اما حالا چی؟ روزی عدهای سرزده به خانه کوکب خانم آمدند اما او شرمنده بود که حتی نمیتواند برایشان نیمرو درست کند. زیرا هر عدد تخممرغ ۸۰۰ تومان و هر عدد نان سنگک ۱۵۰۰ تومان بود
کوکب خانم دیگه نمی تونه یک نیمرو هم واسه مهموناش درست کنه! چکار کنیم؟ هی بشینیم و دست روی دست بذاریم و چشممان به یارانه حسن کلید باشه و با فقر و نداری بسازیم و حکومتیان حقوقمان و سرمایه هایمان را اختلاس کنن؟ نه این خیانت به خود و به میهن و به آیندگان است. باید بلند شویم و از شر این نظام ضد ایرانی راحت شویم. ولی حواسمان باشد همانطور که گول خمینی را خوردیم! گول حرف های عده ای که راه بی خطر و ارزون تو گوشمون می کنند و خود حکومتی ها هستند را نخوریم. براندزی این نظام قیمت دارد و زن و مرد میدان میخواهد. اونهایی که چهل سال است علیه اینها می جنگند شایسته هستند و حرف انها حق و جواهر است.
در محیط توفان زا ماهرانه در جنگ است/ ناخدای استبداد با خدای آزادی/دامن محبت را گر کنی به خون رنگین /می توان ترا گفتند پیشوای آزادی
