روز چهارشنبه ۵تیر ۹۸خامنهای در دیدار با دژخیمان و عوامل رژیم در قوة قضاییه، با بیانی روشن و صریح، بنبستش در پذیرش یا رد مذاکره را بیان کرد. و از جمله گفت: «میگویند بیایید مذاکره؛ مذاکره یک فریب است؛ مذاکره بر سر چه؟ بر سر آنچه او میخواهد؛ یعنی اسلحه در دست شما است، جرأت نمیکند بیاید جلو، میگوید آقا آن اسلحه را بده به من، آن اسلحه را بینداز تا من بتوانم هر کاری که میخواهم با تو بکنم، تا من بتوانم هر بلایی میخواهم سر تو بیاورم؛ مذاکره این است. اگر چنانچه در این مذاکرهای که انجام میگیرد شما حرف او را قبول کردی، پدرت درآمده؛ اگر حرف او را قبول نکردی باز همین آش است و همین کاسه»
در واقع سردمداران رژیم اذعان میکنند که با تحریمهای جدید آمریکا و بهخصوص تحریم ولیفقیه ارتجاع، باب دیپلماسی و مذاکره بسته شده، یا بهشدت محدود و بغرنج شده است. خامنهای خوب میداند که در تعادلقوای بهشدت نابرابر کنونی، مذاکره چیزی جز تسلیم نیست.
زیرا طرفحسابهای رژیم از رژیم چیزهایی میخواهند که حیات و بقای رژیم به آنها بند است:
آنها از رژیم، اتمی، موشکی، قطع دخالتهای منطقهیی و متوقف کردن تروریسم و پایان دادن به سرکوب و نقض حقوقبشر را میخواهند! و رژیم هم دقیقاً میداند (بهعلت ماهیت خود) به هر یک از این خواستهها که تن بدهد، در واقع حکم نابودی خود را امضا کرده است. به این علت خامنهای خیلی صریح این بار هم تأکید کرد که مذاکره نمیکنیم زیرا اگر مذاکره کنیم پدرمان درمیآید. رژیمی که هیچ برگی برای بازی در میز مذاکره در دست ندارد قاعدتاً بایستی جانب احتیاط را بگیرد و ماجراجویی نکند، اما همگان در روزهای اخیر شاهد هستند که رژیم از طریق نیروهای نیابتیاش همچنان به حملات موشکی و پهپادی علیه عربستان ادامه میدهد اینجا باید پرسید رژیم با چه محاسبهیی این کارها را میکند؟
رژیم دینامیسمش در ماجراجوییهایش را نه از قدرتش بلکه دقیقاً از نهایت ضعفش و از وضعیت بهشدت خرابش میگیرد؛ یکی از انگیزههایش برای انجام این اقدامات که ظاهر قدرتنمایانه دارد، روحیه دادن به نیروهای بهشدت ترسان و لرزانش میباشد اما در عمل دیده میشود که این اقدامات وضعیت رژیم را بسا وخیمتر کرده است. این تاکتیک ابلهانهٔ رژیم جز خودزنی تعبیر و تفسیر دیگری نمیتواند داشته باشد و در واقع مانند کسی است که در باتلاقی افتاده و با هر دست و پا زدن بیشتر در آن فرو میرود.
