«مرثیه درخت»

مرثیه دیگر کدام روزنه، دیگر کدام صبح
خواب بلند و تیره دریا را
آشفته و عبوس تعبیر می‌کند؟
من می‌شنیدم از لب برگ
این زبان سبز
در خواب نیم‌شب که سرودش را
در آب جویبار، بدین گونه شسته بود: در سوگت‌ ای درخت تناور!
‌ای آیت خجسته در خویش زیستن!
ما را/ حتی امان گریه ندادند….
گیرم، بیرون ازین حصار کسی نیست
گیرم در آن کرانه نگویند
کاین موج روشنایی مشرق
بر نخل‌های تشنه صحرا، یمن، عدن…
یا آب‌های ساحلی نیل از بخششِ کدام سپیده‌ست
اما، من از نگاه آینه
هرچند تیره، تار
شرمنده‌ام که: آه
در سکوت‌ ای درخت تناور، ای آیت خجسته در خویش زیستن،
بالیدن و شکفتن،
در خویش بارورشدن از خویش،
در خاک خویش ریشه‌دواندن
ما را
حتی امان گریه ندادند. محمدرضا شفیعی کدکنی
(١٥ اسفند ١٣٤٥) در سوگ پیشوای ملی مردم ایران دکتر محمد مصدق
http://t.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah