وی عضو هیات مرگ کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ بود و یکی از قصی القلب ترین مهره های نظام ضد ایرانی ولایت فقیه است. رئیسی فردی بی سواد و فاقد صلاحیت برای چنین مقامی است اما در نظام حنایت و فساد ولایت فقیه شاخص صلاحیت افراد برای گماردن بر یک پست و منصب حکومتی مشارکت در جنایت و سرکوب است. از این رو کسی در این حکومت یافت نمیشود که بدون عبور از این مرحله به مقام و منصبی رسیده باشد.
آخوند ابراهیم رئیسی کیست؟
در سال ۱۳۳۹ در محله نوغان مشهد به دنیا آمد. بعد از اتمام دورهٔ ابتدایی به حوزه علمیه‌ (جهلیه) مشهد می‌رود. در واقع تحصیلات غیرحوزوی او فقط تا مقطع ششم ابتدایی است. سپس در ۱۵سالگی از حوزه علمیه‌ مشهد به حوزه علمیه‌ قم فرستاده می‌شود.
سایت حکومتی آستان نیوز ۱۷ اسفند ۹۵ در مورد زندگینامه‌ٔ رئیسی می‌نویسد: «… پس از پیروزی انقلاب، بهشتی بر آن شد تا با هدف کادرسازی برای تأمین نیازهای مدیریتی نظام، یک دوره آموزشی برای حدود ۷۰نفر از طلاب قم که   آنها را برای به دوش کشیدن بار مسئولیت‌های مختلف در کشور مناسب تشخیص داده بود، برگزار و آنها را برای پذیرش این مسئولیتها آماده کند؛ رئیسی یکی از این طلاب برگزیده بود».

مدرسه حقانی همان مدرسه‌یی است که توسط آخوندهای دژخیمی مثل بهشتی، مشکینی، قدوسی و مصباح یزدی تأسیس شد و شاگردانش پس از انقلاب ۱۳۵۷به مدیریت ارشد دستگاههای قضایی، اطلاعاتی و امنیتی رژیم آخوندی درآمدند. رئیسی با دژخیمانی چون آخوند فلاحیان، آخوند روح‌الله حسینیان، آخوند مصطفی پورمحمدی و… سایر جانیان هم‌کلاس بوده است. «در روزهای اول استقرار نظام، هم‌چون برخی مناطق مرزی در کشور، اخبار خوبی از شهر مسجد سلیمان که پایگاه گروه‌های چپ و مارکسیست بود به گوش نمی‌رسید. این‌گونه شد که حضرت امام برای ساماندهی اوضاع، آیت‌الله شیخ هادی مروی را به‌عنوان نماینده خود در این شهر منصوب فرمودند. به این ترتیب رئیسی به دعوت آن مرحوم، برای کمک در کارِ فرهنگی و اداره شهر همراه با گروهی از طلاب به مسجدسلیمان رفت و کلید ارتباط ایشان با مجموعه دادسرای انقلاب هم از همان‌جا زده شد». (همان منبع)
یک‌سال بعد آخوند رئیسی پس از برگشت از سرکوب و قلع و قمع مسجد سلیمان، در حالی‌که 19سال بیش نداشت، به‌عنوان دادیار به دادستانی کرج فرستاده می‌شود که کارش در آنجا اساساً بازجویی بود. دادستان انقلاب وقت، آخوند جنایتکار قدوسی، رئیسی را در آستانه‌ٔ 20سالگی به‌عنوان دادستان کرج منصوب می‌کند. پس از چند ماه و بعد از به ثبت رسیدن جنایات بیشمارش در کرج، به‌صورت هم‌زمان و با حفظ سمت، به‌عنوان “دادستان همدان ”نیز منصوب می‌شود. او با توجه به فاصله حدوداًً ۳۴۰کیلومتری این دو شهر، نیمی از هفته را در کرج و نیم دیگر را در همدان به‌سر می‌برد تا این‌که بعد از چهار ماه از کرج دل می‌کند و به‌طور کامل در همدان مستقر می‌شود.
آخوند رئیسی تا سال ۶۳ در دادستانی همدانی به سرکوب ادامه می‌دهد. بعد از کنار گذاشته شدن دژخیم لاجوردی از دادستانی انقلاب مرکز، و انتصاب آخوند رازینی به این سمت، وی رئیسی را به معاونت دادستان انقلاب مرکز می‌گمارد.
آن موقع دادستانی ارتجاع مرکز سه معاونت داشت: معاونت اقتصادی، معاونت قاچاق مواد مخدر و معاونت به‌اصطلاح گروهکی. رئیسی که آن موقع ۲۴ساله بود به‌ریاست معاونت موسوم به گروهکی می‌رسد. در طول دهه شصت و از جمله در کشتارهای تابستان ۶۷ و در هیأتهای مرگ سال ۶۷ در زندانها، رئیسی با همین سمت جانشین دادستان انقلاب در اعدام زندانیان شرکت می‌کند.
هیأت مرگ
در تابستان ۱۳۶۷ و به‌دنبال فرمان خمینی دجال، بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی مجاهد و آزادیخواه در زندانهای اوین تهران، گوهردشت کرج و سایر زندانهای رژیم آخوندی اعدام شدند. آخوند ابراهیم رئیسی که در آن زمان جانشین دادستان تهران بود، همراه با آخوند حسین‌علی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران)، آخوند مصطفی پورمحمدی (معاون و نماینده وزارت اطلاعات) و اسماعیل شوشتری (رئیس سازمان اداره زندانها) اعضای کمیته‌ی‌ مرکزی تصمیم‌گیرنده در خصوص این اعدامها موسوم به«هیأت مرگ» بودند. این هیأت از سوی خمینی دجال مأموریت یافته بود تا تکلیف آن دسته از زندانیان سیاسی را که هم‌چنان استوار و پایدار و «سر موضع» بودند، روشن کند.
http://t.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah