع به فرستادن پیام همدردی آبکی شدند و از سوی دیگر یگان گارد ویژه را مامور کنترل دانشگاه و دانشجویان برای جلوگیری از اعتراضشان کردند. اما فاجعه آنقدر دلخراش و غیر قابل توجیهات مسخره از نوع مرسوم حکومتی بود که به درد تسویه حسابهای باندی خورده و آن را «جنایت بزرگ» نامیدند!
روابط عمومی دانشگاه آزاد نیمه شب چهارشنبه پنجم دیماه با انتشار بیانیهای اعلام کرد که در جریان پیگیری «سانحه مصیبتبار اتوبوس واحد علوم و تحقیقات» پنج نفر از معاونان و مدیران این دانشگاه برکنار شدهاند.
خبرگزاری ایسنا روز چهارشنبه از قول مدیرعامل ستاد معاینه فنی شهرداری تهران اعلام کرد که اتوبوس واژگون شده واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد برگه معاینه فنی نداشته است. نواب حسینی منش گفته است: «این اتوبوس به سن فرسودگی رسیده بود و علیرغم مشکلاتی که در نوسازی ناوگان وجود دارد و با این که ۱۶ سال از سال تولیدش گذشته بود، متاسفانه معاینه فنی نداشته است.»
یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد به ایسنا گفته است: «پیش از این قرار بود که دانشجویان با حمل و نقل کابلی جابهجا شوند، اما با تغییر مدیریت دانشگاه، پروژه تلهکابین دانشگاه متوقف شد.»
عباس عبدی با اشاره به ترفند اعلام سکته راننده نوشت: «بدترین و زشتترین کار اعلام سکته راننده بهعنوان علت حادثه بود. به نظرم بهتره گوینده این دروغ را بیشتر از سایر مقصرین مجازات کنند. هر چند بعید است هیچکس با محکومیت مواجه شود».
سایت خبری «عصرایران» با بررسی جوانب واژگونی اتوبوس نتیجه گرفته که آنچه در این دانشگاه رخ داده حادثه نبوده بلکه یک «جنایت بزرگ» بوده است.
در این گزارش با اشاره به محل وقوع حادثه، که یک پیچ بسیار تند در یک جاده شیبدار بوده، آمده است: «هر عقل سلیمی میداند که اولین و ابتداییترین لازمه جادهای چنین پیچ در پیچ و کوهستانی، تعبیه گارد ریلهای محکم و قابل اتکا در حد فاصل جاده و پرتگاه است.»
«سکوت مقصر اصلی» عنوان مقالهای از روزنامهٔ حکومتی جهان صنعت در روز پنجم دیماه بود که نوشت: «حالا نوبت این است که مسئولان هر کدام بهنحوی شانه از مسئولیت خالی کنند و اشکالات را گردن سایر نهادها بیاندازند». و سپس نوشته است: «محسن هاشمی بهعنوان کسی که در ساخت این واحد دانشگاه آزاد نظارت داشته باید پاسخگوی عملکرد خود در خصوص ساخت جاده غیراستاندار و ناامن باشد» و سپس پای گماشتهٔ خامنهای را به میان کشیده و افزوده است: «علیاکبر ولایتی و تهرانچی نیز بهعنوان رئیس فعلی دانشگاه آزاد باید پاسخگوی این حادثه تلخ باشند. تا لحظه نگارش گزارش، دانشگاه آزاد و مسئولان آن که مقصر اصلی این اتفاق تلخ هستند سکوت کردهاند».
شکستن این سکوت لاجرم پای خامنهای، تیولدار اصلی دانشگاه آزاد را به میان میکشد. سؤال این است تا کجا میتواند این حسابرسی را به عقب بیاندازد؟
http://t.me/begoonah1
https://www.instagram.com/begoonah
