در کشورهای مختلف در مدارس و کودکستان‌ها و حتی دانشگاهها محلهایی برای تفریح و بازی و ورزش‌های جمعی در نظر می‌گیرند. برای این مکانها دولت بودجه خاصی هم اختصاص می‌دهد. سرپرست و مربی ویژه‌ای هم برای این اماکن می‌گذارند و کودکان و جوانان را هم تشویق می‌کنند تا در این فعالیت‌ها شرکت کنند. به این طریق برای بالا بردن روحیه جمعی و ارتقا مسئولیت‌پذیری افراد از سنین کودکی تلاش می‌کنند.
در بسیاری از کشورها کارناوال‌های متعدد شادی در طی سال برنامه‌های شاد در پیوند با سنن اجتماعی همان کشور را به میان مردم می‌برند.
در هر حال همه اینها برای شادی و سرور مردم به اجرا گذاشته می‌شود. اما در کشور ما تحت حاکمیت رژیم ولایت فقیه تورهای ارتجاعی و خرافاتی راهیان نور راه‌اندازی می‌شود هر ساله عده‌ای را در آن به کشتن می‌دهند. ورزشگاه‌ها برای نصف جامعه یعنی زنان ممنوع الورود است. ورزش برای رژیم تا آنجایی اهمیت دارد که برایش سودی داشته باشد و….

رژیم خمینی و اذناب پلید او همزمان با حاکمیت خود با هر چه رسم و رسوم ملی و باستانی کشورمان از موضعی ارتجاعی و عقب‌مانده به مخالفت برخاسته‌اند. از چهارشنبه‌سوری گرفته تا سیزده‌بدر. در مقابل آن مردم هم به هر طریقی که شده بر سر حفظ و نگاهبانی از آداب و سنن تاریخی خود جنگیده‌اند و همین موضوع بستری برای درافتادن با کل حاکمیت شده است.
وقتی که رژیمی چنین دجال و غدار می‌خواهد خنده و لبخند را در چهره مردم بخشکاند باید که هر چه بلندتر خندید. اگر به آرشیو روزنامه‌های رسمی حکومتی نگاهی بیاندازیم می‌بینیم که تا اواخر دهه ۶۰ اساساً صحبتی از چهارشنبه‌ سوری و مشکلاتی که برای حکومت به‌وجود می‌آورد، نیست. از اوایل دهه ۷۰ به بعد است که مراسم چهارشنبه ‌سوری کم‌کم به میعادگاهی سالانه برای ابراز وجود جوانان مخالف در برابر بگیر و ببندهای دیکتاتور تبدیل می‌شود.
در گام‌های بعدی، هنجارشکنی‌های جوانان که بیشتر به ابراز شادمانی علنی در خیابان‌ها بالغ شده بود، پوسته ترکاند و از یک مخالفت پاسیو و انفعالی به یک حرکت تهاجمی و ابراز مخالفت فعال با دیکتاتوری و مقابله‌به‌مثل با نیروهای سرکوبگر پاسداران تبدیل شد. عصیان جوانان و عنصر شورشگر نهفته در شعله‌های سرکش آتش به‌اضافه حضور عنصر رزمنده پیشتازی به اسم مجاهدین همگی دست به دست هم دادند و سنتی را که آخوندها کمر به نابودی‌اش بسته بودند احیا و بازسازی کردند: چهارشنبه سوری!
درنگی در ماهیت چهارشنبه‌ سوری و همسانی‌هایش با سنن دیگر ملل
کنکاش در مورد ریشه‌های تاریخی چهارشنبه‌سوری می‌تواند تا باریک‌ترین کوره‌راه‌های پژوهشی صعب در لابلای قفسه‌های کتابخانه‌ها ادامه یابد. اما واقعیت این است که سنن هر ملتی را خود آن ملت هستند که می‌سازند و می‌آفرینند، مانند همین سنت مبارزاتی که اینک نزدیک به ربع قرن است ایرانیان خود، با ذوق و قریحه و تیزهوشی میدانی خویش، بر مراسم چهارشنبه‌ سوری منطبق کرده‌اند. سنتی که اینک چهارشنبه‌ سوری را در میان سنن مشابه خود در دیگر نقاط سیاره آبی، یگانه و بی‌همتا کرده است.
اینک و پس از سال‌ها تمرین و عبور از فراز و نشیب‌های فراوان، چهارشنبه‌ سوری به یک سنت مبارزاتی در میان مردم، به‌ویژه جوانان ایران تبدیل شده است. سنتی که همه ساله رژیم را در وحشت از فوران خشم جوانان و مردم به جان آمده فرومی‌برد و راه واقعی مبارزه با آخوندهای آدمخوار و پاسداران جرارشان را به همگان نشان می‌دهد.
سنتی که در گذر زمان و در پیوند با عنصر رزمنده پیشتاز و کانون‌های شورشی، به بهترین فرصت مبارزاتی مردم با دیکتاتوری به‌منظور سرنگونی ارتجاع حاکم و نیل به آزادی تبدیل شده است.
اینک با وجود هزار اشرف و کانون‌های شورشی در داخل خاک میهن، زمان بیش‌از‌پیش به نفع مردم و مقاومت مردمی است.
سنتی که امسال با قیام پرشکوه مردم ایران و مساعدترین شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی توأم شده و در شرابط شکست گسترش‌یابنده سیاست مماشات دیکتاتوی و پاسدارانش را در گوشه رینگ، به دام انداخته است. فرصتی که نباید از دستش داد.

 

http://t.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah