۸ مارس روز جهانی زن است سالهاست که زنان در غرب و اروپا به پیروزی های بزرگی دست یافته‌اند حق و حقوق آنها به رسمیت شناخته شده و قانون در حمایت از زنان تبعیض قائل نمی‌شود و تکیه گاهی است برای آنان. اما در ایران و در قرن ۲۱ ما هنوز نتوانسته‌ایم به کوچکترین حق و حقوقمان دست یابیم. تصور تساوی حقوق زن و مرد در حد افسانه است و هنوز بسیاری به دلیل دفاع از حقوق زنان زندانی می‌شوند.
هنوز زنانی که برای کسب آنچه شایسته انسانی است به پا خواسته‌اند به انواع بلاهای انسانی گرفتار می‌شوند. هنوز مردان برای زنان قانون‌گذارند. هنوز زنان را به زور سوار ماشین‌های گشت ارشاد می‌کنند و هنوز به خاطر مو و مانتوی کوتاه پلاک به گردن آنها می‌آویزند و از آنها عکس می‌گیرند.
هنوز اختیاری در انتخاب پوشش خود نداریم، هنوز حق طلاق و سقط جنین به رسمیت شناخته نشده، هنوز حق ارث و دیه برابر با مردان در حد رویاست.
هنوز آزارهای جنسی و استفاده‌های ابزاری از زنان تیتر حوادث روزنامه‌هاست. هنوز شغل‌های بهتر و درآمدهای بهتر از آن مردان است و توانایی‌های زنان نادیده گرفته می‌شود.

هنوز خشونت‌های خانگی علیه زنان امری است رایج. هنوز زن با برده تفاوتی ندارد. هنوز اسید چهره زنان را نابود می‌کند. هنوز صدا و سیما از نشان دادن زنان در عرصه‌های گوناگون خودداری می‌کند و هنوز زنان را به خانه‌داری و بارداری تشویق می‌کند.
زندان قرچک نمونه کوچکی است از جامعه بزرگ زنان ایران؛ قرچک توده‌ای از آسیب‌هایی است که جامعه مردسالار، سنت و حکومت اسلامی به زنان تحمیل کرده است. پیشتر در مورد زندان قرچک نوشتم و امروز متهم شدم به سیاه نمایی و تشویق و ترویج همجنس‌گرایی!.
گویی همه چیز سفید بود و من سیاه جلوه دادم. اگر سفید بود چرا اخیرا زندانیان قرچک در پاسخ به گازهای اشک‌آور و باتوم‌های گارد زندان، بند خود را به آتش کشیدند و حال در انفرادی‌های ۲۴۱ زندان اوین هستند؟ اگر سفید است چرا نماینده مجلس می‌گوید قرچک چهار بند دارد و نه ۱۱ بند؟ حتما جاهایی را برای او و امثال او سفید کردند. ملافه و پتوی تمیز و نو و غذاهای سالم و متفاوت در روز بازدید به زندانیان دادند. حتما رای‌کاران مجبور به نظافت بیشتر و بهتر کردند و همان چند جای به ظاهر سفید را به نمایندگان نشان دادند. قرچک حقیقتی است سیاه و غیر قابل انکار.
روز جهانی زن است و من چیزی جز تیره روزی‌های زنان زندان قرچک به ذهنم راه نمی‌یابد و البته زندانی که فقط در جاده ورامین نیست بلکه در خانه‌ها و در دل‌های اکثر زنان ایران است.
تبریک ۸ مارس را تقدیم آن دسته از زنانی می‌کنم که سعی خود را کردند زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشند؛ اما فقر آنها را فلج کرد. زنانی که به قول خودشان حتی لب به سیگار هم نزده بودند و برای تامین مخارج زندگی، حتی رحم خود را اجاره دادند تا به سمت خلاف نروند.
اما چه کسی و کجا بدون سوء نیت به زن طلاق گرفته و بیوه کار می‌دهد؟ پس از نظر خودشان چه کاری راحت‌تر از قورت دادن چند بسته مواد و یک سفر خارج رفتن؟ یا چه کاری راحت تر از اینکه زنی چادری ساکی پر از مواد را جا به جا کند؟ و بعد بازداشت و زندان و اعدام و حبس ابد.
نبریک ۸ مارس را تقدیم این زنان می‌کنم که در ازای ۲ تا ۳ میلیون تومان به چنین کاری تن دادند و تا پای اعدام رفتند و برای تسکین عذاب وجدان، خود را چنین دلداری می‌دهند که درست است مواد جابه جا کردند اما حداقل تن‌فروشی و ناموس فروشی نکردند.

تبریک ۸ مارس را تقدیم به آن زنانی می‌کنم که دوست داشتند طعم زندگی آزاد و راحت را بچشند و با توهم مواد مخدر ولو برای چند ساعت به این زندگی می‌رسیدند.
تبریک ۸ مارس را تقدیم به آنهایی می‌کنم که در همه جای قانون از مردها کمتر و کمترند، اما حداقل در قانون مجازات اسلامی با مردان برابرند و در تحمل کیفرهای سنگین چیزی از مردان کم ندارند. چه تناقضی!.
تبریک ۸ مارس را تقدیم آن دختران جوانی می‌کنم که تریاک قورت می‌دادند تا بتوانند پاسخگوی چند مشتری ۲۰ هزار تومانی بیشتر باشد.
تبریک ۸ مارس را تقدیم به آنان می‌کنم که روزی خود قربانی پا اندازها بودند و امروز خود پا انداز دیگرانند.
تبریک ۸ مارس را تقدیم به آنانی می کنم که در سنین کودکی و نوجوانی مجبور به ازدواج شدند و یا اسیر عشقی شدند که تمام خواسته‌های معشوق را اجابت کردند حتی نابودی خود!.
تبریک ۸ مارس را تقدیم به آنان می کنم که با قتل طلاق خود را گرفتند.

تبریک ۸ مارس را به زنانی تقدیم می کنم که از روز زن فقط ولادت حضرتشان را می‌شناسند و چشم به تلویزیون می‌دوزند برای اعلام عفو.
تبریک ۸ مارس را به زنانی تقدیم می کنم که در زندان هم از رختشویی و بردگی برای دیگران رهایی ندارند.
http://t.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah