مادر نیکنام که عاشقانه فرزندش را می پرستید و به رسم و رزم و آرمانش ایمان داشت و او را الگوی مجسم عدالت و اخلاص میدانست پا به پای فرزند سترگش ایستاد و سختی های فراوانی را تحمل کرد .
از لحظه هجوم گله های پاسدار به منزلش تا دستگیری آن سردار سرفراز و ملاقات در سیاه چالهای قرون وسطایی خمینی، تا روز تیرباران قهرمان ۱۹ ساله اش و تا لحظه ای که چشم از جهان فرو بست همیشه رنجها و آلام بسیاری برد .
هم او بود که پس از تیرباران فرزندش قامت آن سرو دلاور را با چشمان اشک بار و دردی جانکاه شبانه غسل داد و کفن کرد و وقتی که پاسداران جنایتکار مانع تدفین آنوی در گورستان محله شدند شجاعانه او را در حیاط خانه اش به خاک سپرد . مادر نیکنام همه این ساله را در کنار آن تربت پاک زیست و لحظه ای از آن جدا نشد.
http://t.me/begoonah1
https://www.instagram.com/begoonah