عکسی گویای تنهایی و بیکسی ایران
دیدن خساراتهای سیل و هموطنان گرفتار در آن، قلب هر انسان باوجدان و شریف را به درد میآورد. مشاهدهٔ فیلم بههمکوبیده شدن ماشینها بهدلیل سیل، در دروازه قرآن شیراز بیاختیار اشک بر دیدگان جاری میکند. کدام ایرانی است که با دیدن عکسهای دو کودک ۳ و ۵سالهٔ جانباخته در اروندکنار، محمدعلی و حیدرعلی سیامری متأثر نشود. مشاهدهٔ آن مادر و کودک محاصره شدهاش در سیل منظرهای نیست که آسان بتوان از کنارش گذشت یا آن پدر پیر که با بیل لودر از میان سیل عبور داده میشود و مادری که تنها و بیکس در گل و لای خلیده است و دست او با استغاثهای سوزان به جانبی مجهول دراز است. این عکس گویی تنهایی و بیکسی ایران را باز میتاباند. به راستی چه بر سر میهن ما آمده است؟
مگر نخستین بار است که سامانههای بارشی وارد ایران میشوند و در استانهای سیلگرفته باران میبارد؟
چه بر سر میهن ما آمده است؟
این سؤال ممکن است ابتدا به ساکن بدیهی و پیش پا افتاده بهنظر بیاید اما وقتی آن را بشکافیم هزارتوی فاجعه را بیان میکند. در حال حاضر ۲۵استان ایران در معرض سیل یا وقوع آن بر اثر بارشهای شدید قرار دارند. برخی از رسانههای حکومتی از ۲۷استان آسیبدیده خبر دادهاند. تهران و البرز نیز در آستانهٔ سیل قرار گرفتهاند. دوسوم شهر آققلا در استان گلستان هنوز در زیر آب است. ۱۲شهرستان این استان متأثر از سیل هستند. وضعیت در میان دورود، جویبار، بهشر، سیمرغ و بابل بحرانی است. آوارهشدگان و در محاصره قرار گرفتگان سیل، بهشدت نیاز به غذا، آب آشامیدنی، پتو، چادر و سایر لوازم اولیهٔ زندگی دارند.
هنوز زخمهای باز در این منطقه از ایران اسیر التیام نیافته، زخمهای دیگری سر بازکردند. ادامهٔ بارشها باعث مسدود شدن تنها راه مو اصلاتی گمیشتپه شد. بارشهای شدید در استانهای غربی، جنوب غربی، جنوبی، مرکزی و دامنههای زاگرس، سواحل خزر و دامنههای جنوبی البرز برگهای جدیدی از فاجعه را ورق زد. البته بنا بر پیشبینیهای هواشناسی شامل هشدارهایی در زمینهٔ گسترش خطر سیلاب و طغیان رودخانهها در خوزستان، بوشهر، ایلام، کرمانشاه، شرق کردستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، فارس، غرب اصفهان و جنوب قم است.
طغیان خرمرود در استان لرستان، سیل را به خرمآباد رساند و وضعیت شهر را بحرانی کرد. طغیان رودخانه پلدختر محور جنوب لرستان را مسدود کرد. علاوه بر آن ۲۲محور مواصلاتی نیز بسته شدند. به فاصلهٔ اندک ۵۸روستای قزوین در معرض سیل قرار گرفتند و هنوز این وضعیت ادامه دارد. محور هراز بهدلیل خطر ریزش سنگ بسته شد. راهآهن آققلا تخریب گردید. بخشی از جادهٔ اصلی خرمآباد ـ معمولان را سیل از بین برد. سیل در اروندکنار جان ۲کودک معصوم را ربود. سرانجام سیل به دروازه قرآن شیراز رسید و بیش از ۲۰۰دستگاه از ماشینهای مسافران را با نیروی مهیب خود از جا کند و به اطراف کوبید. سیل همچنین به بازار وکیل شیراز راه یافت. سیل اندیمشک را نیز جزو قربانیان خود قرار داد. حاکمیت آخوندی از دادن آمار واقعی قربانیان طفره میرود.
ایران با چشمان گریان در یک فاجعهٔ ملی
اگرچه هنوز خطر سیل کاهش نیافته است و در مناطق جدید رو به گسترش است اما از هماکنون میتوان دید که مردم ایران در مقابله با سیل فقط و فقط به نیروی دستان خالی خود اتکا دارند. به تمام معنا یک فاجعهٔ ملی اتفاق افتاده و به سرعت رو به گسترش است.
این سیل نیست، این ایران، میهن عزیز ماست که در زیر ایلغار حاکمیت مغولگونهٔ اشغالگران ایران، تنهایی و بیکسی خود را به مویه نشسته و با هزار چشم گریان میخواهد بگوید که چه در این حاکمیت اهریمنی بر او گذشته است.
http://t.me/begoonah
https://www.instagram.com/begoonah
